|
چکیده: ملت عزیز ما كه مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند به خوبی دریافته اند كه مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست و آنها كه تصور می كنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند و آنهایی هم كه تصور می كنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان كمك می كنند آب در هاون می كوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه ، بحث قیام و راحت طلبی،بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است كه هرگز با هم جمع نمی شوند و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلابها هستند. مسئولین نظام ایران انقلابی باید بدانند كه عده ای از خدا بیخبر برای از بین بردن انقلاب هر كس را كه بخواهد برای فقرا و مستمندان كار كند و راه اسلام و انقلاب را بپیماید فورا او را كمونیست و التقاطی می خوانند.
تیر سالروز صدور پیام حضرت امام (ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل از سوی ایران است. اكنون 19 سال از پذیرش قطعنامه میگذرد.ایشان دراین پیام به جوانان سفارش كردند كه قدر و قیمت لحظات شیرین زندگی خود را بدانند و خودشان را برای یك مبارزه علمی و عملی بزرگ تا رسیدن به اهداف عالی انقلاب اسلامی آماده كنند.
در آستانه برگزاري سومين دورهي انتخابات مجلس شوراي اسلامي كه آخرين انتخابات برگزار شده در زمان حيات پربركت بنيانگذار نظام مقدس جمهوري اسلامي به شمار ميآيد، ايشان پيامي را خطاب به ملت ايران در موضوع لزوم شركت درانتخاباتوحفظ شئونات اسلامي و اخلاقي درتبليغات كانديداها صادر فرمودند. در شرايطي كه آرام آرام وارد فضاي انتخاباتي ميشويم متن كامل اين پيام را مجددا منتشر ميكند، تا به ويژه چراغ راهي براي فعالان و احزاب و گروههاي سياسي باشد. بسم الله الرحمن الرحيم «در آستانه انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي هستيم . گمان نمي كنم كه نقش و اهميت انتخابات و مجلس شوراي اسلامي بركسي پوشيده باشد. بحمدالله هرچه از عمر با بركت انقلاب شكوهمند اسلامي ما مي گذرد، مردم مسلمان و متعهد كشورمان به اهميت حضور و نقش تعيين كننده خود در تمامي صحنه هاي انقلاب آشناتر مي شوند، و راز دوام و بقا و استحكام قيام الهي خود را بهتر كشف مي نمايند. هم اكنون ، با توجه به آگاهي و شعور بالاي سياسي مردم خداجوي ايران ، شايد ضرورتي به يادآوري اهميت شركت در انتخابات نباشد؛ ولي براي احتياط در اداي تكليف شرعي - سياسي خود نكاتي را متذكر مي شوم : 1- از آغاز انقلاب تاكنون ، يكي از اهداف شوم و پليدي كه همواره مورد توجه استكبار جهاني و نوكران خارجي و داخلي آنان بوده است . دور كردن مردم ازصحنه هاي انقلاب و گسستن پيوندهاي پولادين آنان با آرمانهاي اجتماعي - سياسي اسلام بوده است ؛ كه در راه تحقق آن به انواع حيله ها و ترفندهاي گوناگون متوسل شده اند؛ كه بحمدالله سرشان به سنگ خورده است و ملت پيروز و سرافراز ايران بانمايش قدرت عظيم خود در حوادث گوناگون انقلاب اين حقيقت و واقعيت را به اثبات رسانيده و نشان داده اند كه از درياي خروشان وحدت و انسجام آنان چيزي كم نشده نخواهد شد و جهانخواران ان شاءالله تا ابد حسرت گسستن اتحاد مقدس مردم ما را به گورخواهند برد. بعيد به نظر نمي رسد كه در اين روزها يكي از اهداف شرارتهاي اخيرصداميان در تهديد و ارعاب و ادامه بمبارانها و موشكباران مناطق مسكوني ، علاوه برسرپوش نهادن بر شكستهاي پياپي خود در صحنه هاي نبرد، رسيدن به اين هدف باشد كه حضور مردم را تحت الشعاع اين جنايات قرار دهد و از هم اكنون هم بايد مطمئن باشيم رسانه هاي استكباري از عدم حضور مردم در صحنه انتخابات سخنها خواهند گفت ؛ و باتحليلهاي موذيانه و القائات توام با تهديد و ارعاب تلاش خواهند نمود ذهنها را به مسائل ديگر معطوف نمايند. غافل از آنكه امت اسلامي ايران سالهاست نشان داده اند كه از اين هياهوها نمي ترسند، و مقاوم و استوار در مقابل تمام ابرقدرتها و قدرتها مي ايستند؛ و به ياري خداوند متعال ، ملت شريف ايران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعيت برگزار مي كنند و مطمئنا در زير موشك و بمب هم اگر قراربگيرند، به پاي صندوقها مي روند و به تكليف شرعي و الهي خود عمل خواهند نمود. و اينجانب تحت هر شرايطي در انتخابات شركت مي كنم و ان شاءالله دنيا خواهد ديدكه مردم عزيز ايران چگونه حماسه حضور گذشته خويش را در سراسر ميهن اسلامي تكرار خواهند كرد. 2- همان طور كه بارها گفته ام ، مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيم ندارند، و هيچ فرد و يا گروه و دسته اي حق تحميل فرد و يا افرادي را به مردم ندارند. جامعه اسلامي ايران ، كه با درايت و رشد سياسي خود جمهوري اسلامي و ارزشهاي والاي آن وحاكميت قوانين خدا را پذيرفته اند و به اين بيعت و پيمان بزرگ وفادار مانده اند، مسلم قدرت تشخيص و انتخاب كانديداي اصلح را دارند. البته مشورت در كارها از دستورات اسلامي است . و مردم با متعهدين و معتمدين خويش مشورت مي نمايند. و افراد وگروهها و روحانيون در حد تذكرات قبلي در حوزه خود مي توانند كانديدا معرفي نمايند؛ولي هيچ كس نبايد توقع داشته باشد كه ديگران اظهار نظر و اظهار وجود نكنند. در هر حال ، مردم با بصيرت و درايت و تحقيق كانديداها را شناسايي كرده ، و به سوابق و روحيات و خصوصيات ديني - سياسي نامزدهاي انتخاباتي توجه نمايند. مردم شجاع ايران با دقت تمام به نمايندگاني راي دهند كه متعبد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان احساس مسئوليت كنند، و طعم تلخ فقر را چشيده باشند، و در قول وعمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين ، اسلام مستضعفين ، اسلام رنجديدگان تاريخ ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف ، و در يك كلمه ، مدافع اسلام ناب محمدي -صلي الله عليه و آله وسلم - باشند. و افرادي را كه طرفدار اسلام سرمايه داري ، اسلام مستكبرين ، اسلام مرفهين بي درد، اسلام منافقين ، اسلام راحت طلبان ، اسلام فرصت طلبان، و در يك كلمه ، اسلام امريكايي هستند طرد نموده و به مردم معرفي نمايند و از آنجا كه مجلس خانه همه مردم و اميد مستضعفين است ، در شرايط كنوني نبايد كسي انتظار داشته باشد كه حتما نمايندگان بايد از گروه و صنف خاصي باشند. بايدتوجه داشت كه هنوز خيلي از مسائل وجود دارد كه به نفع محرومين بايد حل و فصل شود و تميز بين كساني كه در تفكر خود خدمت به اسلام و محرومان را اصل قرارداده اند، با ديگران كار مشكلي نيست. 3- نصيحتي است از پدري پير به تمامي نامزدهاي مجلس شوراي اسلامي كه سعي كنيد تبليغات انتخاباتي شما در چهارچوب تعاليم و اخلاق عاليه اسلام انجام شود؛ و ازكارهايي كه با شئون اسلام منافات دارد جلوگيري گردد. بايد توجه داشت كه هدف ازانتخابات در نهايت حفظ اسلام است . اگر در تبليغات حريم مسائل اسلامي رعايت نشود، چگونه منتخب حافظ اسلام مي شود. بايد سعي شود تا خداي ناكرده به كسي توهين نگردد؛ و در صورتي كه رقيب انتخاباتي به مجلس راه يافت ، به دوستي و برادري ،كه چيزي شيرينتر از آن نيست ، لطمه اي نخورد. ملت شهيدپرور ايران بدانند اين روزها روز امتحان الهي است . روز پرخاش عليه كساني است كه با اسلام كينه ديرينه دارند. روز انتقام از كفر و نفاق است. روز فداكاري است . امروز روز عاشوراي حسيني است . امروز ايران كربلاست، حسينيان آماده باشيد. "جهزوا انفسكم بالصلاح و السلاح "(1). نهراسيد.كه نمي هراسيد، كمربندهاتان را محكم كنيد. اي آزادگان و احرار بپاخيزيد. قدرتهاي بزرگ شرق و غرب مي خواهند شما را درزير چكمه ها و چنگالهاي كثيف و خونين خود خرد كنند كه حتي آخ هم نگوييد. امروزروز مقاومت است . چنان بر صدام و امريكا و استكبار غرب سيلي زنيد كه برق آن چشمان استكبار شرق را كور كند. امروز روز درنگ نيست . امروز روز صيقل انسانيت انسانهاست . روز جنگ است . روز احقاق حق است و حق را بايد گرفت و انتظارآنكه جهانخواران ما را ياري كنند بيحاصل است . امروز روز حضور در حجله جهاد وشهادت و ميدان نبرد است . روز نشاط عاشقان خداست . روز جشن و سرور عارفان الهي است . امروز روز نغمه سرايي فرشتگان در ستايش انسانهاي مجاهد ماست . درنگ امروزفرداي اسارت باري را به دنبال دارد. امروز بايد لباس محبت دنيا را از تن بيرون نمود، و زره جهاد و مقاومت پوشيد، و در افق طليعه فجر تا ظهور شمس به پيش تاخت و ضامن بقاي خون شهيدان بود. فرزندانم ، دشمن در بمباران شيميايي مناطق مسكوني نهايت قساوت و درندگي خودرا نشان داده است ؛ و با حمله شيميايي به مردم بي دفاع عراق حتي پايه هاي حمايت حاميان خود را نيز سست نموده است . به سوي جبهه ها هجوم بريد تا ضربات پي در پي شما توان و امان او را بگيرد، كه ان شاءالله پيروز خواهيد شد. والسلام علي عبادالله الصالحين . يازدهم فروردين 67 روح الله الموسوي الخميني» صحيفه امام(ره) جلد 21 صفحه 9
دهمین جشن دنیای تصویر
هنري گونزالس، نماينده کنگره و رئيس کميته بانکداري و اعتبارات مالي ايالاتمتحده آمريکا، در تاريخ بيست و يکم سپتامبر 1992 در يک نزاع سياسي ميان احزاب حاکم، دست به سخنراني افشاگرانهاي زد که در آن، دولت بوش پدر، متهم اصلي در کمک به صدام براي جنگافروزي در منطقه و جنايات بشري، از جمله توليد و کاربرد سلاح شيميايي، قلمداد شد. • آقاي گونزالس، انگيزه شما در افشاي اسناد و اخبار طبقهبندي شده عليه دولت بوش پدر چه بود؟ به نظر نميرسد افشاي اسناد طبقهبندي شده در چنين موردي، جرم تلقي شود. گو اينکه خارج کردن اسناد طبقهبندي شده از حالت سري و انتشار آن، پيرو مجموعه قوانيني است که گروه تحقيق من از آن تخطي نکردهاند. در واقع، امنيت ملي ما با اين افشاگريها گره خورده است. • در گزارشي خواندم، عراق از سال 1960 يک رسته شيميايي در ارتش خود ايجاد کرده است؛ يعني سالها پيش از به حکومت رسيدن صدام. به نظر شما، انگيزه پيشتازي رژيم عراق در زمينه توليد و تکثير سلاحهاي شيميايي چه بوده است؟ ـ در سالهاي 1921 تا 1923 که عراق صحنه درگيري سربازان انگليسي و مخالفان عراقي بود، «وينستونچرچيل»، نخستوزير انگلستان، دستور استفاده از گازهاي سمي عليه شورشيان عراق را صادر کرد. البته در آن سالها، اين گازهاي سمي، در تنوع و تأثيرگذاري به پاي آنچه بعدها دولت عراق به توليد آن اقدام کرد، نميرسيد. نکته اينجاست که دنياي غرب بود که کشور عراق را با اين سلاح ممنوعه آشنا کرد؛ بنابراين، سابقه شراکت غرب با جنايات شيميايي دولت صدام، به حمايتهاي مالي، تکنولوژي و سياسي دو دهه اخير محدود نميشود. • مهمترين جرم دولت ايالاتمتحده در اينباره چيست؟ دولت صدام در مدتي که دست به نادرترين جنايات بشري ميزد، همواره بزرگترين مشتري اعتباري و تضميني دولت ايالاتمتحده بود. شما ميدانيد، تضمين از ناحيه چه کساني؟ از جانب مالياتدهندگان و شهروندان آمريکايي! منظورم، وام بانک BNL است که عراق توانست به وسيله آن در سايه چشمپوشي دولت آمريکا، شبکه تسليحاتي خود را در آمريکا و اروپا گسترش دهد. بانک BNL، حامي اصلي شرکت آمريکايي ـ انگليسي ماتريکس چرچيل است. اين شرکت، نماد خريدهاي تسليحاتي عراق و دستيابي به تکنولوژي سلاحهاي برتر و سلاحهاي ممنوعه به شمار ميرود. • آيا سيستم امنيتي ـ اطلاعاتي ايالاتمتحده از اين موضوع آگاهي داشته است؟ دولت آمريکا، چند ماه پس از هشدار خود به متحدانش درباره خريدهاي تسليحاتي عراق براي توليد گاز سمي، خودش اقدام به فروش امتياز شرکت ماتريکس چرچيل نمود و مجوز استفاده از تکنولوژي پيشرفته آن براي توليدات تسليحاتي را صادر كرد. دولت بوش ميدانست اين انتقال تکنولوژي در صنايع نظامي به کار گرفته ميشود و همزمان با اشغال کويت توسط عراق نيز ادامه داشت. • آيا دلايلي هست که ثابت کند دولت ايالاتمتحده از خطرات ناشي از کمک به عراق آگاهي کامل داشته است؟ از جمله مدارکي که به تازگي از حالت محرمانه خارج شده، مکتوباتي است که اثبات ميکند دولت ايالاتمتحده با آگاهي کامل به تسليح صدام همت گماشته بود و در سال 1990، در يک سند دولتي آشکارا هشدار داده شده که همه کمکها به عراق، به گسترش توان نظامي آن منجر و بر تغيير رويه صادرات به عراق تأکيد شده است، اما گويا سياست محرمانه دولت بوش پدر، تقويت بنيه نظامي عراق بوده است، تا جايي که از 771 فقره مجوز صادراتي به عراق، تنها يک مجوز از سوي دولت بازبيني و تأکيد ميشود صرفاً براي امور غيرنظامي به کار گرفته شود و از 770 مورد ديگر چشم پوشي ميشود. • در حالي که اعضاي کابينه دولت وقت ايالاتمتحده، اعتراف کردهاند که درباره صدام، اشتباه كردهاند و رئيسجمهور وقت نيز پياپي اعلام کرده است سياست او در قبال صدام، صرفاً برايترغيب عراق براي پيوستن به جامعه جهاني بوده، چه دليلي هست که ايالاتمتحده، عراق را به سلاح شيميايي و سلاحهاي پيشرفته تجهيز کند؟ همچنين سياست، اقتضا ميکرد در بازسازي اقتصادي عراق پس از جنگ با ايران، به ويژه در بخش انرژي، حضور فعال داشته باشيم و همه تلاشهاي دولت در دوران رياستجمهوري ريگان و بوش پدر، به همين موضوع معطوف بود، تا جايي که در سال 1987 يادداشت تفاهمي بين معاون اول رياستجمهور آمريکا و نزار حمدون، سفير عراق در واشنگتن به امضا رسيد و در سال 1988، دقيقاً همان روزهايي که صدام، شهرهاي خود را با سلاح شيميايي آماج قرار ميداد، وزارت بازرگاني آمريکا به سرعت مجوزهاي صادرات کالا و انتقال فناوريهاي نظامي به اين کشور را صادر ميکرد. البته بايد گفت كه صدور اين مجوزها، بارها مورد مخالفت وزارت دفاع و برخي اعضاي کابينه قرار گرفت و هشدار داده شد که عراق درصدد تکثير سلاحهاي ممنوعه است، تا جايي که در پايان دوره جنگ اين کشور با ايران، صدام به جاي توقف خريدهاي تسليحاتي و بازسازي اقتصادي کشورش، به بلندپروازيهاي نظامي خود ادامه داد تا خود را قدرت برتر منطقه خاورميانه مطرح کند. از سوي ديگر، صدام، دست شرکتهاي نفتي را در قراردادها باز ميگذاشت تا در مقابل، به فناوريهاي پيشرفته نظامي دسترسي پيدا کند. در آن دوران، عراق در ازاي صادرات روزانه 500 هزار بشکه نفت، فناوري نظامي دريافت ميکرد. اين رقم در سال 1990 به 675 هزار بشکه در روز رسيد، در حالي که صادرات عراق در بين سالهاي 1987 ـ 1985 تنها 80 هزار بشکه در روز بود. در زمان حمله عراق به کويت، دولتمردان جمهوريخواه ايالاتمتحده، صدام را شيطان معرفي ميکردند تا دهان منتقدان را ببندند، در حالي که چند روز پيش از حمله به عراق، 3 ميليون و 400 هزار بشکه نفت از اين کشور خريداري کرده بودند. • اگر اشتباه نکنم، شما به فروش فناوري پيشرفته به عراق در ازاي خريد نفت ارزان قيمت اعتراض داريد؟! سازمان «سيا» اطلاعاتي در دست داشت که ثابت ميکرد شرکت ماتريکس چرچيل که در «کليوند» اوهايوست، به عنوان شبکه خريد نظامي عراق، عمل ميکرده است. حيرتانگيز است که اين شرکت، حتي دو ماه پس از اشغال کويت توسط عراق، هنوز مشغول خريد فناوري نظامي آمريکايي براي عراق بوده است. همچنين در اين مدت، بانک BNL دستكم يک ميليارد دلار خريد تسليحاتي براي عراق انجام داد؛ از تکنولوژي مرتبط با سلاح هستهاي گرفته تا توليد موشک کوتاهبرد «ابابيل»، اصلاح موشک «اسکاد بي» و موشک «بالستيک دوربرد کوندر 2» و نيز «توپهاي خودکششي 120 ميلي متري هويترز». بانک BNL در اروپا و آمريکا با نام تجاري شرکت العربي فعاليت ميکرد و شرکت ماتريکس چرچيل که در بغداد مقر دايمي داشت، با عنوان مجتمع جنگافزاري نصر، به توليد موشک و سلاحهاي شيميايي مشغول بود. در سال 1987 شرکت العربي، دفتري در لندن تأسيس کرد و شريک تجاري ماتريکس چرچيل شد. تأسيس ماتريکس چرچيل به عنوان اصليترين قطعهساز انگلستان، برميگردد به سال 1923 و در سال 1967 شعبه آمريکايي خود را تأسيس کرد. ماتريکس چرچيل در صنايع نظامي کشورهاي زيادي حضور داشته است؛ از جمله آمريکا، انگلستان، اسرائيل، مکزيک، پاکستان، تايوان، شوروي سابق، چين، آرژانتين، اتريش، نروژ، هند، بلژيک، هلند، استراليا، مصر، ايتاليا و آفريقاي جنوبي. محصولات انحصاري اين شرکت، گلوله توپ، فيوز انفجاري و موشکهاي ضد زره است و بنا بر آمارهاي رسمي، در آن سالها، نيمي از صادرات اين شرکت، به مقصد عراق بارگيري ميشده است. اين شرکت، همچنين وظيفه داشت فناوري پيشرفته آمريکا را با دلالي به عراق بفرستد. در اين باره، من مدارکي دارم که ثابت ميکند «سام نامان»، مدير خريد شرکت ماتريک چرچيل و دکتر «الحبابي»، مالک بخشي از اين شرکت، هر دو از عواملي اطلاعاتي عراق بودند. دکتر الحبابي دستور داده بود مدارک مالي شرکت در دفتر بغداد نگهداري شود. اين مدارک دلالت ميکرد که شرکت انگليسي ـ آمريکايي ماتريکس چرچيل، مبالغ هنگفتي از سود خود را صرف سازمانهاي نظامي عراق ميکند. • آيا مقامات دولت آمريکا از ماهيت افرادي که نام برديد، آگاهي داشتند؟ فعاليت وي به صنايع محدود نميشد. او در معاملات نفتي کلان دست داشت و تلاش ميكرد کارخانه فولادي را در تگزاس خريداري کند که عملي نشد. وي با وام چهارده ميليون دلاري بانک BNL ، کارخانه فايبرگلاس را براي شرکت نصر خريداري کرد. اين يکي از خلأهاي قانوني آمريکاست که يک خارجي با خريد 30 درصد از يک شرکت به پيشرفتهترين فناوريهاي فضايي، هستهاي و تسليحاتي دست پيدا کند. بنا بر يک گزارش اطلاعاتي ـ امنيتي، در تابستان 1989، دولت ميدانست که ماتريکس چرچيل، يکي از شرکتهاي پوششي عراق براي دستيابي به فناوريهاي پيشرفته موشکي و هستهاي است، اما با اين حال، امنيت ملي را در خطر نديد و همچنان به حمايت و سکوت خود ادامه داد. • شما به اين اشاره کرديد كه اسنادي داريد؛ اين اسناد، ابعاد تازهاي از روابط پشت پرده دولت ايالاتمتحده با عراق را افشا ميکند؟ اسناد بسياري هست؛ از جمله نامه «پل جي هير»، معاون وزير امورخارجه آمريکا که در تاريخ 23، مارس 1989 درباره ملاقاتش با نزار حمدون، ديپلمات عراقي به وزير امور آمريکا نوشته است. ميدانيد که در سال 1967 روابط عراق و آمريکا تيره شد و وقفهاي در مناسبات پيش آمد، اما از سال 1984 پس از شکست سنگين عراق در جنگ با ايران، روابط عراق با آمريکا به گرمي گراييد. در اين نامه، همچنين تأکيد ميشود که عراق، در جنگ با ايران، روزبهروز اتحاد بيشتري با دوستان ايالاتمتحده در منطقه؛ يعني کويت و عربستان پيدا کرده است. هير همچنين ميگويد: پس از آنکه نام عراق از فهرست کشورهاي تروريست خارج شد، اين کشور روابط خود را با «ابونضال»، قطع کرد، هرچند هنوز دخالتهايي در کويت و لبنان دارد و درصدد دستيابي به سلاحهاي بيولوژيک و شيميايي است. در اين نامه اعلام شده است: صدام مسئوليت حمله به ناو «يو. اس. اس. اتارک» را به عهده گرفته و نيز در پي استفاده پياپي از سلاحهاي شيميايي در جنگ با ايران، در ماه اوت گذشته براي سرکوب گروههاي شورشي کرد بوده است. اين اقدام با محکوميت کنگره و تصويب تحريمهايي براي عراق روبهرو شد. در بند ديگري آمده است: عراق با اعتبارات تضميني ضرر، يک ميليارد دلار محصولات کشاورزي از آمريکا وارد ميکند، اما مناسبات تجاري به دليل بدهيهاي سنگين عراق، رشد خوبي ندارد. بوش در نامهاي به صدام حسين، رابطه با عراق را بسيار مهم دانست و خواستار حل و فصل مواردي شد؛ از جمله بر استفاده از سلاحهاي شيميايي، تأکيد شده است. ايالاتمتحده از حضور عراق در کنفرانس خلع سلاح ژنو استقبال ميکند و به دليل آنکه عراق به تازگي از سلاحهايي شيميايي استفاده کرده است، بايد با حضور فعال در کنفرانسهاي خلع سلاح و صلح، وجهه و اعتبار خود را بازسازي کند. همچنين در نامهاي که بنده به عنوان رئيس کميته بانکداري و اعتبارات مالي به وزير خزانهداري نوشتهام، اسناد وزارت خزانهداري از سرمايهگذاري عراق در شرکتهاي آمريکايي را خواستهام که در پاسخ آمده است: اين وزارتخانه، هيچ سندي دال بر سرمايهگذاري عراق و خريد شرکت در آمريکا ندارد. در پايان پرسيدم: با توجه به خريد شرکت اصلي در انگلستان، چه سازوکارهايي براي کنترل نفوذ عراق در شعبه آمريکايي انديشيده شده بود که در پاسخ آورده است: سازوکارهاي کنترلي در مفاد قرارداد خريد شرکت آورده است و مطابق آن عمل شده است. اين نامهها و انبوه مکاتبات شرکتهاي نامبرده، گواه اين مدعايند که دولت ايالاتمتحده، پيش از حمله عراق به کويت، نه تنها از فعاليت شيميايي عراق آگاه بوده، بلکه در آن مشارکت داشته و حمايت دولت بوش از صدام تا اندازهاي بوده که تا دو ماه پس از اشغال کويت، با روند فزاينده و رشد چند صد درصدي به خريد نفت از عراق ادامه داده است.
|
درباره وبلاگ![]()
بهمن 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 پیوندها
مرجع عالیقدر،آیت الله بهجت
نیو استیتسمن: این 10 نفر می توانند جهان را تغییر دهند |