تبليغاتX
مردم وار

مردم وار

اجتماعی،فرهنگی و سیاسی

چکیده: ملت عزیز ما كه مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند به خوبی دریافته اند كه مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست و آنها كه تصور می كنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند و آنهایی هم كه تصور می كنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان كمك می كنند آب در هاون می كوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه ، بحث قیام و راحت طلبی،بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است كه هرگز با هم جمع نمی شوند و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلابها هستند. مسئولین نظام ایران انقلابی باید بدانند كه عده ای از خدا بیخبر برای از بین بردن انقلاب هر كس را كه بخواهد برای فقرا و مستمندان كار كند و راه اسلام و انقلاب را بپیماید فورا او را كمونیست و التقاطی می خوانند.


 

 تیر سالروز صدور پیام حضرت امام (ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل از سوی ایران است. اكنون 19 سال از پذیرش قطعنامه می‌گذرد.ایشان دراین پیام به جوانان سفارش كردند كه قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانند و خودشان را برای یك مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده كنند.

متن كامل این پیام كه در آن به سالگرد كشتار خونین مكه هم پرداخته شده به این شرح است.

بسم اللّه الرحمن الرحیم
ملت ایران لقد صدق اللّه رسوله الرءیا بالحق لتد خلن المسجد الحرام ان شاءاللّه آمنین.(1) علیرغم گذشت یك سال از كشتار فجیع و بی رحمانه حجاج بی دفاع و زائران مؤمن و موحد به وسیله نوكران امریكا و سفاكان آل سعود، هنوز شهر خدا و خلق خدا در بهت و حیرتند.
آل سعود با كشتن میهمانان خدا و به خاك و خون كشیدن بهترین بندگان حق نه تنها حرم را، كه جهان اسلام را آلوده به خون شهیدان نمود و مسلمانان و آزادگان را عزادار ساخت.
مسلمانان جهان در سال گذشته و برای اولین بار عید قربان را با شهادت فرزندان ابراهیم - علیه السلام - كه دهها بار از مصاف با جهانخواران و اذناب آنان برگشته بودند، در مسلخ عشق و در منای رضایت حق جشن گرفتند و بار دیگر امریكا و آل سعود، بر خلاف راه و رسم آزادگی، از زنان و مردان، از مادران و پدران شهید، از جانبازان بی پناه ما كشته ها گرفتند، و در آخرین لحظات نیز با ناجوانمردی و قساوت بر پیكر نیمه جان سالخوردگان و بر دهان تشنه و خشكیده مظلومان ما تازیانه زدند و انتقام خود را از آنان گرفتند.
انتقام از چه كسانی و از چه گناهی؟ انتقام از كسانی كه از خانه خویش به سوی خانه خدا و خانه مردم هجرت نموده بودند! انتقام از كسانی كه سالها كوله بار امانت و مبارزه را بر دوش كشیده بودند. انتقام از كسانی كه همچون ابراهیم - علیه السلام - از بتشكنی برمی گشتند، شاه را شكسته بودند، شوروی و امریكا را شكسته بودند، كفر و نفاق را خرد كرده بودند. همانها كه پس از طی آن همه راهها با فریاد: واءذن فی الناس بالحج یاءتوك رجالا(2) پا برهنه و سر برهنه آمده بودند تا ابراهیم را خوشحال كنند، به میهمانی خدا آمده بودند تا با آب زمزم گرد و غبار سفر را از چهره بزدایند، و عطش خویش را در زلال مناسك حج برطرف نمایند و با توانی بیشتر مسئولیتپذیر گردند و در سیر و صیرورت ابدی خود نه تنها در میقات حج، كه در میقات عمل نیز لباس و حجاب پیوستگی و دلبستگی به دنیا را از تن به در آورند. همانها كه برای نجات محرومان و بندگان خدا راحتی راحت طلبان را بر خود حرام، و محرم به احرام شهادت شده بودند و عزم را جزم كردند تا نه تنها بنده زرخرید امریكا و شوروی نباشند، كه زیر بار هیچكس جز خدا نروند.
آمده بودند كه دوباره به محمد - صلی اللّهعلیه و آله و سلم - بگویند كه از مبارزه خسته نشده اند و به خوبی می دانند كه ابی سفیان و ابی لهب و ابی جهل برای انتقام در كمین نشسته اند، و با خود می گویند مگر هنوز لات و هبل در كعبه اند.
آری، خطرناكتر از آن بتها، اما در چهره و فریبی نو.
آنها می دانند كه امروز حرم، حرم است اما نه برای ناس، كه برای امریكا! و كسی كه به امریكا لبیك نگوید و به خدای كعبه رو آورد سزاوار انتقام خواهد شد.
انتقام از زائرانی كه همه ذرات وجود و همه حركات و سكنات انقلابشان مناسك ابراهیم را زنده كرده است، و حقیقتا می رود تا فضای كشور و زندگی خویش را با آوای دلنشین لبیك،اللهم لبیك معطر سازد.
آری، در منطق استكبار جهانی هر كه بخواهد برائت از كفر و شرك را پیاده كند متهم به شرك خواهد شد، و مفتیها(3) و مفتی زادگان این نوادگان بلعم باعوراها،(4) به قتل و كفر او حكم خواهند داد.
بالاخره در تاریخ اسلام می بایست آن شمشیر كفر و نفاقی كه در لباس دروغین احرام یزیدیان و جیره خواران بنی امیه - علیهم لعنةاللّه - برای نابودی و قتل بهترین فرزندان راستین پیامبر اسلام، یعنی حضرت ابی عبداللّه الحسین - علیه السلام - و یاوران با وفای او، پنهان شده بود مجددا از لباس همان میراث خواران بنیسفیان به درآید و گلوی پاك و مطهر یاوران حسین - علیه السلام - را در آن هوای گرم، در كربلای حجاز و در قتلگاه حرم، پاره كند، و همان اتهاماتی را كه یزیدیان به فرزندان راستین اسلام زدند و آنان را خارجی و ملحد و مشرك و مهدورالدم معرفی كردند، درست همان را به رهروان راه آنان وارد آورند، كه انشاءاللّه ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امریكا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد، و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود كفر و نفاق و آزادی كعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد.
اما زائران كشورها كه یقینا با كنترل و ارعاب دولتها و حكومتهایشان به مكه سفر كرده اند، جای دوستان و برادران و حامیان و همسنگران واقعی خود را در میان خود خالی خواهند یافت. آل سعود برای پرده پوشی جنایات هولناك سال گذشته خود و همچنین توجیه صدعن سبیل اللّه(5) و منع حجاج ایرانی از ورود به حج، زائران را زیر بمباران شدید تبلیغات خود قرار خواهد داد، و آخوندهای درباری و مفتیهای خودفروخته - لعنةاللّهعلیهم - در كشورهای اسلامی خصوصا حجاز توسط رسانه ها و مطبوعات دست به نمایشها و سخنرانیها زده و عرصه را بر تفكر و تحقیق زائران درباره فهم و درك فلسفه واقعی حج و نیز پی بردن به ماجرای از پیش طراحی شده شیطان بزرگ در قتل میهمانان خدا تنگ خواهند نمود و مسلم در چنین شرایطی رسالت زائران بسیار سنگین است.
بزرگترین درد جوامع اسلامی این است كه هنوز فلسفه واقعی بسیاری از احكام الهی را درك نكرده اند، و حج با آنهمه راز و عظمتی كه دارد هنوز به صورت یك عبادت خشك و یك حركت بیحاصل و بی ثمر باقی مانده است. یكی از وظایف بزرگ مسلمانان پی بردن به این واقعیت است كه حج چیست و چرا برای همیشه باید بخشی از امكانات مادی و معنوی خود را برای برپایی آن صرف كنند.
چیزی كه تا به حال از ناحیه ناآگاهان و یا تحلیلگران مغرض و یا جیره خواران به عنوان فلسفه حج ترسیم شده است این است كه حج یك عبادت دسته جمعی و یك سفر زیارتی - سیاحتی است.
به حج چه كه چگونه باید زیست و چطور باید مبارزه كرد وبا چه كیفیت در مقابل جهان سرمایه داری و كمونیسم ایستاد! به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمین باید ستاند! به حج چه كه باید برای فشارهای روحی و جسمی مسلمانان چاره اندیشی نمود! به حج چه كه مسلمانان باید به عنوان یك نیروی بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمایی كنند! به حج چه كه مسلمانان را علیه حكومتهای وابسته بشوراند.
بلكه حج همان سفر تفریحی برای دیدار از قبله و مدینه است و بس! و حال آنكه حج برای نزدیك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است و حج تنها حركات و اعمال و لفظها نیست و با كلام و لفظ و حركت خشك، انسان به خدا نمی رسد حج كانون معارف الهی است كه از آن محتوای سیاست اسلام را در تمامی زوایای زندگی باید جستجو نمود حج پیامآور و ایجاد و بنای جامعه ای به دور از رذایل مادی و معنوی است.
حج تجلی و تكرار همه صحنه های عشقآفرین زندگی یك انسان و یك جامعه متكامل در دنیاست.
و مناسك حج مناسك زندگی است و از آنجا كه جامعه امت اسلامی ، از هر نژاد و ملیتی، باید ابراهیمی شود تا به خیل امت محمد - صلی اللّهعلیه و آله و سلم - پیوند خورد و یكی گردد و ید واحده شود، حج تنظیم و تمرین و تشكل این زندگی توحیدی است. حج عرصه نمایش و آیینه سنجش استعدادها و توان مادی و معنوی مسلمانان است. حج بسان قرآن است كه همه از آن بهره مند می شوند، ولی اندیشمندان و غواصان و درد آشنایان امت اسلامی اگر دل به دریای معارف آن بزنند و از نزدیك شدن و فرو رفتن در احكام و سیاستهای اجتماعی آن نترسند، از صدف این دریا گوهرهای هدایت و رشد و حكمت و آزادگی را بیشتر صید خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سیراب خواهند گشت ولی چه باید كرد و این غم بزرگ را به كجا باید برد كه حج بسان قرآن مهجور گردیده است.
و به همان اندازه ای كه آن كتاب زندگی و كمال و جمال در حجابهای خود ساخته ما پنهان شده است و این گنجینه اسرار آفرینش در دل خروارها خاك كج فكریهای ما دفن و پنهان گردیده است و زبان انس و هدایت و زندگی و فلسفه زندگی ساز او به زبان وحشت و مرگ و قبر تنزل كرده است، حج نیز به همان سرنوشت گرفتار گشته است، سرنوشتی كه میلیونها مسلمان هر سال به مكه می روند و پا جای پای پیامبر و ابراهیم و اسماعیل و هاجر می گذارند، ولی هیچكس نیست كه از خود بپرسد ابراهیم و محمد - علیهمالسلام - كه بودند و چه كردند ، هدفشان چه بود، از ما چه خواسته اند؟ گویی به تنها چیزی كه فكر نمی شود به همین است.
مسلم حج بی روح و بی تحرك و قیام، حج بی برائت، حج بی وحدت، و حجی كه از آن هدم كفر و شرك بر نیاید، حج نیست.
خلاصه ، همه مسلمانان باید در تجدید حیات حج و قرآن كریم و بازگرداندن این دو به صحنه های زندگیشان كوشش كنند، و محققان متعهد اسلام با ارائه تفسیرهای صحیح و واقعی از فلسفه حج همه بافته ها و تافته های خرافاتی علمای درباری را به دریا بریزند. اما آنچه زائران عزیز باید بدانند اینكه امریكا و آل سعود حادثه مكه را یك مبارزه فرقه ای و نزاع قدرت میان شیعه و سنی ترسیم نموده ، و ایران و رهبران آن را به عنوان كسانی كه هوس رسیدن به یك امپراتوری بزرگ را در سر می پرورانند معرفی می كنند تا بسیاری از كسانی كه از مسیر حوادث سیاسی جهان اسلام و نقشه های شوم جهانخواران بیخبرند تصور كنند كه فریاد برائت ما از مشركین و مبارزه ما برای كسب آزادی ملتها در مسیر كسب قدرت سیاسیمان و گسترش قلمرو جغرافیای حكومت اسلامی است.
البته برای ما و همه اندیشمندان و محققانی كه از نیات پلید تشكیلات آل سعود باخبرند جای تعجب نیست كه به ایران و حكومتی كه از بدو پیروزی تا به حال فریاد وحدت مسلمین را سر داده است و در همه حوادث جهان اسلام خود را شریك غم و شادی مسلمانان می داند تهمت افتراق و جدایی مسلمانان را بزنند، و یا بالاتر از آن، زائرانی را كه به عشق زیارت مرقد پیامبر و حرم امن الهی به حجاز رفته اند به لشكركشی و تشكل برای تصرف كعبه و آتش زدن حرم خدا و تخریب مدینه پیامبر متهم نمایند! و دلیل و مدرك این كار را حضور پاسداران و نظامیان و مسئولین كشورمان در مراسم حج ذكر كنند! آری، در منطق آل سعود نظامی و پاسدار كشور اسلامی باید با حج بیگانه باشد، و اینگونه سفرها برای مسئولین كشوری و لشكری تعجبآور و توطئه انگیز می شود.
از نظر استكبار، مسئولین كشورهای اسلامی باید به فرنگ بروند، آنها را به حج چه كار! دستنشاندگان امریكا آتش زدن پرچم امریكا را به حساب آتش زدن حرم، و شعار مرگ بر شوروی و امریكا و اسرائیل را به حساب دشمنی با خدا و قرآن و پیامبر گذاشته اند، و نیز مسئولین و نظامیان ما را با لباس احرام به عنوان رهبران توطئه معرفی كرده اند! واقعیت این است كه دول استكباری شرق و غرب و خصوصا امریكا و شوروی، عملا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطینه سیاسی تقسیم كرده اند. در بخش آزاد جهان، این ابرقدرتها هستند كه هیچ مرز و حد و قانونی نمی شناسند و تجاوز به منافع دیگران و استعمار و استثمار و بردگی ملتها را امری ضروری و كاملا توجیه شده و منطقی و منطبق با همه اصول و موازین خود ساخته و بینالمللی می دانند.
اما در بخش قرنطینه سیاسی كه متاسفانه اكثر ملل ضعیف عالم و خصوصا مسلمانان در آن محصور و زندانی شده اند، هیچ حق حیات و اظهار نظری وجود ندارد، همه قوانین و مقررات و فرمولها همان قوانین دیكته شده و دلخواه نظامهای دست نشاندگان و در برگیرنده منافع مستكبران خواهد بود.
و متاسفانه اكثر عوامل اجرایی این بخش همان حاكمان تحمیل شده یا پیروان خطوط كلی استكبارند كه حتی فریاد زدن از درد را نیز در درون این حصارها و زنجیرها جرم و گناهی نابخشودنی می دانند و منافع جهانخواران ایجاب می كند كه هیچ كس حق گفتن كلمه ای كه بوی تضعیف آنان را بدهد یا خواب راحت آنان را آشفته كند ندارد و از آنجا كه مسلمانان جهان به علت فشار و حبس و اعدام، قدرت بیان مصیبتهایی را كه حاكمان كشورشان بر آنها تحمیل كرده اند را ندارند، باید بتوانند در حرم امن الهی مصایب و دردهایشان را با كمال آزادی بیان كنند تا سایر مسلمانان برای رهایی آنان چاره ای بیندیشند.
لذا ما بر این مطلب پافشاری و اصرار می كنیم كه مسلمانان، حداقل در خانه خدا و حرم امن الهی، خود را از تمامی قید و بندهای ظالمان آزاد ببینند و در یك مانور بزرگ از چیزی كه از آن متنفرند اعلام برائت كنند و از هر وسیله ای برای رهایی خود استفاده نمایند.
حكومت آل سعود مسئولیت كنترل زائران خانه خدا را به عهده گرفته است و اینجاست كه با اطمینان می گوییم كه حادثه مكه جدای از سیاست اصولی جهانخواران در قلع و قمع مسلمانان آزاده نیست ما با اعلام برائت از مشركین تصمیم بر آزادی انرژی متراكم جهان اسلام داشته و داریم و به یاری خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزی این كار صورت خواهد گرفت و انشاءاللّه روزی همه مسلمانان و دردمندان علیه ظالمین جهان فریاد زنند و اثبات كنند كه ابرقدرتها و نوكران و جیره خوارانشان از منفورترین موجودات جهان هستند كشتار زائران خانه خدا توطئه ای برای حفظ سیاستهای استكبار و جلوگیری از نفوذ اسلام ناب محمدی - صلی اللّه علیه و آله و سلم – است و كارنامه سیاه و ننگین حاكمان بی درد كشورهای اسلامی حكایت از افزودن درد و مصیبت بر پیكر نیمه جان اسلام و مسلمین دارد.
پیامبر اسلام نیازی به مساجد اشرافی و مناره های تزئیناتی ندارد پیامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پیروان خود بوده است كه متاسفانه با سیاستهای غلط حاكمان دست نشانده به خاك مذلت نشسته اند مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه های مسلمین را در طول حیات ننگین آل سعود و نیز جنایت قتلعام زائران خانه خدا را فراموش می كنند? مگر مسلمانان نمی بینند كه امروز مراكز وهابیت در جهان به كانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شده اند، كه از یك طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای كثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بیشعور حوزه های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلت و نكبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاكمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها، و در یك كلمه اسلام امریكایی را ترویج می كنند، و از طرف دیگر، سر بر آستان سرور خویش، امریكای جهانخوار، می گذارند.
مسلمانان نمی دانند این درد را به كجا ببرند كه آل سعود و خادمالحرمین به اسرائیل اطمینان می دهد كه ما اسلحه خودمان را علیه شما به كار نمی بریم! و برای اثبات حرف خود با ایران قطع رابطه می كنند واقعا چقدر باید رابطه سران كشورهای اسلامی با صهیونیستها گرم و صمیمی شود تا در كنفرانس سران كشورهای اسلامی مبارزه صوری و ظاهری هم با اسرائیل از دستور كار آنان و جلسات آنان خارج شود.
اگر اینها یك جو غیرت و حمیت اسلامی و عربی داشتند، حاضر به یك چنین معامله كثیف سیاسی و خودفروشی و وطن فروشی نمی شدند.
آیا این حركات برای جهان اسلام شرمآور نیست? و تماشاچیشدن گناه و جرم نمی باشد? آیا از مسلمانان كسی نیست تا بپاخیزد و اینهمه ننگ و عار را تحمل نكند? راستی ما باید بنشینیم تا سران كشورهای اسلامی احساسات یك میلیارد مسلمان را نادیده بگیرند و صحه بر آنهمه فجایع صهیونیستها بگذارند، و دوباره مصر و امثال آن را به صحنه بیاورند? حال، مسلمانان باور می كنند كه زائران ایرانی برای اشغال خانه خدا و حرم پیامبر قیام كرده اند و می خواهند كعبه را دزدیده به قم ببرند! اگر مسلمانان جهان باور كرده اند كه سران آنها دشمنان واقعی امریكا و شوروی و اسرائیل هستند، تبلیغات آنان هم در مورد ما را باور می كنند.
البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بینالملل اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم .حال اگر نوكران امریكا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفكر تشكیل امپراتوری بزرگ می گذارند، از آن باكی نداریم و استقبال می كنیم.
ما درصدد خشكانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و كمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایی را كه بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود كنیم، و نظام اسلام رسول اللّه- صلی اللّه علیه و آله و سلم - را در جهان استكبار ترویج نماییم.
و دیر یا زود ملتهای دربند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باجخواهی و مصونیت كارگزاران امریكایی ، حتی اگر با مبارزه قهرآمیز هم شده باشد، جلوگیری می كنیم. انشاءاللّه ما نخواهیم گذاشت از كعبه و حج، این منبر بزرگی كه بر بلندای بام انسانیت باید صدای مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آوای توحید را طنین اندازد، صدای سازش با امریكا و شوروی و كفر و شرك نواخته شود و از خدا می خواهیم كه این قدرت را به ما ارزانی دارد كه نه تنها از كعبه مسلمین، كه از كلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ امریكا و شوروی را به صدا درآوریم.
مسلمانان جهان و محرومین سراسر گیتی از این برزخ بی انتهایی كه انقلاب اسلامی ما برای همه جهانخواران آفریده است احساس غرور و آزادی كنند، و آوای آزادی و آزادگی را در حیات و سرنوشت خویش سر دهند و بر زخمهای خود مرهم گذارند، كه دوران بنبست و نا امیدی و تنفس در منطقه كفر به سر آمده است، و گلستان ملتها رخ نموده است و امیدوارم همه مسلمانان شكوفه های آزادی و نسیم عطر بهاری و طراوت گلهای محبت و عشق و چشمه سار زلال جوشش اراده خویش را نظاره كنند. همه باید از مرداب و باتلاق و سكوت و سكونی كه كارگزاران سیاست امریكا و شوروی بر آن تخم مرگ و اسارت پاشیده اند به درآییم و به سوی دریایی كه زمزم از آن جوشیده است روانه شویم، و پرده كعبه و حرم خدا را كه به دست نامحرمان نجس امریكا و امریكازاده ها آلوده شده است با اشك چشم خویش شستشو دهیم. مسلمانان تمامی كشورهای جهان، از آنجا كه شما در سلطه بیگانگان گرفتار مرگ تدریجی شده اید، باید بر وحشت از مرگ غلبه كنید، و از وجود جوانان پرشور و شهادتطلبی كه حاضرند خطوط جبهه كفر را بشكنند استفاده نمایید. به فكر نگه داشتن وضع موجود نباشید، بلكه به فكر فرار از اسارت و رهایی از بردگی و یورش به دشمنان اسلام باشید، كه عزت و حیات در سایه مبارزه است و اولین گام در مبارزه اراده است و پس از آن، تصمیم بر اینكه سیادت كفر و شرك جهانی، خصوصا امریكا را بر خود حرام كنید. ما در مكه باشیم یا نباشیم دل و روحمان با ابراهیم و در مكه است.
دروازه های مدینةالرسول را به روی ما ببندند یا بگشایند، رشته محبتمان با پیامبر هرگز پاره و سست نمی شود. به سوی كعبه نماز می گزاریم و به سوی كعبه می میریم و خدا را سپاس می گزاریم كه در میثاقمان باخدای كعبه پایدار مانده ایم و پایه های برائت از مشركین را با خون هزاران هزار شهید از عزیزانمان بنیان نهاده ایم و منتظر هم نمانده ایم كه حاكمان بی شخصیت بعض كشورهای اسلامی و غیر اسلامی از حركت ما پشتیبانی كنند. ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا كسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر نمی داریم.
جمهوری اسلامی ایران از مسلمانان آزاده جهان كه علیرغم اختناق سیاسی حاكم بر آنها با ترتیب كنفرانسها و مصاحبه ها و سخنرانیها پرده از اسرار جنایتبار امریكا و آلسعود برداشتند و مظلومیت ما را به دنیا نشان دادند تشكر می نماید. مسلمانان باید بدانند تا زمانی كه تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود، همیشه منافع بیگانگان بر منافع آنان مقدم می شود، و هر روز شیطان بزرگ یا شوروی به بهانه حفظ منافع خود حادثه ای را به وجود می آورند.
راستی اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدی با جهانخواران حل نكنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود? هم اكنون اگر امریكا یك كشور اسلامی را به بهانه حفظ منافع خویش با خاك یكسان كند، چه كسی جلوی او را خواهد گرفت? پس راهی جز مبارزه نمانده است، و باید چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصا امریكا را شكست، و الزاما یكی از دو راه را انتخاب نمود: یا شهادت یا پیروزی.
كه در مكتب ما هر دوی آنها پیروزی است، كه انشاءاللّه خداوند قدرت شكستن چهارچوب سیاستهای حاكم و ظالم جهانخواران، و نیز جسارت ایجاد داربستهایی بر محور كرامت انسانی را به همه مسلمین عطا فرماید، و همه را از افول ذلت به صعود عزت و شوكت همراهی نماید.
بعضی افراد تا قبل از حادثه تلخ و شیرین حج در سال گذشته ، فلسفه اصرار جمهوری اسلامی ایران را بر راهپیمایی برائت از مشركین به خوبی درك نكرده بودند و از خود و دیگران سؤال می كردند كه در سفر حج و در آن هوای گرم چه ضرورتی به راهپیمایی و فریاد مبارزه است، و اگر هم فریاد برائت از مشركین هم سر داده شود، چه ضرری متوجه استكبار می شود و چه بسا افراد ساده دلی تصور می كردند كه دنیای به اصطلاح متمدن جهانخواران نه تنها تاب تحمل اینگونه مسائل سیاسی را خواهد داشت، كه به مخالفان خود حتی بیش از این هم اجازه حیات و تظاهرات و راهپیمایی خواهند داد و دلیل این مدعا اجازه راهپیماییهایی است كه در كشورهای به اصطلاح آزاد غرب داده می شود. ولی این مسئله باید روشن باشد كه آنگونه راهپیماییها هیچگونه ضرری برای ابرقدرتها و قدرتها ندارد.
راهپیمایی مكه و مدینه است كه بسته شدن شیرهای نفت عربستان را به دنبال دارد. راهپیماییهای برائت در مكه و مدینه است كه به نابودی سرسپردگان شوروی و امریكا ختم می شود و درست به همین جهت است كه با كشتار دسته جمعی زنان و مردان آزاده از آن جلوگیری می شود، و در پناه همین برائت از مشركین است كه حتی ساده دلان می فهمند كه نباید سر بر آستان شوروی و امریكا نهاد. ملت عزیز و دلاور ایران مطمئن باشند كه حادثه مكه منشا تحولات بزرگی در جهان اسلام و زمینه مناسبی برای ریشه كن شدن نظامهای فاسد كشورهای اسلامی و طرد روحانینماها خواهد بود.
و با اینكه بیشتر از یك سال از حماسه برائت از مشركان نگذشته است، عطر خونهای پاك شهدای عزیز ما در تمامی جهان پیچیده و اثرات آن را در اقصا نقاط عالم مشاهده می كنیم. حماسه مردم فلسطین یك پدیده تصادفی نیست. آیا دنیا تصور می كند كه این حماسه را چه كسانی سروده اند و هم اكنون مردم فلسطین به چه آرمانی تكیه كرده اند كه بی محابا و با دست خالی در برابر حملات وحشیانه صهیونیستها مقاومت می كنند? آیا تنها آوای وطنگرایی است كه از وجود آنان دنیایی از صلابت آفریده است? آیا از درخت سیاست بازان خود فروخته است كه بر دامن فلسطینیان میوه استقامت و زیتون نور و امید می ریزد? اگر اینچنین بود، اینها كه سالهاست در كنار فلسطینیان و به نام ملت فلسطین نان خورده اند! شكی نیست كه این آوای اللّهاكبر است، این همان فریاد ملت ماست كه در ایران شاه را و در بیتالمقدس غاصبین را به نومیدی كشاند.و این تحقق همان شعار برائت است كه ملت فلسطین در تظاهرات حج دوشادوش خواهران و برادران ایرانی خود فریاد رسای آزادی قدس را سر داد و مرگ بر امریكا، شوروی و اسرائیل گفت، و بر همان بستر شهادتی كه خون عزیزان ما بر آن ریخته شد او نیز با نثار خون و به رسم شهادت آرمید.
آری، فلسطینی راه گم كرده خود را از راه برائت ما یافت و دیدیم كه در این مبارزه چطور حصارهای آهنین فروریخت، و چگونه خون بر شمشیر و ایمان بر كفر و فریاد بر گلوله پیروز شد، و چطور خواب بنی اسرائیل در تصرف از نیل تا فرات آشفته گشت، و دوباره كوكب دریه فلسطین از شجره مباركه لاشرقیة ولاغربیة ما برافروخت و امروز به همانگونه كه فعالیتهای وسیعی در سراسر جهان برای به سازش كشیدن ما با كفر و شرك در جریان است، برای خاموش كردن شعله های خشم ملت مسلمان فلسطین نیز به همان شكل ادامه دارد و این تنها یك نمونه از پیشرفت انقلاب است و حال آنكه معتقدین به اصول انقلاب اسلامی ما در سراسر جهان رو به فزونی نهاده است و ما اینها را سرمایه های بالقوه انقلاب خود تلقی می كنیم و هم آنهایی كه با مركب خون طومار حمایت از ما را امضا می كنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبیك می گویند و به یاری خداوند كنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است و من دست و بازوی همه عزیزانی كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را نموده اند می بوسم، و سلام و درودهای خالصانه خود را به همه غنچه های آزادی و كمال نثار می كنم و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض می كنم: خداوند آثار و بركات معنویت شما را به جهان صادر نموده است، و قلبها و چشمان پرفروغ شما كانون حمایت از محرومان شده است و شراره كینه انقلابی تان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است البته همه می دانیم كه كشور ما در حال جنگ و انقلاب سختیها و مشكلاتی را تحمل كرده و كسی مدعی آن نیست كه طبقات محروم و ضعیف و كمدرآمد و خصوصا اقشار كارمند و اداری، در تنگنای مسائل اقتصادی نیستند، ولی آن چیزی كه همه مردم ما فراتر از آن را فكر می كنند مسئله حفظ اسلام و اصول انقلاب است. مردم ایران ثابت كرده اند كه تحمل گرسنگی و تشنگی را دارند، ولی تحمل شكست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت. ملت شریف ایران همیشه در مقابل شدیدترین حملات تمامی جهان كفر علیه اصول انقلاب خویش مقاومت كرده است كه در اینجا مجال ذكر همه آنها نیست. آیا ملت دلاور ایران در مقابل جنایات متعدد امریكا در خلیج فارس اعم از حمایت نظامی و اطلاعاتی به عراق و حمله به سكوهای نفتی و كشتیها و قایقها و سرنگونی هواپیمای مسافربری مقاومت نكرده است؟ آیا ملت ایران در جنگ دیپلماسی شرق و غرب علیه خود و ایجاد بازیهای سیاسی مجامع بین المللی مقاومت نكرده است؟ آیا ملت شجاع ایران در مقابل جنگ اقتصادی، تبلیغاتی، روانی و حملات ددمنشانه عراق به شهرها و موشكباران مناطق مسكونی و بمبارانهای مكرر شیمیایی عراق در ایران و حلبچه ، مقاومت نكرده است؟ آیا ملت عزیز ایران در مقابل توطئه منافقین و لیبرالها و زراندوزی و احتكار سرمایه داران و حیله مقدس مابان مقاومت نكرده است؟ آیا همه این حوادث و جریانات برای ضربه زدن به اصول انقلاب نبوده است؟ كه اگر نبود حضور مردم، هر یك از این توطئه ها می توانست به اصول نظام ضربه بزند. كه خدا را سپاس می گزاریم كه ملت ایران را موفق نمود تا با قامتی استوار به رسالت خود عمل كند و صحنه ها را ترك نگوید.
ملت عزیز ما كه مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند، به خوبی دریافته اند كه مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست، و آنها كه تصور می كنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند.
و آنهایی هم كه تصور می كنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان كمك می كنند آب در هاون می كوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه ، بحث قیام و راحتطلبی ، بحث دنیاخواهی و آخرتجویی دو مقوله ای است كه هرگز با هم جمع نمی شوند.
و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند.
فقرا و متدینین بی بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلابها هستند. ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتی كه ممكن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را حفظ كنیم. مسئولین نظام ایران انقلابی باید بدانند كه عده ای از خدا بیخبر برای از بین بردن انقلاب هر كس را كه بخواهد برای فقرا و مستمندان كار كند و راه اسلام و انقلاب را بپیماید فورا او را كمونیست و التقاطی می خوانند از این اتهامات نباید ترسید.
باید خدا را در نظر داشت، و تمام هم و تلاش خود را در جهت رضایت خدا و كمك به فقرا به كار گرفت و از هیچ تهمتی نترسید.
امریكا و استكبار در تمامی زمینه ها افرادی را برای شكست انقلاب اسلامی در آستین دارند، در حوزه ها و دانشگاهها مقدسنماها را كه خطر آنان را بارها و بارها گوشزد كرده ام. اینان با تزویرشان از درون محتوای انقلاب و اسلام را نابود می كنند. اینها با قیافه ای حق به جانب و طرفدار دین و ولایت همه را بی دین معرفی می كنند. باید از شر اینها به خدا پناه بریم و همچنین كسانی دیگر كه بدون استثنا به هر چه روحانی و عالم است حمله می كنند و اسلام آنها را اسلام امریكایی معرفی می نمایند راهی بس خطرناك را می پویند كه خدای ناكرده به شكست اسلام ناب محمدی منتهی می شود. ما برای احقاق حقوق فقرا در جوامع بشری تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم كرد. امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی است.
و مسلمانان در یك تشكیلات بزرگ اسلامی رونق و زرق و برق كاخهای سفید و سرخ را از بین خواهند برد.
امروز خمینی آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشكهای دشمنان باز كرده است و همچون همه عاشقان شهادت، برای درك شهادت روزشماری می كند. جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی شناسد و ما باید در جنگ اعتقادیمان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم.
انشاءاللّه ملت بزرگ ایران با پشتیبانی مادی و معنوی خود از انقلاب، سختیهای جنگ را به شیرینی شكست دشمنان خدا در دنیا جبران می كند.
و چه شیرینی بالاتر از اینكه ملت بزرگ ایران مثل یك صاعقه بر سر امریكا فرود آمده است. چه شیرینی بالاتر از اینكه ملت ایران سقوط اركان و كنگره های نظام ستمشاهی را نظاره كرده است و شیشه حیات امریكا را در این كشور شكسته است و چه شیرینی بالاتر از اینكه مردم عزیزمان ریشه های نفاق و ملیگرایی و التقاط را خشكانیده اند و انشاءاللّه شیرینی تمام ناشدنی آن را در جهان آخرت خواهند چشید. نه تنها كسانی كه تا مقام شهادت و جانبازی و حضور در جبهه پیش رفته اند، بلكه آنهایی كه در پشت جبهه با نگاه محبتبار و با دعای خیر خود جبهه را تقویت نموده اند از مقام عظیم مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره برده اند.خوشا به حال مجاهدان! خوشا به حال وارثان حسین - علیه السلام! اذناب امریكا باید بدانند كه شهادت در راه خدا مسئله ای نیست كه بشود با پیروزی یا شكست در صحنه های نبرد مقایسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگی و سیر و سلوك در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بكشانیم كه بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهای دیگر آزاد شد. تمامی اینها خیالات باطل ملیگراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است. ملی گراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده كردن اهداف بینالملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است. ما می گوییم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم.
ما بر سر شهر و مملكت با كسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم لا اله الا اللّه را بر قلل رفیع كرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم.
پس ای فرزندان ارتشی و سپاهی و بسیجی ام، و ای نیروهای مردمی ، هرگز از دست دادن موضعی را با تاثر و گرفتن مكانی را با غرور و شادی بیان نكنید كه اینها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند كه تمامی دنیا در مقایسه با آخرت. پدران و مادران و همسران و خویشاوندان شهدا، اسرا، مفقودین، و معلولین ما توجه داشته باشند كه هیچ چیزی از آنچه فرزندان آنان به دست آورده اند كم نشده است. فرزندان شما در كنار پیامبر اكرم و ائمه اطهارند. پیروزی و شكست برای آنها فرقی ندارد. امروز روز هدایت نسلهای آینده است. كمربندهاتان را ببندید كه هیچ چیز تغییر نكرده است. امروز روزی است كه خدا اینگونه خواسته است و دیروز خدا آنگونه خواسته بود و فردا انشاءاللّه روز پیروزی جنود حق خواهد بود. ولی خواست خدا هر چه هست ما در مقابل آن خاضعیم و ما تابع امر خداییم، و به همین دلیل طالب شهادتیم و تنها به همین دلیل است كه زیر بار ذلت و بندگی غیرخدا نمی رویم. البته برای ادای تكلیف همه ما موظفیم كه كارها و مسائل مربوط به خودمان را به بهترین وجه و با درایت و دقت انجام دهیم. همه می دانند كه ما شروع كننده جنگ نبوده ایم. ما برای حفظ موجودیت اسلام در جهان تنها از خود دفاع كرده ایم.
و این ملت مظلوم ایران است كه همواره مورد حمله جهانخواران بوده است، و استكبار از همه كمینگاههای سیاسی و نظامی و فرهنگی و اقتصادی خود به ما حمله كرده است. انقلاب اسلامی ما تاكنون كمینگاه شیطان و دام صیادان را به ملتها نشان داده است.
جهانخواران و سرمایه داران و وابستگان آنان توقع دارند كه ما شكسته شدن نونهالان و به چاه افتادن مظلومان را نظاره كنیم و هشدار ندهیم.
و حال آنكه این وظیفه اولیه ما و انقلاب اسلامی ماست كه در سراسر جهان صدا زنیم كه ای خواب رفتگان! ای غفلتزدگان! بیدار شوید و به اطراف خود نگاه كنید كه در كنار لانه های گرگ منزل گرفته اید.
برخیزید كه اینجا جای خواب نیست! و نیز فریاد كشیم سریعا قیام كنید كه جهان ایمن از صیاد نیست! امریكا و شوروی در كمین نشسته اند، و تا نابودی كاملتان از شما دست بر نخواهند داشت.
راستی اگر بسیج جهانی مسلمین تشكیل شده بود، كسی جرات اینهمه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوی رسول اللّه - صلی اللّه علیه و آله و سلم - داشت? امروز یكی از افتخارات بزرگ ملت ما این است كه در برابر بزرگترین نمایش قدرت و آرایش ناوهای جنگی امریكا و اروپا در خلیج فارس صفآرایی نمود.
و اینجانب به نظامهای امریكایی و اروپایی اخطار می كنم كه تا دیر نشده و در باتلاق مرگ فرونرفته اید، از خلیج فارس بیرون روید.
و همیشه اینگونه نیست كه هواپیماهای مسافربری ما توسط ناوهای جنگی شما سرنگون شود، كه ممكن است فرزندان انقلاب ناوهای جنگی شما را به قعر آبهای خلیج فارس بفرستند. به دولتها و حكومتهای منطقه ، خصوصا به عربستان و كویت می گویم كه همه شما در ماجراجوییها و جنایاتی كه امریكا می آفریند شریك جرم خواهید بود و ما تا به حال از اینكه همه منطقه در كام آتش و خون و بی ثباتی كامل غوطه ور نشود، دست به عملی نزده ایم.
ولی حركات جنونآمیز ریگان مطمئنا حوادث غیرمنتظره و عواقب خطرناكی را بر همه تحمیل می كند. شما اطمینان داشته باشید كه در این برگ جدید بازنده اید.
خودتان و كشور و مردم اسلامی را در برابر امریكا اینقدر ذلیل و ناتوان نكنید. اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید. بحمداللّه از بركت انقلاب اسلامی ایران دریچه های نور و امید به روی همه مسلمانان جهان باز شده است، و می رود تا رعد و برق حوادث آن، رگبار مرگ و نابودی را بر سر همه مستكبران فرو ریزد.
نكته مهمی كه همه ما باید به آن توجه كنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كی و تا كجا ما را تحمل می كنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویتها و ارزشهای معنوی و الهیمان نمی شناسند.
به گفته قرآن كریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما بر نمی دارند مگر اینكه شما را از دینتان برگردانند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیستها و امریكا و شوروی در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینی و شرافت مكتبی مان را لكه دار نمایند.
بعضی مغرضین ما را به اعمال سیاست نفرت و كینه توزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار می دهند، و با دلسوزیهای بیمورد و اعتراضهای كودكانه می گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنیها شده است و از چشم غرب و شرق و ایادیشان افتاده است! كه چه خوب است به این سؤال پاسخ داده شود كه ملتهای جهان سوم و مسلمانان، و خصوصا ملت ایران، در چه زمانی نزد غربیها و شرقیها احترام و اعتبار داشته اند كه امروز بی اعتبار شده اند! آری، اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول كند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین - علیهم السلام - را با دستهای خود ویران نماید، آن وقت ممكن است جهانخواران او را به عنوان یك ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند، ولی در همان حدی كه آنها آقا باشند ما نوكر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها، نه یك ایران با هویت ایرانی - اسلامی ، بلكه ایرانی كه شناسنامه اش را امریكا و شوروی صادر كند، ایرانی كه ارابه سیاست امریكا یا شوروی را بكشد و امروز همه مصیبت و عزای امریكا و شوروی شرق و غرب در این است كه نه تنها ملت ایران از تحتالحمایگی آنان خارج شده است، كه دیگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت می كند. كنترل و حذف سلاحهای مخرب از جهان اگر با حقیقت و صداقت همراه بود خواسته همه ملتهاست، ولی این نیز یك فریب قدیمی است و این همان چیزی است كه اخیرا از گفته های سران امریكا و شوروی و نوشته های سیاسیون آنها آشكار گردیده است كه مراودات اخیر سران شرق و غرب به خاطر مهار بیشتر جهان سوم و در حقیقت جلوگیری از نفوذ پابرهنه ها و محرومین در جهان مالكیتهای بی حد و مرز سرمایه داران است.
ما باید خود را آماده كنیم تا در برابر جبهه متحد شرق و غرب، جبهه قدرتمند اسلامی - انسانی با همان نام و نشان اسلام و انقلاب ما تشكیل شود، و آقایی و سروری محرومین و پابرهنگان جهان جشن گرفته شود. مطمئن باشید قدرتهای شرق و غرب همان مظاهر بی محتوای دنیای مادی اند كه در برابر خلود و جاودانگی دنیای ارزشهای معنوی قابل ذكر نمی باشند. من به صراحت اعلام می كنم كه جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذاری می كند و دلیلی هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوی جاه طلبی و فزونطلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد. ما باید برای پیشبرد اهداف و منافع ملت محروم ایران برنامه ریزی كنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگی به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم و این را باید از اصول سیاست خارجی خود بدانیم. ما اعلام می كنیم كه جمهوری اسلامی ایران برای همیشه حامی و پناهگاه مسلمانان آزاده جهان است و كشور ایران به عنوان یك دژ نظامی و آسیبناپذیر نیاز سربازان اسلام را تامین و آنان را به مبانی عقیدتی و تربیتی اسلام و همچنین به اصول و روشهای مبارزه علیه نظامهای كفر و شرك آشنا می سازد و اما در مورد قبول قطعنامه كه حقیقتا مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم، ولی به واسطه حوادث و عواملی كه از ذكر آن فعلا خودداری می كنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور، كه من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند كه اگر نبود انگیزه ای كه همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود.اما چاره چیست كه همه باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود. من در اینجا از همه فرزندان عزیزم در جبهه های آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوی در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نموده اند، تشكر و قدردانی می كنم و همه ملت ایران را به هوشیاری و صبر و مقاومت دعوت می كنم.
در آینده ممكن است افرادی آگاهانه یا از روی ناآگاهی در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند كه ثمره خونها و شهادتها و ایثارها چه شد.
اینها یقینا از عوالم غیب و از فلسفه شهادت بیخبرند و نمی دانند كسی كه فقط برای رضای خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگی نهاده است حوادث زمان به جاودانگی و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه ای وارد نمی سازد و ما برای درك كامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه كرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است و خدا می داند كه راه و رسم شهادت كور شدنی نیست، و این ملتها و آیندگان هستند كه به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود و همین تربت پاك شهیدان است كه تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.
خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان كه در این قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایی كه این گوهرها را در دامن خود پروراندند! خداوندا، این دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مكن. خداوندا، كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نیازمند به مشعل شهادت، تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده های معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشیده ام، و در برابر عظمت و فداكاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می كنم و بدا به حال آنانی كه در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایی كه از كنار این معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساكت و بی تفاوت و یا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند! آری، دیروز روز امتحان الهی بود كه گذشت و فردا امتحان دیگری است كه پیش می آید و همه ما نیز روز محاسبه بزرگتری را در پیش رو داریم.
آنهایی كه در این چند سال مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تكلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور كرده اند مطمئن باشند كه از معامله با خدا طفره رفته اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگی كرده اند كه حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند كشید.
كه من مجددا به همه مردم و مسئولین عرض می كنم كه حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند، و نگذارند این مدعیان بی هنر امروز و قاعدین كوته نظر دیروز به صحنه ها برگردند. من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می كنم كه نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشكسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند.
اكیدا به ملت عزیز ایران سفارش می كنم كه هوشیار و مراقب باشید، قبول قطعنامه از طرف جمهوری اسلامی ایران به معنای حل مسئله جنگ نیست.
با اعلام این تصمیم، حربه تبلیغات جهانخواران علیه ما كند شده است، ولی دورنمای حوادث را نمی توان به طور قطع و جدی پیشبینی نمود و هنوز دشمن از شرارتها دست برنداشته است، و چه بسا با بهانه جوییها به همان شیوه های تجاوزگرانه خود ادامه دهد. ما باید برای دفع تجاوز احتمالی دشمن آماده و مهیا باشیم و ملت ما هم نباید فعلا مسئله را تمام شده بداند. البته ما رسما اعلام می كنیم كه هدف ما تاكتیك جدید در ادامه جنگ نیست. چه بسا دشمنان بخواهند با همین بهانه ها حملات خود را دنبال كنند. نیروهای نظامی ما هرگز نباید از كید و مكر دشمنان غافل بمانند. در هر شرایطی باید بنیه دفاعی كشور در بهترین وضعیت باشد.
مردم ما، كه در طول سالهای جنگ و مبارزه ابعاد كینه و قساوت و عداوت دشمنان خدا و خود را لمس كرده اند، باید خطر تهاجم جهانخواران در شیوه ها و شكلهای مختلف را جدیتر بدانند و فعلا چون گذشته تمامی نظامیان، اعم از ارتش و سپاه و بسیج در جبهه ها برای دفاع در برابر شیطنت استكبار و عراق به ماموریتهای خود ادامه دهند. در صورتی كه این مرحله از حادثه انقلاب را با همان شكل خاص و مقررات مربوط به خود پشت سر گذاردیم برای بعد از آن و سازندگی كشور و سیاست كل نظام و انقلاب تذكراتی دارم كه در وقت مناسب خواهم گفت. ولی در مقطع كنونی به طور جد از همه گویندگان و دست اندركاران و مسئولین كشور و مدیران رسانه ها و مطبوعات می خواهم كه خود را از معركه ها و معركه آفرینیها دور كنند، و مواظب باشند كه ناخودآگاه آلت دست افكار و اندیشه های تند نگردند، و با سعه صدر در كنار یكدیگر مترصد اوضاع دشمنان باشند.
در این روزها ممكن است بسیاری از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بایدها و نبایدها كنند. هر چند این مسئله به خودی خود یك ارزش بسیار زیباست، اما اكنون وقت پرداختن به آن نیست. چه بسا آنهایی كه تا دیروز در برابر این نظام جبهه گیری كرده بودند و فقط به خاطر سقوط نظام و حكومت جمهوری اسلامی ایران از صلح و صلحطلبی به ظاهر دم می زدند، امروز نیز با همان هدف سخنان فریبنده دیگری را مطرح نمایند، و جیره خواران استكبار، همانها كه تا دیروز در زیر نقاب دروغین صلح، خنجرشان را از پشت به قلب ملت فرو كرده بودند، امروز طرفدار جنگ شوند و ملی گراهای بی فرهنگ برای از بین بردن خون شهدای عزیز و نابودی عزت و افتخار مردم، تبلیغات مسموم خویش را آغاز نمایند. كه انشاءاللّه ملت عزیز ما با بصیرت و هوشیاری جواب همه فتنه ها را خواهد داد.
من باز می گویم كه قبول این مسئله برای من از زهر كشنده تر است، ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم و نكته ای كه تذكر آن لازم است این است كه در قبول این قطعنامه فقط مسئولین كشور ایران به اتكای خود تصمیم گرفته اند.
و كسی و كشوری در این امر مداخله نداشته است. مردم عزیز و شریف ایران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش می دانم و شما می دانید كه من به شما عشق می ورزم و شما را می شناسم، شما هم مرا می شناسید. در شرایط كنونی آنچه موجب امر شد تكلیف الهی ام بود.
شما می دانید كه من با شما پیمان بسته بودم كه تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم، اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرویی داشته ام با خدا معامله كرده‌ام. عزیزانم، شما می دانید كه تلاش كرده ام كه راحتی خود را بر رضایت حق و راحتی شما مقدم ندارم. خداوندا، تو می دانی كه ما سر سازش با كفر را نداریم. خداوندا، تو می دانی كه استكبار و امریكای جهانخوار گلهای باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بیداد، همه تكیه گاه ما تویی ، و ما تنهای تنهاییم و غیر از تو كسی را نمی شناسیم و غیر از تو نخواسته ایم كه كسی را بشناسیم. ما را یاری كن، كه تو بهترین یاری كنندگانی. خداوندا، تلخی این روزها را به شیرینی فرج حضرت بقیةاللّه - ارواحنا لتراب مقدمه الفداء - و رسیدن به خودت جبران فرما.
فرزندان انقلابی ام، ای كسانی كه لحظه ای حاضر نیستید كه از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می گذرد. می دانم كه به شما سخت می گذرد، ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم كه شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست، مگر برای این خادمتان اینگونه نیست؟ ولی تحمل كنید كه خدا با صابران است.
بغض و كینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید كه پیروزی از آن شماست و تاكید می كنم كه گمان نكنید كه من در جریان كار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من می باشند.
آنها را از این تصمیمی كه گرفته اند شماتت نكنید، كه برای آنان نیز چنین پیشنهادی سخت و ناگوار بوده است.
كه انشاءاللّه خداوند همه ما را موفق به خدمت و رضایت خود فرماید.
من در اینجا به جوانان عزیز كشورمان، به این سرمایه ها و ذخیره های عظیم الهی و به این گلهای معطر و نوشكفته جهان اسلام، سفارش می كنم كه قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانید، و خودتان را برای یك مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده كنید.
و من به همه مسئولین و دست اندركاران سفارش می كنم كه به هر شكل ممكن وسایل ارتقای اخلاقی و اعتقادی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید، و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزشها و نوآوریها همراهی كنید، و روح استقلال و خودكفایی را در آنان زنده نگه دارید.
مبادا اساتید و معلمینی كه به وسیله معاشرتها و مسافرت به جهان به اصطلاح متمدن، جوانان ما را كه تازه از اسارت و استعمار رهیده اند، تحقیر و سرزنش نمایند و خدای ناكرده از پیشرفت و استعداد خارجیها بت بتراشند و روحیه پیروی و تقلید و گدا صفتی را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. به جای اینكه گفته شود كه دیگران كجا رفتند و ما كجا هستیم به هویت انسانی خود توجه كنند و روح توانایی و راه ورسم استقلال را زنده نگه دارند. ما در شرایط جنگ و محاصره توانسته ایم آنهمه هنرآفرینی و اختراعات و پیشرفتها داشته باشیم. انشاءاللّه در شرایط بهتر زمینه كافی برای رشد استعداد و تحقیقات را در همه امور فراهم می سازیم.
مبارزه علمی برای جوانان زنده كردن روح جستجو و كشف واقعیتها و حقیقتهاست و اما مبارزه عملی آنان در بهترین صحنه های زندگی و جهاد و شهادت شكل گرفته است و نكته دیگری كه از باب نهایت ارادت و علاقه ام به جوانان عرض می كنم این است كه در مسیر ارزشها و معنویات از وجود روحانیت و علمای متعهد اسلام استفاده كنید، و هیچگاه و تحت هیچ شرایطی خود را بی نیاز از هدایت و همكاری آنان ندانید.
روحانیون مبارز و متعهد به اسلام در طول تاریخ و در سختترین شرایط همواره با دلی پر از امید و قلبی سرشار از عشق و محبت به تعلیم و تربیت و هدایت نسلها همت گماشته اند و همیشه پیشتاز و سپر بلای مردم بوده اند، بر بالای دار رفته اند و محرومیتها چشیده اند ، زندانها رفته اند و اسارتها و تبعیدها دیده اند، و بالاتر از همه ، آماج طعنها و تهمتها بوده اند، و در شرایطی كه بسیاری از روشنفكران در مبارزه با طاغوت به یاس و ناامیدی رسیده بودند، روح امید و حیات را به مردم برگرداندند و از حیثیت و اعتبار واقعی مردم دفاع نموده اند، و هم اكنون نیز در هر سنگری از خطوط مقدم جبهه گرفته تا مواضع دیگر، در كنار مردمند، و در هر حادثه غمبار و مصیبتآفرینی شهدای بزرگواری را تقدیم نموده اند.
در هیچ كشور و انقلابی جز انقلاب بعثت و رسالت و زندگی ائمه هدی-علیهم السلام - و انقلاب اسلامی ایران سراغ نداریم كه رهبران انقلاب آنقدر آماج حملات و كینه ها گردند و این به خاطر صداقت و امانتداری است كه در وجود علمای متعهد اسلام متبلور است. مسئولیتپذیری در كشوری كه با محاصره ها و مشكلات اقتصادی و سیاسی و نظامی مواجه است كار مشكلی است. البته روحانیون متعهد كشور ما باید خودشان را برای فداكاریهای بیشتر آماده كنند، و در مواقع لزوم و ضرورت از آبرو و اعتبار خود برای حفظ آبروی اسلام و خدمت به محرومان و پابرهنگان استفاده كنند و جای بسی سپاس و امتنان است كه ملت رشید و دلاور ایران قدر خادمان واقعی خود را می شناسد، و فلسفه عشق و ارادت خود را به این نهاد مقدس در یك كلمه خلاصه می كند. علما و روحانیون متعهد اسلام هرگز به آرمان و اصالت و عقیده و هدف اسلامی ملت خیانت نكرده و نمی كنند. البته تذكر این نكته لازم است كه در تمام نوشته ها و صحبتها هر وقت نام روحانیت را به میان آورده ام و از آنان قدردانی نموده ام، مقصودم علمای پاك و متعهد و مبارز است، كه در هر قشری ناپاك و غیرمتعهد وجود دارد.
و روحانیون وابسته ضررشان از هر فرد ناپاك دیگر بیشتر است و همیشه این دسته از روحانیون مورد لعن و نفرین خدا و رسول و مردم بوده اند، و ضربات اصلی را به این انقلاب، روحانیون وابسته و مقدسماب و دینفروش زده اند و می زنند و روحانیون متعهد ما همواره از این بی فرهنگها متنفر و گریزان بوده اند.
من به صراحت می گویم ملیگراها اگر بودند، به راحتی در مشكلات و سختیها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز می كردند، و برای اینكه خود را از فشارهای روزمره سیاسی برهانند، همه كاسه های صبر و مقاومت را یكجا می شكستند و به همه میثاقها و تعهدات ملی و میهنی ادعایی خود پشت پا می زدند.
كسی تصور نكند كه ما راه سازش با جهانخواران را نمی دانیم. ولی هیهات كه خادمان اسلام به ملت خود خیانت كنند! البته ما مطمئنیم كه در همین شرایط نیز آنها كه با روحانیت اصیل كینه دیرینه دارند و عقده ها و حسادتهای خود را نمی توانند پنهان سازند آنان را به باد ناسزا گیرند. ولی در هر حال آن چیزی كه در سرنوشت روحانیت واقعی نیست سازش و تسلیم شدن در برابر كفر و شرك است. كه اگر بندبند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستیمان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز اماننامه كفر و شرك را امضا نمی كنیم.
علما و روحانیون انشاءاللّه به همه ابعاد و جوانب مسئولیت خودآشنا هستند ولی از باب تذكر و تاكید عرض می كنم امروز كه بسیاری از جوانان و اندیشمندان در فضای آزاد كشور اسلامی مان احساس می كنند كه می توانند اندیشه های خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامی بیان دارند، با روی گشاده و آغوش باز حرفهای آنان را بشنوند و اگر بیراهه می روند، با بیانی آكنده از محبت و دوستی راه راست اسلامی را نشان آنها دهید.
و باید به این نكته توجه كنید كه نمی شود عواطف و احساسات معنوی و عرفانی آنان را نادیده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته هاشان زد و همه را یكباره به وادی تردید و شك انداخت. اینها كه امروز اینگونه مسائل را عنوان می كنند مسلما دلشان برای اسلام و هدایت مسلمانان می تپد، و الا داعی ندارند كه خود را با طرح این مسائل به دردسر بیندازند. اینها معتقدند كه مواضع اسلام در موارد گوناگون همانگونه ای است كه خود فكر می كنند. به جای پرخاش و كنار زدن آنها با پدری و الفت با آنان برخورد كنید. اگر قبول هم نكردند، مایوس نشوید.
در غیراین صورت خدایناكرده به دام لیبرالها و ملیگراها و یا چپ و منافقین می افتند، و گناه این كمتر از التقاط نیست.
وقتی ما می توانیم به آینده كشور و آینده سازان امیدوار شویم كه به آنان در مسائل گوناگون بها دهیم، و از اشتباهات و خطاهای كوچك آنان بگذریم، و به همه شیوه ها و اصولی كه منتهی به تعلیم و تربیت صحیح آنان می شود احاطه داشته باشیم.
فرهنگ دانشگاهها و مراكز غیرحوزه ای به صورتی است كه با تجربه و لمس واقعیتها بیشتر عادت كرده است، تا فرهنگ نظری و فلسفی.
باید با تلفیق این دو فرهنگ و كمكردن فاصله ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا میدان برای گسترش و بسط معارف اسلام وسیعتر گردد.
نكته دیگر اینكه من اكثر موفقیتهای روحانیت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامی در ارزش عملی و زهد آنان می دانم و امروز هم این ارزش نه تنها نباید به فراموشی سپرده شود، كه باید بیشتر از گذشته به آن پرداخت. هیچ چیزی به زشتی دنیاگرایی روحانیت نیست و هیچ وسیله ای هم نمی تواند بدتر از دنیاگرایی ، روحانیت را آلوده كند. چه بسا دوستان نادان یا دشمنان دانا بخواهند با دلسوزیهای بیمورد مسیر زهدگرایی آنان را منحرف سازند، و گروهی نیز مغرضانه یا ناآگاهانه روحانیت را به طرفداری از سرمایه داری و سرمایه داران متهم نمایند. در این شرایط حساس و سرنوشتسازی كه روحانیت در مصدر امور كشور است و خطر سوءاستفاده دیگران از منزلت روحانیون متصور است، باید بشدت مواظب حركات خود بود. چه بسا افرادی از سازمانها و انجمنها و تشكیلات سیاسی و غیر آنها با ظاهری صددرصد اسلامی بخواهند به حیثیت و اعتبار آنان لطمه وارد سازند، و حتی علاوه بر تامین منافع خود، روحانیت را رو در روی یكدیگر قرار دهند.
البته آن چیزی كه روحانیون هرگز نباید از آن عدول كنند و نباید با تبلیغات دیگران از میدان به در روند حمایت از محرومین و پا برهنه هاست، چرا كه هر كسی از آن عدول كند از عدالت اجتماعی اسلام عدول كرده است. ما باید تحت هر شرایطی خود را عهده دار این مسئولیت بزرگ بدانیم و در تحقق آن اگر كوتاهی بنماییم، خیانت به اسلام و مسلمین كرده ایم. در خاتمه ، از پیشگاه مقدس پروردگار، كه الطاف بیكران خود را بر این ملت ارزانی داشته است، تشكر و قدردانی می كنم.
و از محضر مقدس بقیةاللّه - ارواحنا فداه - عاجزانه می خواهیم كه ما را در مسیر و هدفمان مدد و رهبری فرماید.
خداوند متعال به خانواده های شهدا صبر و اجر، و به مجروحین و معلولین شفا عنایت فرماید، و اسرا و مفقودین را به وطن خویش باز گرداند.
خداوندا، از تو می خواهیم آنچه را مصلحت اسلام و مسلمین است را برای ما مقدر فرمایی .
انك قریب مجیب.
والسلام علیكم و رحمةاللّه و بركاته .
پنجم ذیحجه 408 / 29/4/67


1- سوره فتح، آیه 27: هر آینه خداوند حقیقت خواب رسولش را آشكار ساخت كه حتما شما روحاللّه الموسوی الخمینی (مؤمنین) به خواست خدا، با دل ایمن وارد مسجدالحرام خواهید شد.
2- بخشی از آیه 27 سوره حج: و مردم را به انجام مناسك حج ندا ده تا پیاده و سواره از دورترین نقاط به سوی تو گرد آیند.
3- فتوا دهندگان.
4- از علمای بنی اسرائیل كه در حق حضرت موسی بدی كرد و به مخالفت او برخاست.

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت16:54توسط عبدالله | |

در آستانه برگزاري سومين دوره‌ي انتخابات مجلس شوراي اسلامي كه آخرين انتخابات برگزار شده در زمان حيات پربركت بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي به شمار مي‌آيد، ايشان پيامي را خطاب به ملت ايران در موضوع لزوم شركت درانتخابات‌وحفظ شئونات اسلامي و اخلاقي درتبليغات كانديداها صادر فرمودند.

در شرايطي كه آرام آرام وارد فضاي انتخاباتي مي‌شويم متن كامل اين پيام را مجددا منتشر مي‌كند، تا به ويژه چراغ راهي براي فعالان و احزاب و گروههاي سياسي باشد.

 


بسم الله الرحمن الرحيم

«در آستانه انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي هستيم . گمان نمي كنم كه نقش و اهميت انتخابات و مجلس شوراي اسلامي بركسي پوشيده باشد. بحمدالله هرچه از عمر با بركت انقلاب شكوهمند اسلامي ما مي گذرد، مردم مسلمان و متعهد كشورمان به اهميت حضور و نقش تعيين كننده خود در تمامي صحنه هاي انقلاب آشناتر مي شوند، و راز دوام و بقا و استحكام قيام الهي خود را بهتر كشف مي نمايند.

هم اكنون ، با توجه به آگاهي و شعور بالاي سياسي مردم خداجوي ايران ، شايد ضرورتي به يادآوري اهميت شركت در انتخابات نباشد؛ ولي براي احتياط در اداي تكليف شرعي - سياسي خود نكاتي را متذكر مي شوم :

1- از آغاز انقلاب تاكنون ، يكي از اهداف شوم و پليدي كه همواره مورد توجه استكبار جهاني و نوكران خارجي و داخلي آنان بوده است . دور كردن مردم ازصحنه هاي انقلاب و گسستن پيوندهاي پولادين آنان با آرمانهاي اجتماعي - سياسي اسلام بوده است ؛ كه در راه تحقق آن به انواع حيله ها و ترفندهاي گوناگون متوسل شده اند؛ كه بحمدالله سرشان به سنگ خورده است و ملت پيروز و سرافراز ايران بانمايش قدرت عظيم خود در حوادث گوناگون انقلاب اين حقيقت و واقعيت را به اثبات رسانيده و نشان داده اند كه از درياي خروشان وحدت و انسجام آنان چيزي كم نشده نخواهد شد و جهانخواران ان شاءالله تا ابد حسرت گسستن اتحاد مقدس مردم ما را به گورخواهند برد. بعيد به نظر نمي رسد كه در اين روزها يكي از اهداف شرارتهاي اخيرصداميان در تهديد و ارعاب و ادامه بمبارانها و موشكباران مناطق مسكوني ، علاوه برسرپوش نهادن بر شكستهاي پياپي خود در صحنه هاي نبرد، رسيدن به اين هدف باشد كه حضور مردم را تحت الشعاع اين جنايات قرار دهد و از هم اكنون هم بايد مطمئن باشيم رسانه هاي استكباري از عدم حضور مردم در صحنه انتخابات سخنها خواهند گفت ؛ و باتحليلهاي موذيانه و القائات توام با تهديد و ارعاب تلاش خواهند نمود ذهنها را به مسائل ديگر معطوف نمايند. غافل از آنكه امت اسلامي ايران سالهاست نشان داده اند كه از اين هياهوها نمي ترسند، و مقاوم و استوار در مقابل تمام ابرقدرتها و قدرتها مي ايستند؛ و به ياري خداوند متعال ، ملت شريف ايران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعيت برگزار مي كنند و مطمئنا در زير موشك و بمب هم اگر قراربگيرند، به پاي صندوقها مي روند و به تكليف شرعي و الهي خود عمل خواهند نمود.

و اينجانب تحت هر شرايطي در انتخابات شركت مي كنم و ان شاءالله دنيا خواهد ديدكه مردم عزيز ايران چگونه حماسه حضور گذشته خويش را در سراسر ميهن اسلامي تكرار خواهند كرد.

2- همان طور كه بارها گفته ام ، مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيم ندارند، و هيچ فرد و يا گروه و دسته اي حق تحميل فرد و يا افرادي را به مردم ندارند. جامعه اسلامي ايران ، كه با درايت و رشد سياسي خود جمهوري اسلامي و ارزشهاي والاي آن وحاكميت قوانين خدا را پذيرفته اند و به اين بيعت و پيمان بزرگ وفادار مانده اند، مسلم قدرت تشخيص و انتخاب كانديداي اصلح را دارند. البته مشورت در كارها از دستورات اسلامي است . و مردم با متعهدين و معتمدين خويش مشورت مي نمايند. و افراد وگروهها و روحانيون در حد تذكرات قبلي در حوزه خود مي توانند كانديدا معرفي نمايند؛ولي هيچ كس نبايد توقع داشته باشد كه ديگران اظهار نظر و اظهار وجود نكنند.

در هر حال ، مردم با بصيرت و درايت و تحقيق كانديداها را شناسايي كرده ، و به سوابق و روحيات و خصوصيات ديني - سياسي نامزدهاي انتخاباتي توجه نمايند. مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگاني راي دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت كنند، و طعم تلخ فقر را چشيده باشند، و در قول وعمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين ، اسلام مستضعفين ، اسلام رنجديدگان تاريخ ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف ، و در يك كلمه ، مدافع اسلام ناب محمدي -صلي الله عليه و آله وسلم - باشند. و افرادي را كه طرفدار اسلام سرمايه داري ، اسلام مستكبرين ، اسلام مرفهين بي درد، اسلام منافقين ، اسلام راحت طلبان ، اسلام فرصت طلبان، و در يك كلمه ، اسلام امريكايي هستند طرد نموده و به مردم معرفي نمايند و از آنجا كه مجلس خانه همه مردم و اميد مستضعفين است ، در شرايط كنوني نبايد كسي انتظار داشته باشد كه حتما نمايندگان بايد از گروه و صنف خاصي باشند. بايدتوجه داشت كه هنوز خيلي از مسائل وجود دارد كه به نفع محرومين بايد حل و فصل شود و تميز بين كساني كه در تفكر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرارداده اند، با ديگران كار مشكلي نيست.

3- نصيحتي است از پدري پير به تمامي نامزدهاي مجلس شوراي اسلامي كه سعي كنيد تبليغات انتخاباتي شما در چهارچوب تعاليم و اخلاق عاليه اسلام انجام شود؛ و ازكارهايي كه با شئون اسلام منافات دارد جلوگيري گردد. بايد توجه داشت كه هدف ازانتخابات در نهايت حفظ اسلام است . اگر در تبليغات حريم مسائل اسلامي رعايت نشود، چگونه منتخب حافظ اسلام مي شود. بايد سعي شود تا خداي ناكرده به كسي توهين نگردد؛ و در صورتي كه رقيب انتخاباتي به مجلس راه يافت ، به دوستي و برادري ،كه چيزي شيرينتر از آن نيست ، لطمه اي نخورد.

ملت شهيدپرور ايران بدانند اين روزها روز امتحان الهي است . روز پرخاش عليه كساني است كه با اسلام كينه ديرينه دارند. روز انتقام از كفر و نفاق است. روز فداكاري است . امروز روز عاشوراي حسيني است . امروز ايران كربلاست، حسينيان آماده باشيد.

"جهزوا انفسكم بالصلاح و السلاح "(1). نهراسيد.كه نمي هراسيد، كمربندهاتان را محكم كنيد. اي آزادگان و احرار بپاخيزيد. قدرتهاي بزرگ شرق و غرب مي خواهند شما را درزير چكمه ها و چنگالهاي كثيف و خونين خود خرد كنند كه حتي آخ هم نگوييد. امروزروز مقاومت است . چنان بر صدام و امريكا و استكبار غرب سيلي زنيد كه برق آن چشمان استكبار شرق را كور كند. امروز روز درنگ نيست . امروز روز صيقل انسانيت انسانهاست . روز جنگ است . روز احقاق حق است و حق را بايد گرفت و انتظارآنكه جهانخواران ما را ياري كنند بيحاصل است . امروز روز حضور در حجله جهاد وشهادت و ميدان نبرد است . روز نشاط عاشقان خداست . روز جشن و سرور عارفان الهي است . امروز روز نغمه سرايي فرشتگان در ستايش انسانهاي مجاهد ماست . درنگ امروزفرداي اسارت باري را به دنبال دارد. امروز بايد لباس محبت دنيا را از تن بيرون نمود، و زره جهاد و مقاومت پوشيد، و در افق طليعه فجر تا ظهور شمس به پيش تاخت و ضامن بقاي خون شهيدان بود.

فرزندانم ، دشمن در بمباران شيميايي مناطق مسكوني نهايت قساوت و درندگي خودرا نشان داده است ؛ و با حمله شيميايي به مردم بي دفاع عراق حتي پايه هاي حمايت حاميان خود را نيز سست نموده است . به سوي جبهه ها هجوم بريد تا ضربات پي در پي شما توان و امان او را بگيرد، كه ان شاءالله پيروز خواهيد شد.

والسلام علي عبادالله الصالحين .

يازدهم فروردين 67

روح الله الموسوي الخميني»

صحيفه امام(ره) جلد 21 صفحه 9


 

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت14:26توسط عبدالله | |

دهمین جشن دنیای تصویر

هانيه توسلي بازيگر سينما و تلويزيون

عزت الله انتظامی،الهام حميدی

آناهيتا نعمتي در جشن دنياي تصوير

جهانگیر کوثری و رخشان بنی اعتماد تندیس بهترین فیلم را از دستان مژده شمسایی دریافت کردند

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت11:11توسط عبدالله | |

حسین کاظمینی بروجردی مدتی پیش با برنامه ریزی و حمایت تبلیغاتی رسانه های خارج از کشور با ادعای ارتباط با امام زمان، دادن اذکار عجیب به مردم و ادعای حل مشکلات آنان و ادعای رهبری دین سنتی و مکاتبه با سران کشورهای اروپایی و غربی و هم چنین پاپ و مصاحبه با رادیو و رسانه های خارجی سعی در ایجاد آشوب و جنجال و بزرگ نمایی خود داشت .


وی در ادعاهای کاذب خود مدعی شد که نوه آیت الله العظمی بروجردی است در صورتیکه بعد از دستگیری سطح پایین علمی و نسب واقعی اش برملا شد.


اوج فعالیتهای تبلیغاتی کاظمینی بروجردی و همراهانش در مهرماه سال گذشته اتفاق افتاد و به سرعت فروکش کرد. در این حال جرج بوش مدتی پیش در حمایت از به اصطلاح آیت الله کاظمینی بروجردی سخنانی در دفاع از آزادی مذهبی و حقوق فردی ایراد کرد.


سید حسین کاظمینی بروجردی با تبلیغات و چاپ عکس خود در کنار مرقد حضرت امام موسی کاظم علیه السلام و مقبره پدر و پدربزرگش در بروجرد آنها را در روستاها و شهرستانها توزیع می کرد. برای حضور مردم در جلسات سخنرانی اش از پول صدقات اتوبوس تهیه می کرد و به شدت در تلاش برای تشکیل جلسات پرجمعیت تر و شلوغ تر بود.


بروجردی با تکیه بر بیان اغوا کننده خود توانسته بود عده ای از مردم ساده و ناآگاه را در اطراف خود گردآورد. وی مدعی رهبری اسلام سنتی و دین سنتی شده بود. حمایت و رسانه های خارجی و ماهواره ها از وی باعث توهم رهبری و مرجعیت در وی شده بود. در این بین ارتباطات خاص و بعضا مسئله داری که از آن سوی مرزها با وی برقرار می شد باعث شد تا نوعی خود شیفتگی سیاسی و دینی در هدایت یک انقلاب و براندازی جمهوری اسلامی در او ایجاد شود.


او شعرها و دعاها را در آهنگهای مختلف می خواند و با اظهارات عجیب و غریب عناصر غیرمذهبی و ناسالم را در اطراف خود جمع کرده بود. وی از خواندن صحیح قرآن و مفاتیح الجنان عاجز بود.

در فیلم های ویدئویی که خود از خود تهیه نموده اکثر ادعیه را هم از لحاظ لفظی و هم از لحاظ معنوی غلط می خواند. از جمله قبل از شروع نماز به خداوند خطاب می کند:« یا من لایغیر ذنبه لا هو» ای کسی که گناهش بخشیده نمی شود الا او که این جمله اگر با آگاهی بود شرک محسوب می شد.وی در جلسات محاکمه انگیزه خود را قدرت طلبی و سوء استفاده از سادگی مردم می داند. وی تاکید می کند وقتی مردم جاهل به من سواری می دهند چرا سوار نشوم ؟


وی در آخرین جلسه دادگاه خود را فریب خورده ضد انقلاب خارجی دانست وتاکید کرد نوری زاده بارها با وی تماس گرفته و وی را تحریک به استقامت کرد و گفت : « اگر مدت کمی مقاومت کنی ناتو به ایران حمله می کند و کار آنها تمام می شود و تو می شوی رهبری دینی ». حتی خانمی از رادیو سوئد زنگ زد و ضمن تبریک گفت هیچ روحانی به اندازه تو روی کره زمین معروف نشده است.


بخشی از اعترافاتش عینا نقل می شود:

مثلا روی چیزهای الکی و غیر مهم مانور می دادم من تقویم چاپ می کردم عکس مرقد حضرت امام کاظم را میگذاشتم کنار مقبره پدر و پدربزرگم و پدرش که در بروجرد مدفون اند. به عنوان کاظمی بروجردی می خواستم یک جوری تبلیغ کنم بعد آنها را برسونم به اجدادم یا مثلا خمین که فرزند 27 امام سجاد «ع» بودنم را توی تیتراژ وسیعه با عکس های خودم چاپ کردم بعد گفتم ببرند توی دهات ها و شهرستانها طوری شده بود که وقتی می گفتند فلانی اینجا برنامه داره جمعیت فوج فوج می آمدند . می گفته پول رفت و آمدها و اتوبوس را از محل صدقات جمع آوری کنید و اگر هم کم می آمد خودم می دادم و همه اینها از روی هوای نفس بود را داشتم جمعیت جلسه من اینقدر زیاد شود که بین میدان انقلاب و آزادی مردم جمع بشن و برنامه اجرا کنم.

  اگر شما جلوگیری نمی کردید، یقینا جلسه بعدی ام که سیزده رجب بود این اتفاق می افتاد یعنی جوری می شد که استادیوم ها جا نداشت، تزم این بود. واقعا من الان نگاه می کنم درسته لذت می بردم و من تو اعترافاتم گفتم وقتی در آخرین منبر در استادیوم شهید کشوری رفتم روی سن و نشستم اون ته سالن را که دیدم سیاهی می زد سرم گیج رفت آن غرور نفسانی مرا گرفت. گفتم خوب الحمدلله آدم شدیم این مملکت کسی با دست خالی بدون روزنامه بتونه این جمعیت را جمع کند.


ایشان در پاسخ به این سوال که جمعیت به فرض جمع شوند شما که معلومات کافی را نداشتید، میگوید:

خوب من که بحث علمی نمی کردم این اسلام سنتی را این آخری ها در آوردم نمی گفتم میخواهم اسلام شناسی بگم نیم ساعت دعا و توسل میخواندم دعا را دیکلمه وار میخوندم قسمتی از زبور، خودم هم شعر می سرودم. صوت خوبی هم داشتم و در آهنگ های مختلف می خوندم. خلاصه یک کاری می کردم بیشتر لات ها و بدحجاب ها جذب می شدند. به خاطر چی؟ به خاطر اینکه به اینها می گفتم بیایند حاجت بگیرند. کمتر هیاتی ها و مسجدی ها می آمدند و از بس که روی اینها روانشناسی کار می کردم و روی مخشان، اینها میخکوب می شدند بلد بودم مخ بتکونم به قول امروزی ها ترید کنم به طوری که افراد انتظار نداشتند من استاد دانشگاه یا ... باشم انتظار یک دعاخوان پیشرفته را داشته باشند یه دعا نویس مثلا کشوری یا یک چیز گسترده تر.

ایشان در پایان با ابراز ندامت مجدد ابراز می دارد:

کار تخصصی که در حد من نبود نمی بایست می کردم حالت جنون پیدا کرده بودم. الان من فکر می کنم که ازنظر ایمان، علم و عقل از هر سه تهی هستم من حتی روخوانی قرآن و مفاتیح الجنان را خوب بلد نیستم. از اشتباهات خودم از پروردگار طلب عفو می نمایم. اشتباه مقاومت در برابر جلب، اشتباه و نادرستی نامه به سران خارجی، مصاحبه با رسانه های خارجی به زشتی کشاندن صدها نفر و خانواده ام را قبول دارم و روی آن توبه می کنم و از حضرت صاحب الامر و رهبر نظام مقدس اسلامی استدعای بخشش و اغماض برای خودم و خانواده ام و این گرفتاران و بندگان ضعیف النفس که در برابر القائات نفسانی ناتوانیم، را دارم و اینکه بشری جایزالخطا هستم ،مستدعی گذشت و عطوفت می باشم .

منبع: مرکز اسناد انقلاب

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت11:3توسط عبدالله | |

هنري گونزالس، نماينده کنگره و رئيس کميته بانکداري و اعتبارات مالي ايالات‌متحده آمريکا، در تاريخ بيست و يکم سپتامبر 1992 در يک نزاع سياسي ميان احزاب حاکم، دست به سخنراني افشاگرانه‌اي زد که در آن، دولت بوش پدر، متهم اصلي در کمک به صدام براي جنگ‌افروزي در منطقه و جنايات بشري، از جمله توليد و کاربرد سلاح شيميايي، قلمداد شد.

در اين گفت‌وگو تلاش شده است، ابعاد شراکت دولت آمريکا در جنايات صدام، با مستندات اين مقام رسمي آمريکا، تبيين شود. بديهي است با احراز همدستي دولت‌هاي غربي، به ويژه آمريکا با صدام، گام نخست در اثبات جنايت اين دولت‌ها عليه ملت ايران، برداشته شده است.

• آقاي گونزالس، انگيزه شما در افشاي اسناد و اخبار طبقه‌بندي شده عليه دولت بوش پدر چه بود؟
ـ طبقه‌بندي اسناد، به منظور حفظ منافع ملي هر کشور است. در چهارم اوت 1989، پليس «اف. بي. آي» ايالات‌متحده، در بازرسي از شعبه آتلانتاي بانک BNL - Banco Nazionale del Lavora، که يک بانک ايتاليايي است، اسنادي را به دست آورد که پرده از روابط پنهاني دولت آمريکا با دولت عراق برداشت و نشان داد آمريکا، بزرگترين مدافع حکومت صدام به عنوان منفورترين رژيم در ميان حکومت‌هاي جهان بوده است؛ رژيمي که نه تنها نيروهاي نظامي ايران را با انواع سلاح‌هاي شيميايي آماج قرار داد، بلکه مردم ايران و حتي کشور خود را نيز قرباني اين سلاح ممنوعه کرد.

به نظر نمي‌رسد افشاي اسناد طبقه‌بندي شده در چنين موردي، جرم تلقي شود. گو اينکه خارج کردن اسناد طبقه‌بندي شده از حالت سري و انتشار آن، پيرو مجموعه قوانيني است که گروه تحقيق من از آن تخطي نکرده‌اند. در واقع، امنيت ملي ما با اين افشاگري‌ها گره خورده است.

• در گزارشي خواندم، عراق از سال 1960 يک رسته شيميايي در ارتش خود ايجاد کرده است؛ يعني سال‌ها پيش از به حکومت رسيدن صدام. به نظر شما، انگيزه پيشتازي رژيم عراق در زمينه توليد و تکثير سلاح‌هاي شيميايي چه بوده است؟

ـ در سال‌هاي 1921 تا 1923 که عراق صحنه درگيري سربازان انگليسي و مخالفان عراقي بود، «وينستون‌چرچيل»، نخست‌وزير انگلستان، دستور استفاده از گازهاي سمي عليه شورشيان عراق را صادر کرد. البته در آن سال‌ها، اين گازهاي سمي، در تنوع و تأثيرگذاري به پاي آنچه بعدها دولت عراق به توليد آن اقدام کرد، نمي‌رسيد. نکته‌ اينجاست که دنياي غرب بود که کشور عراق را با اين سلاح ممنوعه آشنا کرد؛ بنابراين، سابقه شراکت غرب با جنايات شيميايي دولت صدام، به حمايت‌هاي مالي، تکنولوژي و سياسي دو دهه اخير محدود نمي‌شود.

• مهم‌ترين جرم دولت ايالات‌متحده در اين‌باره چيست؟
ـ رژيم عراق در دهه 80 تلاش کرد استيلاي خود را بر خاورميانه عملي سازد و در اين راه از هيچ جنايت بشري کوتاهي نکرد. صدام با نقض آشکار کنوانسيون‌هاي بين‌المللي و نقض حقوق بشر، نسل‌کشي و استفاده از سلاح‌هاي ممنوعه و با پشتيباني‌تروريسم دولتي، سعي در جاه‌طلبي نظامي و برتري‌طلبي در منطقه را داشت و دولت آمريکا با آگاهي کامل از همه اين موارد، نه تنها دست او را باز گذاشت، بلکه با روش‌هاي گوناگون به وي کمک کرد.

دولت صدام در مدتي که دست به نادرترين جنايات بشري مي‌زد، همواره بزرگترين مشتري اعتباري و تضميني دولت ايالات‌متحده بود. شما مي‌دانيد، تضمين از ناحيه چه کساني؟ از جانب ماليات‌دهندگان و شهروندان آمريکايي! منظورم، وام بانک BNL است که عراق توانست به وسيله آن در سايه چشم‌پوشي دولت آمريکا، شبکه تسليحاتي خود را در آمريکا و اروپا گسترش دهد.

بانک BNL، حامي اصلي شرکت آمريکايي ـ انگليسي ماتريکس چرچيل است. اين شرکت، نماد خريد‌هاي تسليحاتي عراق و دستيابي به تکنولوژي سلاح‌هاي برتر و سلاح‌هاي ممنوعه به شمار مي‌رود.

• آيا سيستم امنيتي ـ اطلاعاتي ايالات‌متحده از اين موضوع آگاهي داشته است؟
ـ بنا بر اسنادي که من در دست دارم، سازمان «سيا» پس از حمله پليس فدرال آمريکا به شعبه آتلانتاي بانک BNL، مدارکي به دست آورده است که ثابت مي‌کند غير از شرکت ماتريکس چرچيل (Matrix Churchill) ، شرکت‌هاي TDG, TEG, Euromac ـ که همگي مورد حمايت مالي بانک BNL بوده‌اند ـ در تهيه امکانات نظامي و انتقال تکنولوژي ساخت سلاح‌هاي پيشرفته و نيز ناشناخته به عراق، دست داشته‌اند.

دولت آمريکا، چند ماه پس از هشدار خود به متحدانش درباره خريد‌هاي تسليحاتي عراق براي توليد گاز سمي، خودش اقدام به فروش امتياز شرکت ماتريکس چرچيل نمود و مجوز استفاده از تکنولوژي پيشرفته آن براي توليدات تسليحاتي را صادر كرد. دولت بوش مي‌دانست اين انتقال تکنولوژي در صنايع نظامي به کار گرفته مي‌شود و همزمان با اشغال کويت توسط عراق نيز ادامه داشت.

• آيا دلايلي هست که ثابت کند دولت ايالات‌متحده از خطرات ناشي از کمک به عراق آگاهي کامل داشته است؟
ـ در واقع، سياست گسترش روابط با عراق و فروش محصولات و فناوري‌هاي پيشرفته که هم در صنايع نظامي کاربرد دارند و هم در صنايع غيرنظامي، بنا بر بند 26 منشور امنيت ملي آمريکا، دنبال مي‌شده است؛ بنابراين به رغم شواهد، فروش فناوري‌هاي مؤثر نظامي، مجاز تلقي مي‌شده است.
سال‌ها پيش از آن، مقامات اطلاعاتي و امنيتي هشدار داده بودند که عراق درصدد توليد سلاح هسته‌اي است و با شتاب فوق‌العاده‌اي در حال خريداري و جمع‌آوري مواد اوليه و تجهيزات مرتبط با سلاح هسته‌اي است. همچنين هشدار داده بودند، مشارکت شرکت‌هاي آمريکايي در پروژه‌هاي نظامي و غيرنظامي، به طور همزمان خطرآفرين است و حتي نشانه‌هايي، دال بر تهيه مواد راديواکتيو توسط عراق به اثبات رسيد.

 

از جمله مدارکي که به تازگي از حالت محرمانه خارج شده، مکتوباتي است که اثبات مي‌کند دولت ايالات‌متحده با آگاهي کامل به تسليح صدام همت گماشته بود و در سال 1990، در يک سند دولتي آشکارا هشدار داده شده که همه کمک‌ها به عراق، به گسترش توان نظامي آن منجر و بر تغيير رويه صادرات به عراق تأکيد شده است، اما گويا سياست محرمانه دولت بوش پدر، تقويت بنيه نظامي عراق بوده است، تا جايي که از 771 فقره مجوز صادراتي به عراق، تنها يک مجوز از سوي دولت بازبيني و تأکيد مي‌شود صرفاً براي امور غيرنظامي به کار گرفته شود و از 770 مورد ديگر چشم پوشي مي‌شود.

• در حالي که اعضاي کابينه دولت وقت ايالات‌متحده، اعتراف کرده‌اند که درباره صدام، اشتباه كرده‌اند و رئيس‌جمهور وقت نيز پياپي اعلام کرده است سياست او در قبال صدام، صرفاً براي‌ترغيب عراق براي پيوستن به جامعه جهاني بوده، چه دليلي هست که ‌ايالات‌متحده، عراق را به سلاح شيميايي و سلاح‌هاي پيشرفته تجهيز کند؟
ـ حقيقت اين است که بر پايه بند 26 منشور امنيت ملي، دسترسي به نفت خليج‌فارس و امنيت کشورهاي دوست در اين منطقه براي ما حياتي است. آنچه اهميت دارد، دسترسي به نفت ارزان قيمت و فروش فناوري پيشرفته نظامي است که عراق در هر دو مورد، گوي سبقت را از ديگر کشورها ربوده بود.

همچنين سياست، اقتضا مي‌کرد در بازسازي اقتصادي عراق پس از جنگ با ايران، به ويژه در بخش انرژي، حضور فعال داشته باشيم و همه تلاش‌هاي دولت در دوران رياست‌جمهوري ريگان و بوش پدر، به همين موضوع معطوف بود، تا جايي که در سال 1987 يادداشت تفاهمي بين معاون اول رياست‌جمهور آمريکا و نزار حمدون، سفير عراق در واشنگتن به امضا رسيد و در سال 1988، دقيقاً همان روزهايي که صدام، شهرهاي خود را با سلاح شيميايي آماج قرار مي‌داد، وزارت بازرگاني آمريکا به سرعت مجوزهاي صادرات کالا و انتقال فناوري‌هاي نظامي به اين کشور را صادر مي‌کرد.

البته بايد گفت كه صدور اين مجوز‌ها، بارها مورد مخالفت وزارت دفاع و برخي اعضاي کابينه قرار گرفت و هشدار داده شد که عراق درصدد تکثير سلاح‌هاي ممنوعه است، تا جايي که در پايان دوره جنگ اين کشور با ايران، صدام به جاي توقف خريد‌هاي تسليحاتي و بازسازي اقتصادي کشورش، به بلند‌پروازي‌هاي نظامي خود ادامه داد تا خود را قدرت برتر منطقه خاورميانه مطرح کند.
از آنجا که صدام تلاش مي‌کرد خواسته‌هاي دولت ايالات‌متحده را در منطقه تأمين کند، از چشم پوشي مقامات آمريکايي درباره دسترسي به سلاح‌هاي ممنوعه، سوءاستفاده مي‌کرد.

از سوي ديگر، صدام، دست شرکت‌هاي نفتي را در قراردادها باز مي‌گذاشت تا در مقابل، به فناوري‌هاي پيشرفته نظامي دسترسي پيدا کند. در آن دوران، عراق در ازاي صادرات روزانه 500 هزار بشکه نفت، فناوري نظامي دريافت مي‌کرد. اين رقم در سال 1990 به 675 هزار بشکه در روز رسيد، در حالي که صادرات عراق در بين سال‌هاي 1987 ـ 1985 تنها 80 هزار بشکه در روز بود.
جالب اين که، همزمان با حمله عراق به کويت، اين کشور، روزانه يک ميليون و صد هزار بشکه نفت به آمريکا صادر مي‌کرد؛ يعني صادرات نفت عراق در سه سال، به چهارده برابر افزايش پيدا کرد.

در زمان حمله عراق به کويت، دولتمردان جمهوري‌خواه ‌ايالات‌متحده، صدام را شيطان معرفي مي‌کردند تا دهان منتقدان را ببندند، در حالي که چند روز پيش از حمله به عراق، 3 ميليون و 400 هزار بشکه نفت از اين کشور خريداري کرده بودند.
حال پرسش من اين است: «اين شيطان، چگونه به سازمان اطلاعات و امنيت ايالات‌متحده راه پيدا کرد؟».

• اگر اشتباه نکنم، شما به فروش فناوري پيشرفته به عراق در ازاي خريد نفت ارزان قيمت اعتراض داريد؟!
ـ به هيچ وجه، اين مسأله طبيعي است. در واقع، رئيس‌جمهور و مشاوران نزديک او که سياست نزديک شدن به عراق را رقم مي‌زدند، همگي از مردان نفتي هستند. شکي نيست که ما به دنبال نفت ارزان هستيم و هدف صدام، تهيه پول و اعتبار و دريافت فناوري پيشرفته بود. نکته ‌اين است که در اين تعامل طبيعي، دولت چشم خود را بر بسياري از اقدامات صدام حسين بست.

سازمان «سيا» اطلاعاتي در دست داشت که ثابت مي‌کرد شرکت ماتريکس چرچيل که در «کليوند» اوهايوست، به عنوان شبکه خريد نظامي عراق، عمل مي‌کرده است.

حيرت‌انگيز است که ‌اين شرکت، حتي دو ماه پس از اشغال کويت توسط عراق، هنوز مشغول خريد فناوري نظامي آمريکايي براي عراق بوده است. همچنين در اين مدت، بانک BNL دست‌كم يک ميليارد دلار خريد تسليحاتي براي عراق انجام داد؛ از تکنولوژي مرتبط با سلاح هسته‌اي گرفته تا توليد موشک کوتاه‌برد «ابابيل»، اصلاح موشک «اسکاد بي» و موشک «بالستيک دوربرد کوندر 2» و نيز «توپ‌هاي خودکششي 120 ميلي متري هويترز».

بانک BNL در اروپا و آمريکا با نام تجاري شرکت العربي فعاليت مي‌کرد و شرکت ماتريکس چرچيل که در بغداد مقر دايمي داشت، با عنوان مجتمع جنگ‌افزاري نصر، به توليد موشک و سلاح‌هاي شيميايي مشغول بود.

در سال 1987 شرکت العربي، دفتري در لندن تأسيس کرد و شريک تجاري ماتريکس چرچيل شد. تأسيس ماتريکس چرچيل به عنوان اصلي‌ترين قطعه‌ساز انگلستان، برمي‌گردد به سال 1923 و در سال 1967 شعبه آمريکايي خود را تأسيس کرد. ماتريکس چرچيل در صنايع نظامي کشورهاي زيادي حضور داشته است؛ از جمله آمريکا، انگلستان، اسرائيل، مکزيک، پاکستان، تايوان، شوروي سابق، چين، آرژانتين، اتريش، نروژ، هند، بلژيک، هلند، استراليا، مصر، ايتاليا و آفريقاي جنوبي.

محصولات انحصاري اين شرکت، گلوله توپ، فيوز انفجاري و موشک‌هاي ضد زره است و بنا بر آمارهاي رسمي، در آن سال‌ها، نيمي از صادرات اين شرکت، به مقصد عراق بارگيري مي‌شده است. اين شرکت، همچنين وظيفه داشت فناوري پيشرفته آمريکا را با دلالي به عراق بفرستد.

در اين باره، من مدارکي دارم که ثابت مي‌کند «سام نامان»، مدير خريد شرکت ماتريک چرچيل و دکتر «الحبابي»، مالک بخشي از اين شرکت، هر دو از عواملي اطلاعاتي عراق بودند. دکتر الحبابي دستور داده بود مدارک مالي شرکت در دفتر بغداد نگهداري شود. اين مدارک دلالت مي‌کرد که شرکت انگليسي ـ آمريکايي ماتريکس چرچيل، مبالغ هنگفتي از سود خود را صرف سازمان‌هاي نظامي عراق مي‌کند.
اما با اين همه اطلاعات، دولت بوش،‌شش هفته پس از اشغال کويت به دست عراق، تأمل و سپس دفتر شرکت ماتريکس چرچيل در آمريکا را تعطيل كرد.

• آيا مقامات دولت آمريکا از ماهيت افرادي که نام برديد، آگاهي داشتند؟
ـ ادعا مي‌شود مقامات دولتي، سام نامان را نمي شناسند، اما منابع موثق، گواهي مي‌دهند وي پس از حمله به بانک BNL توسط «اف. بي. آي» در يازدهم و دوازدهم سپتامبر 1989 به ديدار مقامات دولتي رفته است.

فعاليت وي به صنايع محدود نمي‌شد. او در معاملات نفتي کلان دست داشت و تلاش مي‌كرد کارخانه فولادي را در تگزاس خريداري کند که عملي نشد. وي با وام چهارده ميليون دلاري بانک BNL ، کارخانه فايبرگلاس را براي شرکت نصر خريداري کرد.

اين يکي از خلأ‌هاي قانوني آمريکاست که يک خارجي با خريد 30 درصد از يک شرکت به پيشرفته‌ترين فناوري‌هاي فضايي، هسته‌اي و تسليحاتي دست پيدا کند.
هنگامي که در سال 1987 عراق، شرکت ماتريکس چرچيل ر اخريد، بلافاصله پس از دستيابي به نقشه تجهيزات پيشرفته، با استفاده از تسهيلات ديپلماتيک، آن را به داخل خاک خود منتقل کرد.

بنا بر يک گزارش اطلاعاتي ـ امنيتي، در تابستان 1989، دولت مي‌دانست که ماتريکس چرچيل، يکي از شرکت‌هاي پوششي عراق براي دستيابي به فناوري‌هاي پيشرفته موشکي و هسته‌اي است، اما با اين حال، امنيت ملي را در خطر نديد و همچنان به حمايت و سکوت خود ادامه داد.

• شما به اين اشاره کرديد كه اسنادي داريد؛ اين اسناد، ابعاد تازه‌اي از روابط پشت پرده دولت ايالات‌متحده با عراق را افشا مي‌کند؟
ـ همين طور است. در واقع، دنياي غرب و ايالات‌متحده، حکومتي را پرورش داد که به زودي مجبور شد آن را به مثابه يک تهديد بين‌المللي، از پاي درآورد.

اسناد بسياري هست؛ از جمله نامه «پل جي هير»، معاون وزير امورخارجه آمريکا که در تاريخ 23، مارس 1989 درباره ملاقاتش با نزار حمدون، ديپلمات عراقي به وزير امور آمريکا نوشته است.
در اين نامه آمده است: هدف از ملاقات، اظهار علاقه براي گسترش همه‌جانبه روابط و بيان نگراني آمريکا از سلاح شيميايي عراق است.
نزار حمدون اعلام کرد: فارغ از مسأله سلاح‌هاي شيميايي، عراق خواستار گسترش روابط است.

مي‌دانيد که در سال 1967 روابط عراق و آمريکا تيره شد و وقفه‌اي در مناسبات پيش آمد، اما از سال 1984 پس از شکست سنگين عراق در جنگ با ايران، روابط عراق با آمريکا به گرمي گراييد. در اين نامه، همچنين تأکيد مي‌شود که عراق، در جنگ با ايران، روزبه‌روز اتحاد بيشتري با دوستان ايالات‌متحده در منطقه؛ يعني کويت و عربستان پيدا کرده است.

هير همچنين مي‌گويد: پس از آنکه نام عراق از فهرست کشورهاي‌ تروريست خارج شد، اين کشور روابط خود را با «ابونضال»، قطع کرد، هرچند هنوز دخالت‌هايي در کويت و لبنان دارد و درصدد دستيابي به سلاح‌هاي بيولوژيک و شيميايي است.

در اين نامه اعلام شده است: صدام مسئوليت حمله به ناو «يو. اس. اس. اتارک» را به عهده گرفته و نيز در پي استفاده پياپي از سلاح‌هاي شيميايي در جنگ با ايران، در ماه اوت گذشته براي سرکوب گروه‌هاي شورشي کرد بوده است. اين اقدام با محکوميت کنگره و تصويب تحريم‌هايي براي عراق روبه‌رو شد. در بند ديگري آمده است: عراق با اعتبارات تضميني ضرر، يک ميليارد دلار محصولات کشاورزي از آمريکا وارد مي‌کند، اما مناسبات تجاري به دليل بدهي‌هاي سنگين عراق، رشد خوبي ندارد.

بوش در نامه‌اي به صدام حسين، رابطه با عراق را بسيار مهم دانست و خواستار حل و فصل مواردي شد؛ از جمله بر استفاده از سلاح‌هاي شيميايي، تأکيد شده است. ايالات‌متحده از حضور عراق در کنفرانس خلع سلاح ژنو استقبال مي‌کند و به دليل آنکه عراق به تازگي از سلاح‌هايي شيميايي استفاده کرده است، بايد با حضور فعال در کنفرانس‌هاي خلع سلاح و صلح، وجهه و اعتبار خود را بازسازي کند.

همچنين در نامه‌اي که بنده به عنوان رئيس کميته بانکداري و اعتبارات مالي به وزير خزانه‌داري نوشته‌ام، اسناد وزارت خزانه‌داري از سرمايه‌گذاري عراق در شرکت‌هاي آمريکايي را خواسته‌ام که در پاسخ آمده است: اين وزارتخانه، هيچ سندي دال بر سرمايه‌گذاري عراق و خريد شرکت در آمريکا ندارد.
همچنين نحوه نظارت خريد شرکت ماتريکس چرچيل توسط عراق را جويا شدم که در پاسخ آمد: اين وزارتخانه هيچ‌گونه نظارتي بر نحوه تعاملات اين شرکت نداشته است.

در پايان پرسيدم: با توجه به خريد شرکت اصلي در انگلستان، چه سازوکارهايي براي کنترل نفوذ عراق در شعبه آمريکايي انديشيده شده بود که در پاسخ آورده است: سازوکارهاي کنترلي در مفاد قرارداد خريد شرکت آورده است و مطابق آن عمل شده است.

اين نامه‌ها و انبوه مکاتبات شرکت‌هاي نامبرده، گواه ‌اين مدعايند که دولت ايالات‌متحده، پيش از حمله عراق به کويت، نه تنها از فعاليت شيميايي عراق آگاه بوده، بلکه در آن مشارکت داشته و حمايت دولت بوش از صدام تا اندازه‌اي بوده که تا دو ماه پس از اشغال کويت، با روند فزاينده و رشد چند صد درصدي به خريد نفت از عراق ادامه داده است.

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت10:47توسط عبدالله | |