تبليغاتX
مردم وار

مردم وار

اجتماعی،فرهنگی و سیاسی

يك مقام آگاه از طراحي سناريوي عمليات رواني مشترك سازمان هاي اطلاعاتي سيا، موساد و اينتليجنت سرويس عليه ايران خبر داد.

اين مقام آگاه در گفت و گو با فارس، گفت: مدتي است كه جنجالهاي تبليغاتي و عمليات رواني با هدف القاي دخالت ايران در امور كشورهاي منطقه ، القاء و بزرگنمايي خطر ايران براي كشورهاي منطقه و اروپائي و همچنين متهم نمودن جمهوري اسلامي ايران به اقدامات تروريستي، در دستور كار امپراتوريهاي خبري وابسته به نظام سلطه قرارگرفته است كه در اين راستا اخيراً سرويس‌هاي اطلاعاتي امريكا، رژيم صهيونيستي و انگليس با طراحي ربايش يك كارمند بازنشسته وزارت دفاع بنام " عليرضا عسگري " سعي دارند سناريوي عمليات رواني جديدي را ظرف چند روز آينده اجرايي كنند .

وي افزود:عليرضا عسگري كه حدوداً چهار سال قبل بازنشسته شده بود، در بهمن ماه سال جاري وارد شهر استانبول تركيه شد كه طي يك عمليات مشترك ، ربوده شده و به پايگاه اينجرليك در تركيه و سپس به يكي از مقرهاي پنهاني سازمان جاسوسي امريكا (سيا)منتقل مي گردد.

اظهارات اين مقام آگاه نشان مي‌دهد كه بر اساس اطلاعات به دست آمده، كميته مشترك اطلاعاتي امريكا، رژيم صهيونيستي و انگليس، عليرضا عسگري را به سبك زندانيان گوانتانامو و ابوغريب عراق در شرايط سخت، تحت فشارهاي روحي _ رواني و شكنجه شديد جسمي قرار داده‌اند و همه تلاش خود را براي مجبور كردن وي براي قرار گرفتن در مقابل دوربين و بيان خواسته هاي آنها، بكار بسته‌اند.

وي با اشاره به اقدام تروريستي مشابه امريكا در چند ماه گذشته، هدف اوليه از اينگونه نمايش‌هاي مضحك و نخ نما شده را فقدان سوژه هاي تبليغاتي و عمليات رواني مؤثر، تكاپو براي تحت الشعاع قراردادن و سرپوش گذاشتن بر شكستهاي مفتضحانه در عراق و لبنان و نيز عدم موفقيت اقداماتشان در برابر جمهوري اسلامي ايران ارزيابي كرد و افزود :" امپراتوريهاي خبري وابسته به نظام سلطه در چند روز گذشته با خبر سازي پيرامون پناهندگي عليرضا عسگري از يك سو سعي دارند با سرپوش گذاشتن بر اين اقدام تروريستي از مواجهه و پرسش گري افكار عمومي اجتناب ورزند و از سوي ديگر با فضا سازي تبليغي ، امكان اثر بخشي سناريوي عمليات رواني مورد نظر خود را افزايش دهند ."

اين مقام آگاه در ادامه به اهداف ديگر اين سناريوي عمليات رواني اشاره كرد و گفت: مشخص است كه در آستانه نشست بغداد،جنجال خبري نيروهاي اشغالگر در عراق با هدف كسب امتياز از ايران اجرائي گرديده است و به نظر مي‌رسد امريكا پس از ناكامي در مجاب كردن بازيگران دولتي و نهاد هاي بين المللي براي فشار و محدوديت‌هاي اقتصادي و سياسي عليه جمهوري اسلامي ايران، در صدد است با اجراي اين نمايش عمليات رواني در چند روز آينده، از يك سو شوراي امنيت و كشورهاي اروپايي را تحت تأثير اهداف خود قراردهد و از سوي ديگر ايران را وادار به مذاكره و دادن امتياز نمايد.

وي در پايان تاكيد كرد: نو محافظه كاران با وادار كردن ايران به مذاكره سعي دارند خودرا ريكاوري نموده و ضمن ترميم شكست‌ها وپيروز نشان دادن خود پايگاه اجتماعي خودرا بازسازي كنند .

«زيبا احمدي» همسر عليرضا عسگري 46 ساله نيز كه روز دوشنبه با ديگر اعضاي خانواده به ملاقات مسئولان سفارت تركيه رفته بود، پس از اين ديدار درباره ناپديد شدن همسرش به خبرنگاران گفت: آقاي عسگري معاون وزير دفاع سابق كه دو سال پيش بازنشسته و به امر تجارت (زيتون و روغن زيتون در سوريه) مشغول بود در تاريخ 16 آذر 85 (7 دسامبر) از دمشق وارد هتل جيران استانبول شد و دو روز بعد 18 آذر (9 دسامبر) مفقود شد.

وي در اين باره افزود: تا روز هشتم دسامبر (جمعه) با وي در تماس بوديم ولي شنبه اين تماس قطع شد و تلفن همراهش خاموش بود كه مشكوك شديم.

همسر عسگري در واكنش به برخي از شايعات و اخبار مطرح شده، با بيان اين كه ما در ايران هستيم و جايي نرفته‌ايم، اظهار داشت: اين شايعات دشمنان است. ايشان به هيچ وجه پناهنده نشده و نخواهد شد.

وي در اين زمينه به وابستگي شديد عسگري به خانواده و به خصوص فرزندان و پدرش اشاره كرد و گفت: آقاي عسگري با ايران مشكلي نداشته كه بخواهد پناهنده شود. كسي كه مي‌خواهد پناهنده شود اول خانواده‌اش را با خودش مي‌برد. خانه، ماشين و هر چه دارد به اسم خودش است، اگر مي‌خواست برود تكليف اين‌ها را مشخص مي‌كرد. مگر مي‌شود خودش برود و خانواده‌اش در ايران باشند؟

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت16:25توسط عبدالله | |

در حالي كه بيش از دو ماه از ناپديد شدن رازآلود عليرضا عسگري، سردار بازنشسته سپاه و معاون پيشين وزارت دفاع مي‌گذرد، سكوت منابع داخلي كشورمان، اين موضوع را به سوژه انواع شايعه‌سازي‌ها و دروغ‌پردازي‌هاي غرب براي تضعيف روحيه در كشور تبديل كرده است.

اين در حالي است كه بخش اعظم اين پروژه امنيتي ـ اطلاعاتي از طريق ابزار رسانه به پيش مي‌رود.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» «فاكس‌نيوز» نوشت، ژنرال عليرضا عسگري، سردار بازنشسته سپاه پاسداران، حدود يك ماه پيش در تركيه مفقود و بنا بر گزارش‌هاي موجود، به آمريكا پناهنده شده است.

روزنامه «الشرق‌الاوسط» كه در لندن منتشر مي‌شود، با انتشار اين مطلب به نقل از منابع ايراني گفت: عسگري با يك سري مدارك سري به آمريكا رفته است.

يكي از مقامات ارشد آمريكا به «فاكس‌نيوز» گفت: عسگري در اختيار «سيا» نيست، ولي گم شدن او را رازآلود دانست و اعلام كرد كه جامعه اطلاعاتي آمريكا به دنبال وضوح و شفافيت بيشتري در اين باره است.

«فاكس‌نيوز» ادامه داد: عسگري حدود يك ماه پيش قرار بوده پس از اقامتي در دمشق، به هتلي در استانبول برود، اما گزارش‌هاي موجود مي‌گويد كه او هرگز به هتل نرسيده است.

رئيس پليس ايران از احتمال ربوده شدن وي توسط سازمان‌هاي اطلاعاتي غربي گزارش داده و گفته بود كه با همكاري پليس تركيه پيگير ماجرا هستند.

گزارش‌هايي نيز در رسانه‌هاي عربي منتشر شده كه «موساد» در پشت پرده اين ماجرا قرار دارد. اسرائيل دخالت در اين كار را تكذيب كرده، اما روزنامه «ديلي‌تلگراف» احتمال داد كه عسگري توسط اسرائيلي‌ها ربوده شده كه البته در ارتباط با گم شدن «ران آراد»، خلبان ارتش اسرائيل باشد!

گفته مي‌شود ربودن عسگري، براي معامله با حزب‌الله بر سر انتقال آراد به ايران در ازاي مبلغ زيادي پول بوده است.

روزنامه تركيه‌اي «حريت» گزارش داد: در 6 فوريه روز قبل از رسيدن وي دو بيگانه به هتل محل استقرار ژنرال عسگري در استانبول رفته و هزينه اتاق را او نقدي پرداخت كرده‌اند. مقامات ايراني مي‌گويند، او پيش از ناپديد شدن، سه روز را در آنجا بوده است.

البته روزنامه تركيه‌اي «مليت» نيز به نقل از مقاماتي گمنام نوشت: پليس و بازرسان اطلاعاتي كشف كرده‌اند كه ژنرال بازنشسته ايراني، مخالف دولت احمدي‌نژاد بوده و اطلاعاتي در مورد برنامه هسته‌اي ايران دارد كه قصد انتقال آنها را داشته است.

«رام ايگرا»، از مقامات سابق «موساد» ادعا كرد: پيش از اين‌كه عسگري به معاونت وزارت دفاع برسد، نقش حياتي را در حمايت سپاه پاسداران ايران از حزب‌الله داشته و ادامه داد: «در سال‌هاي دهه 1980 و 1990 عسگري مسئول سپاه پاسداران ايران در لبنان و از بنيانگذاران مهم حزب‌الله بوده است و در لبنان زندگي مي‌كرد؛ بنابراين، اگر چيزي براي دادن به غرب داشته باشد، بايد در مورد تروريسم و شبكه حزب‌الله در لبنان باشد».

«مناشه امير» از كارشناسان امور ايران در اسرائيل مي‌گويد: اطلاعات موجود، نشان مي‌دهد خانواده ژنرال عسگري در زمان ناپديد شدن با او بوده‌اند.

رسول نفيسي، كارشناس سياسي ايران در دانشگاه «استرير» ويرجينيا احتمال داد كه ناپديد شدن او، مربوط به گروه مجاهدين خلق است كه به گفته او، سال‌هاست فعاليت زيادي در تركيه دارند.

«ديلي‌تلگراف» نوشت: ژنرال عسگري با پروازي از دمشق عازم استانبول شده بود و پس از ثبت و كارهاي مربوطه در هتل و انتقال وسايلش به اتاق بيرون رفته و ديگر بازنگشته است.

اين مسئله هم‌زمان با بحران برنامه اتمي ايران و اتهاماتي مبني بر تجهيز شورشيان عراق است كه آمريكا به شدت از نبود اطلاعات مناسب در اين زمينه رنج مي‌برد. هر اطلاعاتي كه به اسرائيل يا غرب كمك كند اين جاي خالي‌ها را پر كند، تأثيري مستقيم بر حمله نظامي به ايران دارد.

«تايمز‌آنلاين» هم مدعي شد: ژنرال ايراني كه ماه گذشته به غرب پناهنده شده، از سال 2003 به جاسوسي در ايران مشغول بوده و گفته مي‌شود، اين ژنرال 63 ساله، اواخر هفته گذشته، در يكي از پايگاه‌هاي ناتو در آلمان جلسه‌اي توجيهي داشته است.

اين روزنامه انگليسي از قول منابع ايراني مدعي شد: برنامه‌ريزي فرار وي ماه‌ها طول كشيده و دست‌كم ده عضو نزديك به خانواده وي از كشور خارج شده‌اند. عسگري داراي دو پسر، يك دختر و چندين نوه بوده كه گفته مي‌شود همه آنان از جمله عروس‌هاي وي نيز در خارج از ايران هستند و مقصد نهايي‌شان مشخص نيست.

بيشتر احتمالات در مورد اطلاعاتي است كه وي درباره رابطه ايران با تروريست‌هاي خاورميانه دارد و نه برنامه اتمي ايران.

روزنامه اسرائيلي «يديعوت آحارنوت» ادعا كرد: «موساد» پناهندگي او را هماهنگ كرده است. يكي از منابع دفاعي اسرائيل گفت: «او احتمالا براي موساد كار مي‌كرده است، اما احتمال همكاري با سازمان‌هاي اطلاعاتي اروپا نيز وجود دارد. وي در 7 فوريه، چهار روز پس از اقامت در دمشق و تضمين امنيت خانواده خود با پروازي به استانبول رفته و سپس با پاسپورت جديد، تركيه را با خودرو ترك كرده است.

«اكونوميست» نوشت: يك روزنامه تركي از تماس همسر وي و ابراز نگراني او خبر داده، اما مقامات ايراني اين امر را رد كرده‌اند.

همان روزنامه نوشت: ايران از سه تماس تلفن همراه او اطلاع دارد كه پس از رسيدن به تركيه، دو بار با ايران و يك بار با مصر تماس گرفته است.

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت16:24توسط عبدالله | |

آفتاب: تلاش‌های اولیه برای تصدی ریاست شورای شهر آینده تهران آغاز شده است. به گزارش خبرنگار سیاسی آفتاب این تلاش‌ها که از سوی هواداران دو تن از اعضای شورای شهر تهران در جریان است به برخی از رایزنی‌های بیرون از محیط شورا نیز سرایت کرده است. آگاهان می‌گویند که شانس دو گزینه «مرتضی طلایی» و «مهدی چمران» در این باره از دیگران بیشتر است. 

براساس این گزارش‌ها اعضای ائتلاف طرفداران محمدباقر قالیباف شهردار فعلی تهران برخی هماهنگی‌ها را برای انتخاب طلایی به ریاست شورای شهر انجام داده‌اند. از سوی دیگر شنیده شده است که اعضای ائتلاف لایحه خوش خدمت (هواداران رئیس جمهور محمود احمدی‌نژاد) که به رهبری پروین احمدی‌نژاد در اقلیت مطلق هستند قصد ندارند در جریان انتخاب رئیس شورا، به مهدی چمران رأی دهند. 

یکی از اعضای شورای شهر تهران در گفت‌وگو با خبرنگار «آفتاب» اگر چه بحث درباره ریاست شورای شهر تهران را زودهنگام ارزیابی کرد اما احتمال بسیار زیاد ریاست طلایی بر شورای شهر آینده تهران را نیز رد نکرد. 

وی با بیان اینکه در جریان هماهنگی‌های ایجاد شده احتمالا اعضای اصلاح‌طلب شورای شهر نیز با موضع ائتلاف اصولگرایان اصلاح‌طلب هماهنگ خواهد بود درباره موضع مرتضی طلایی در این باره گفت: «آقای طلایی از این گونه بحث‌ها پرهیز دارد. ایشان معتقد است که مهم نیست چه کسی در ریاست شورا حضور داشته باشد، بلکه نکته با اهمیت دوری اعضای شورا از سیاست‌زدگی و تلاش برای بهینه‌سازی مدیریت شهری و تدوین برنامه‌های کارآمد برای حل مشکلات تهران است». 

پیش از این برخی پیش‌بینی‌ها از فعالیت مستقل فراکسیون اصلاح‌طلبان حکایت داشت. این منبع نزدیک به اصولگرایان اصلاح‌طلب چنین امری را با توجه به اندک بودن تعداد اعضای این فراکسیون در شورا بعید دانست و در عین حال گفت که همه چیز به رایزنی‌ها و برنامه‌ها در زمان تشکیل شورای جدید و بعد از آن بستگی دارد. 

ائتلاف اصلاح‌طلبان در شورای شهر تهران دارای چهار عضو و سه چهره برجسته (محمدعلی نجفی، احمد مسجد جامعی و معصومه ابتکار)‌ است که با توجه به حضور معصومه ابتکار در رده‌های بالای لیست منتخبان تهران، می‌تواند یکی از گزینه‌های احتمالی ریاست شورا باشد. 

گفته می‌شود با اجماع تقریبی اعضای شورا تکلیف ابقای محمدباقر قالیباف در شهرداری تهران روشن شده و ائتلاف 7 نفره هواداران وی در شورای شهر تهران برای ریاست طلایی نیاز به یک رأی دیگر دارند. با این حال ظاهراً لیست حامی محمد باقر قالیباف می‌کوشد به دلیل نقش مهم و تأثیرگذار مهدی چمران در انتصاب قالیباف به عنوان شهردار تهران در سال گذشته، مانع رنجیدگی خاطر چمران و نزدیکی احتمالی او به حامیان دولت احمدی‌نژاد گردد. گفته می‌شود که سال گذشته چمران در شرایطی که 7 نفر از اعضای شورا به فرد دیگری گرایش داشته و 7 نفر دیگر به قالیباف رأی داده بودند، با انداختن رأی خود به نام باقر قالیباف باعث انتخاب قطعی وی شد.

پیش از این یکی از نظریه‌پردازان جریان اصولگرا به هم جناحی‌های خود توصیه کرده بود تلاش‌های خود برای جذب هوادارن قالیباف را شدت بخشند تا این ائتلاف پر تعداد در شورای شهر نتواند در هماهنگی با اصلاح‌طلبان هسته قدرتمندی را در برابر اصولگرایان حامی دولت در شورای شهر سازماندهی کند. براساس این سیاست است که عده‌ای هماهنگی حامیان دولت با هواداران قالیباف برای انتخاب طلایی به ریاست شورای شهر تهران را با توجه به اختلافات موجود با مهدی چمران و خنثی‌سازی برنامه‌های اصلاح‌ طلبان محتمل می‌دانند. 

مهدی چمران ریاست فعلی شورای شهر تهران را به عهده دارد. شورای آینده شهر تهران از اردیبهشت ماه سال 86 آغاز به کار خواهد کرد.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت14:10توسط عبدالله | |

1- چندي پيش شايعاتي درباره سلامتي رهبر انقلاب اسلامي منتشر شد.


اين شايعات از سوي مايكل لدين چهره ضد ايراني و جنگ طلب نومحافظه كاران آمريكايي شروع شد اما برخي منابع خبري مركز اين شايعات را كميته اي مخفي موسوم به كميته X معرفي كردند. آنان همچنين بخش رسانه اي اين كميته را به محمد ع عضو شوراي مركزي حزب كارگزارن سازندگي معرفي مي كردند.


آنان معتقدند جلسه اي كه ع با خبرنگاران رسانه هاي خارجي كه مقيم تهران هستند، سبب رواج گسترده اين شايعه در رسانه هاي خارجي شده است.


 
2- محمد ع یکی دیگر از اعضای باند سید مهدی هاشمی در دهه 50 و 60 بود که علت عدم بازداشت و بازجویی از وی در دهه60 را نفوذ رئیس وقت مجلس در این پرونده می دانند. وی که در اصفهان سابقه فعالیت های مضر سیاسی منجر به عملیات های تروریستی و حتی ترورهای فیزیکی را داشت، بعد ها به ریاست حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی رسید.


بسیاری معتقدند که واسطه روابط سید مهدی هاشمی و منافقین که مورد حساسیت شدید امام قرار داشت، يكي از اقوام ع بوده است.


محمد ع در دوران وزارت کشوری عبدالله نوري( سالهای 68 تا 72 )  مدیر کل سیاسی شد و به واسطه ارتباطات نزدیک با رئیس جمهور وقت و همکاری با غلامحسین کرباسچی به انتشار روزنامه چهار رنگ همشهری پرداخت.


 وی همچنین از اعضای هیات موسس و شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی شد. ع پس از دوم خرداد به وزارت نفت رفت و در بخش فروش خارجی مشغول شد و این چنین عهده دار بخش رسانه های نفتی شد!


ع پس از اخراج از روزنامه همشهری روزنامه شرق را اجاره کرد و رئیس شورای سیاست گذاری آن شد. وي می گوید: در عرض دو سال 25 میلیارد تومان خرج روزنامه شرق کرده است. یعنی هر ماه بیش از یک میلیارد تومان!


3- اما آن چه چهره ع را به عنوان يك عنصر ضد امنيتي مشهور كرده است، روابط سياسي خواهر وي زهره ع است.


زهره ع از اعضاي ارشد سازمان مجاهدين خلق است كه گفته مي شود هم اكنون به صورت غير رسمي همسر چهارم مسعود رجوي است و تشكيلات نظامي اين سازمان را رهبري مي كند.
جواد قديري شوهر اول زهره ع بوده است. قديري كه از اعضاي باند خسرو ت و كشميري بوده، در ابتداي انقلاب از سوي سازمان مجاهدين مامور نفوذ در نهاد هاي امنيتي مي شود.


سردار مهدي منتظري رييس سابق حفاظت اطلاعات ارتش درباره نحوه نفوذ جواد قديري در نهادهاي امنيتي پس از انقلاب مي گويد: ببینید اوایل پیروزی انقلاب، كار اطلاعاتی نه تنها جاذبه‌ای نداشت بلكه به لحاظ تداعی ساواك، یك حالت انزجار در اذهان ایجاد كرده بود و خیلی‌ها احتراز می‌كردند از ورود به تشكیلات اطلاعاتی یا انتساب به اون. خودجوش بود... كسانی كه كار تشكیلاتی كرده بودند، مثل حزب توده یا منافقین اینها خوب به اهمیت كار و جایگاه كار، واقف بودند...


... بعداً كه نظام پیروز شد، هر كسی شروع كرد، اهداف خودش را دنبال كردن و این گروهكها و سازمانهایی كه دنبال اهداف از قبل تعیین شده‌ [ی خودشان] بودند، سعی كردند افراد خودشان را در نهادهای انقلاب، نفوذ بدهند...

مثلاً همان اوایل انقلاب، كمیته‌هایی در مراكز مهم ضد اطلاعات در ارتش، توسط نخست‌وزیری تشكیل داده شد، كه افرادی را اعزام می‌كردند به آنجا... این كمیته‌ها مسئولیت نظارت بر اسناد و مدارك موجود را داشتند كه حفاظت بشوند. چون نفرات، نفرات ضد اطلاعات سابق بود.... آقای «محمد رضوی» بود كه الان در شركت مخابرات است كه مسئول كمیته اداره دوم بود و بقیه كمیته هم، زیر نظر ایشان بود كه البته مثلاً مورد «جواد قدیری» كه روی شنودها كار می‌كرد، مسئولیتش به عهده آقای «رضوی» بود... خود آقای «رضوی» از اعضای مجاهدین انقلاب اسلامی بود یا آقای «حبیب داداشی» كه همین طور.


5- قديري در كميته خنثي سازي كودتاي نوژه نيز نقش داشته است. در كتاب شنود اشباح ص471-470 آمده است: در كمیته خنثی‌سازی نقاب [كودتا] بعد از «محسن‌ رضایی»، «مهدی منتظری» سرپرست شد. «مسعود كشمیری» كارهای تعقیب و مراقبت و جلب و به یك معنا عملیاتهای لازم به عهده «رضا عاصف» و مجموعه اطلاعات سپاه بود، بیشتر بازجوئی‌ها هم مختلف انجام می‌شد... «سعید مظفری» [حجاریان»] بود كه با «ركنی» كار می‌كرد... «جمال اصفهانی» بود. مسئول مركزیت كودتایی‌ها به عهده‌اش بود...

وقتی جمعی خدمت «حضرت امام» رفتیم «كشمیری» هم بود، متنی را كه تنظیم شده بود، خواند كه لب حرف این بود كه به ارتش امیدی نیست و نحوه پیشنهاد انحلال ارتش بود كه «امام» هم خیلی برای من عجیب بود، فرمودند این موارد در دیگر جاها غیر از ارتش هم هست. بین خود شما هم هست حالا كمتر بیشتر دارد ... خب «كشمیری» رابط ركن 2 ارتش با مجموعه ضد كودتا بود. یعنی «رضوی» كه نماینده اداره دوم بود... «جواد قدیری» هم بود... اما خب «كشمیری» ‌با بعضی از این افراد رفیق بود، با بعضی همكار بود با بعضی هم باند بود. شرایطی پیش می‌آمد دسترسی‌های خطرناك اطلاعاتی پیدا می‌كرد.


مهدی منتظری همچنين درباره سوابق قديري مي گويد: «جواد قدیری» یك آدمی بود كه سابقه تشكیلاتی كار با مجاهدین خلق از قبل از انقلاب داشت. حتی زندان هم رفته بود و با [«مسعود] رجوی» هم بند بود و از نوچه‌های «رجوی» در زندان بود و جالبه كه بعد از آزادی از زندان و جریانات انقلاب، یك دفعه سر از دستگاه اطلاعاتی در می‌آره... «جواد قدیری» همان اوایل شكل‌گیری كمیته مستقر در اداره‏ آمد و ... مشغول به كار شد... دوره «رضوی»..

البته مسئولیت كمیته اداره دوم به عهده «جواد قدیری» نبود. بعد هم در كارهای اطلاعاتی كه شروع شد و ستاد خنثی سازی كودتا تشكیل شد، «جواد قدیری» رفت و آمد زیادی پیدا كرد و وارد مباحث اطلاعاتی جدی شد.


 
6- در كتاب تازه منتشر شده سازمان مجاهدين خلق پيدايي تا فرجام به صراحت از جواد قديري به عنوان طراح عمليات ترور آيت الله خامنه اي در 6 تير 1360 در مسجد اباذر نام برده مي شود: معاون وقت دادستان انقلاب در خاطرات خود تصريح كرده است كه «جواد قديري يكي از طراحان انفجار مسجد ابوذر بود.» وي كه نام كاملش جواد قديري مدرس است و از اعضاي قديمي و مهم سازمان و نفوذي در كميته انقلاب مستقر در اداره دوم ارتش بود، بعد از سوءقصد نافرجام به آيت الله خامنه اي متواري شدو از كشور گريخت. در سال 1364 ، نام قديري درليست شوراي مركزي سازمان مجاهدين خلق به عنوان مركزيت درج گرديد. در همان زمان در اغلب خبرهاي مطبوعات و واكنش هاي اقشار مختلف مردم و گروه هاي سياسي، بدون كمترين ترديدي، سازمان مسئول انفجار مسجد اباذر معرفي و شناخته مي شد.


محمد جواد قديري عضو كادر مركزي سازمان و از طراحان اصلي انفجار مسجد اباذر، « در روز چهارم تير 1360 به دوستان خود با اطمينان خبر مي دهدكه در روز فتم تير، كار يكسره خواهد شد.» وي روز ششم تير قبل از فرار از كشور « به بعضي از متهمين عضو سازمان كه مجددا دستگير شده اند گفته بود كه فردا يعني روز هفت تير كار نظام اسلامي تمام است. (ص 591 و 592)


 
7- عزت شاهي مبارز قديمي و مسئول بازپرسي كميته انقلاب اسلامي در كتاب خاطراتش پس از توضيحات مفصلي كه درباره روابطش جواد قديري به نكته مهمي در روابط ع و قديري اشاره مي كند:
من در جايي شنيدم كه قبل از ترور آقاي خامنه‌اي، جواد قديري گفته بود كه كار نظام در همين پنج ـ شش روز تمام است، و اينها (مسئولين نظام) هم بار و بنه‌اشان را بسته‌اند. من همان موقع به آقاي خسرو تهراني كه در اطلاعات نخست وزيري بود پيغام دادم كه جواد قديري شوهر خواهر آقاي عطريانفر (كه در وزارت كشور است) چنين حرفي زده است. ما جاي او را هم پيدا كرده‌ايم، بياييد پي‌گيري كنيد كه آنها اين كار را نكردند .بعد خودمان حكم گرفتيم و رفتيم تا منزل او را بازرسي كنيم كه ديديم تخليه شده است، گويا مدتي در منزل محمد عطريانفر در اختفا به سر مي‌برد و بعد هم شنيديم كه از كشور گريخت و پس از چندي هم عطريانفر خواهرش زهره را به صورت غيرقانوني و قاچاق نزد وي فرستاد.


 
8- در سايت صبح كه به معرفي شهداي انقلاب اسلامي مي پردازد در معرفي شهيده زهره بنيانيان آمده است: يکي از روزهاي زيباي سال 1336، زهره در آغوش گرم خانواده‌اي مذهبي و متدين به دنيا آمد او هميشه به ياد محرومان و مستضعفان بود و علي‌رغم اينکه از زندگي مرفهي برخوردار بود ولي از خوگرفتن به زندگي اشرافي سرباز مي‌زد و بعدها در دوران مبارزه مخفي شبهاي سرد و طوفاني انقلاب را برگليمي ساده به سرمي‌برد، وي آذر و ديماه سال 1356 را در ميان مسلمانان محروم و ستمديده لبنان و فلسطين و سوريه گذراند و پس از بازگشت به ايران به عضويت گروه توحيدي «صف» (شهيد بروجردي) درآمد، در حالي که به سلاح ايمان مسلح بود براي دفاع از آرمانهاي خويش به سلاح گرم نيز مسلح شد. به راهش با تمامي وجود اعتقاد داشت از نظر اخلاقي هيچ نشانه‌اي از غرور و تکبر در وجودش نبود. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي زهره در ادامه راه آرمانگرايانه خويش به عضويت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمد و به فعاليت خود ادامه داد. سرانجام روز بيست و نهم ارديبهشت ماه سال 58 در حين انجام مأموريت به عنوان سرپرست گروه ضربت که براي خنثي کردن توطئه ضد انقلاب راهي شده بودند، هدف اصابت گلوله ضد انقلاب قرار گرفت و در سن 22 سالگي روح بيقرارش به سوي ملکوت اعلي پرواز نمود.
( گفتني است بسياري از تاريخ نگاران معاصر شهادت زهره بنيانيان را به گروهك مهدي هاشمي نسبت مي دهند . آن ها قاتل زهره بنيانيان را فرد با نام مستعار محمد چريك معرفي مي كنند.)
 


9- در يكي از سايت هاي اينترنتي آمده است: محمد ع از سوي سازمان منافقين به عنوان مسؤول شاخۀ اصفهان در نظر گرفته شده بود . همچنين خواهر و شوهر خواهر وي (زهره‌ ع و جواد قديري) از اعضاي مرکزي سازمان منافقين مي‌باشند که به دليل شرکت در عمليات تروريستي حادثه انفجار حزب جمهوري، به خارج از کشور گريختند. زهره ع، پس از مدتي همسرش (جواد قديري) را رها کرد و با ارتقاء تشکيلاتي، اکنون به صورت غير رسمي همسر چهارم مسعود رجوي مي‌باشد. گفته مي شود زهره ع هم اكنون مسئول نظامي سازمان مجاهدين خلق مي باشد.


گفتني است جمع‌آوري اطلاعات پيرامون فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي ايران توسط سازمان منافقين و فروش آن به آمريکائيها، دور جديدي از چالش را براي جمهوري اسلامي ايران به دنبال داشته‌است.


با آغاز دورۀ به اصطلاح سازندگي و اجراي سياستهاي تعديل اقتصادي، مخالفت‌هاي شديدي از سوي جريان چپ و مجمع روحانيون مبارز، متوجه سياستگذاران تعديل اقتصادي گرديد. از اين رو برخی افراد قدرت‌طلب، از طريق وزارت کشور- که آقاي عطريانفر هم يکي از دست‌اندرکاران آن بود- به حذف 90 نفر از نيروهاي جريان چپ مبادرت ورزيدند. اين اقدام باعث نزاع در ميان جناحهاي سياسي و حذف و انزواي جناح چپ شد.


 
10- تاريخ 30 ساله اخير رمز و رازهاي فراواني داشته است. مافياهاي فراواني بودند كه در عين آن ردپاهاي مشهودي از آنان در فجايع تاريخ انقلاب به چشم مي خورد، به مدد بهره گيري از سپر حفاظتي برخي بزرگان توانستند به حيات منافقانه شان  ادامه دهند.


هشدار كه كساني كه تابوتي را به عنوان جنازه كشميري فراهم كردند و از سويي وي را فراري دادند هم اكنون در آغوش نومحافظه كاران آمريكايي مشغول جنگ رواني عليه انقلاب اسلامي ايران هستند.


در يادداشتي ديگر به نقش جديد اين مافياها در دهه هشتاد خواهيم پرداخت.


+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت13:57توسط عبدالله | |

خبرنگار رجانيوز گزاش داد، يک نهاد نظارتي که مستقيما زيرنظر مقامات عالي رتبه نظام قرار دارد، در گزارشي به شدت از عملکرد ضدفرهنگي راديو جوان انتقاد کرد.

 در بخشي از اين گزارش آمده است :پخش تصاويري از پشت صحنه يکي از برنامه هاي راديو جوان از تلوزيون و اختلاط بدون توجيه زنان و مردان تنها بخشي از ابتذال موجود در اين شبکه راديويي است.

 تمسخر دائمي ارزشهاي نظام همچون دفاع مقدس، تخريب مواضع دولت به خصوص در برنامه جواني به وقت فردا از ديگر بخش هاي اين گزارش است، که فايل هاي صوتي اين برنامه ها را هم ضميمه دارد.

 پرداختن افراطی و متعارض به آثار باستاني در کنار بي توجهي به مفاهيم ناب انقلابي خصوصا در دهه فجر بخش ديگري از اين گزارش را تشکيل مي دهد.

 بنا به اين گزارش، راديو جوان در طول دهه فجر به مسئله سد سيوند بيشتر از ارزش هاي انقلاب پرداخته است!

 همچنين شنيده هاي خبرنگار رجانيوز حكايت از آن دارد كه حضور برنامه سازانی معلوم الحالي همچون م.ط  سبب نارضايتي مديران گروه هاي اين شبكه شده است. اين برنامه سازان مستقيما از سوي شهرام گيل آبادي رئيس راديو جوان حمايت مي شوند.

 گفتني است چندي پيش سردبير برنامه نشاني(سردبير سابق برنامه روي خط جواني) مستقيما از سوي دکتر خجسته معاونت صداي سازمان اخراج شده است.

 يکي از سردبيران راديو جوان در اين باره به رجانيوز گفت: اشکالات موجود در برنامه هاي راديو جوان مستقيما به مديران اين شبکه ربط دارد که خود را به هيچ عنوان پاسخگو نمي دانند و پشت يکسري آمار پنهان شده اند!

 وي گفت يکي از برنامه هاي اين شبکه مستقيما از سوي مقامات مسئول ضدانقلاب و برانداز خوانده شد اما فرداي آن روز با همان مشي تمسخرآميز به کارش ادامه داد. و اين مساله هيچ دليلي نداشت جز حمايت آقاي گيل آبادي مدير شبکه از مدير گروه مربوطه!

 ‍يش از اين كارشناسان ارتباطات جایگزینی «تخریب» و «تمسخر» به جای «نقد» را در راديو جوان، یك خیانت بزرگ در رسالت رسانه‌ای عنوان كرده بودند.

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت13:55توسط عبدالله | |