تبليغاتX
مردم وار

مردم وار

اجتماعی،فرهنگی و سیاسی

 

با شروع عمليات والفجر چهار ضربه ديگري توي پوز دشمن زده شد. از ميله مرزي که رد مي شويم بيش از نهصد کيلومتر مربع در اين عمليات آزاد شده است. در صحبت هايي که براي بچه ها مي کردم گفتم که در خيلي از کارها خداوند ما را آزمايش مي کند. همه اش اين نيست که پيروزي بدهد.
 
 
 
همه جا صحنه آزمايش است...
بسم الله الرحمن الرحیم

در عمليات و الفجر چهار سرداران بزرگي را از دست داديم و بسيجيان گمنامي که شايد قادر به شناختشان نبوديم. اين شهادت ها بايستي ما را در ادامه راه مصرتر و پافشرده تر کند.
همه شما معتقد به اين مطلب هستيد که جهاد يکي از درهای بهشت است و قشنگ تر ، مأنوس تر و زيباتر از کلمه شهادت در تاريخ نداريم. به همين مناسب است که وقتي به کلمه شهيد مي رسيم مي بينيم که در روز قيامت و زمان بازخواست خداوند چه احترامي بر شهيد مي گذارد. بنابر بر روايات اولين قطره خون که بر زمين چکيده مي شود تمام گناهانش بخشيده مي شود.
در زندگي بعد از مرگ مرحله اي داريم به نام پل صراط. براي رفتن و داخل شدن به قيامت و جواب دادن به خدا. شهيد اين مرحله را نخواهد داشت.
با شروع عمليات والفجر چهار ضربه ديگري توي پوز دشمن زده شد. از ميله مرزي که رد مي شويم بيش از نهصد کيلومتر مربع در اين عمليات آزاد شده است. در صحبت هايي که براي بچه ها مي کردم گفتم که در خيلي از کارها خداوند ما را آزمايش مي کند. همه اش اين نيست که پيروزي بدهد. اگر تند تند پيروزي بدهد -مي دانيد که وضع بشر خراب است- هواي نفس بر او غلبه مي کند. يک دفعه که دو سه تا موفقيت داده شد مي بيني که زير بغلش دو سه تا هندوانه است و فکر مي کند توي آسمان با ملائکه و فرشتگان پرواز مي کند. اين است که دو سه عمليات محکم و همراه با پيروزي که شد بايد سختي کشيد "و ما رميت اذ رميت" فکر نکنيد شما اين گلوله ها را مي زنيد خداست که تيرها را هدايت مي کند خدا مي خواهد شما را که داريد مي رويد صدا بزند تا حواستان باشد چه کار مي کنيد. اين نباشد که اگر يک عمليات با سختي همراه شد يک ارتفاع گرفته نشد يا اصلا هدف انهدام دشمن بود براي بچه ها سخت باشد... چيزي که مي خواهم به شما بگويم اين است که همه جا صحنه آزمايش است... خيلي از بچه هاي گمنام ،شريف و به قول فرمانده دلاور تيپ عمار لشگر ما شهيد اکبر حاجي پور "دريا دل" که گمنام به شهادت رسيدند، آنان خيلي عظمت داشتند. فقط خدا عظمت آنها را مي داند ما قادر نيستيم بدانيم چون از عالم غيب بي خبريم... .ما چاره اي نداريم جز اين که مرد باشيم راه اين شهدا را ادامه دهيم. خداوند همه را آزمايش مي کند. در جنگ بدر پيروزي به مسلمانان مي دهد، بعد همه بر سر غنائم دعوا مي کنند.دنبال غنائم نباشيد. دعوا نکنيد. خدا غضب مي کند و در جنگ احد شکست مي خورند. مگر خداوند نگفت: "نصر من الله و فتح قريب" نگوييم پس کو اين پيروزي. چرا اين قدر کشته دايم تا موفق شديم. خداوند در سوره آل عمران .. اشاره مي کند: آي آدم ها، فقط شما کشته نداده ايد. دشمن هم کشته داده. خدا شما را آزمايش کرد. پيروزي و شکست دست خداست. شما براي خدا نجنگيديد و خدا هم به شما شکست داد. اشکال را در خودتان ببينيد.
ما بايد ثابت قدم باشيم. خدا شاهد است که اين صحنه هايي که دارد از مقابل چشمان ما مي گذرد کمتر از صحنه هاي قبل از اسلام نيست. در صدر اسلام آقا ابا عبدالله(ع)، هفتاد و دو تن يارداشت. همه اش هفتاد و دو تن بودند که مي روند و شهيد مي شوند. الان چيز ديگري دارد اتفاق مي افتد. صحنه اي از بچه هاي تخريب لشگر برايتان تعريف مي کنم . در مرحله دوم رسيدند به سيم خاردار يکي در گردان مالک روي سيم خاردار مي خوابد و مي گويد: "پايتان را روي من بگذاريد و رد شويد" بچه هاي بسيج پا بر روي پشتش مي گذارند و مي گذرند. او روي سيم خاردار مي ميرد. يک مين زير شکمش منفجر مي شود و شهيدش مي کند.
کسي اين قدر عاشق! مگر عشق بدون شناخت مي شود! عشق بدون شناخت معنا ندارد... اين شناخت مي خواهد که يکي روي مين بخوابد....تا درک نباشد نيت ها پاک نمي شود.
به عنوان يک برادر کوچک خواهش مي کنم براي ديدن خانواده شهدا به منازل اين عزيزان برويد و به آنها سر کشي کنيد. ان شاءالله راهي تهران که شديد براي روز هجدهم آذر 1362 در نماز جمعه دانشگاه تهران حضور پيدا کنيد. دعا براي سلامتي امام عزيز فراموش نشود.

والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته.
 

+نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت15:18توسط عبدالله | |

سال سوم ، درس تفسیر آیات سیاسی ، چهارشنبه 10-12 آمد؛ با همین قیافه ای که الان دارد.

مظلوم و سربه زیر، مرموز و موقر. ابهت خاصی داشت، پایش که می لنگید خیلی دوست داشتنی می شد.
با تبیین نظام فکری اسلام در چهار بخش هستی شناسی و انسان شناسی و جامعه شناسی و معرفت شناسی شروع کرد.
با طمأنینه درس می داد و زیاد به دانشجویان سخت نمی گرفت. گوش می دادند یا نه کار خودش را با جدیت ادامه می داد....
ماه رمضان آن سال مشرف شدیم کربلا، غیبت ها را تا نهایت پرکرده بودم. دانشگاه امام صادق علیه السلام و سختگیری در حضور و غیاب کم از ارتش ندارد.
بچه ها به استاد گفتند رفته کربلا خواهشا غیبت نزنید. خندیده بود. غیبت زده بود. وقتی برگشتم گفتم: استاد چرا غیبت زدید؟ ما رفته بودیم کربلا! باز هم می خندید، گفت کربلا رفتن مستحب است درس خواندن واجب ، اشتباه کردی رفتی. درس را به هر ضرب و زوری بود حذف کردیم تا صفر نشود.
ترم بعد ارائه شد باز هم دکتر سعید جلیلی! خلاصه کنم تنها درسی که صد گرفتم همین درس بود همیشه به وقت می رفتم سر کلاس خوب گوش می دادم .
خیلی دوستش داشتم.
انقلابی بود انقلابی واقعی. سالها در وزارت خارجه کار می کرد با اتوبوس و مترو از کرج می آمد سر کار. تلفن همراه که نداشت ثابت را هم خارج از نوبت با امتیازجانبازی نگرفته بود. می گفت ما در خدمت انقلابیم نه انقلاب در خدمت ما.
اوایل دوره دوم خرداد در یکی از مناصب بی خطر گمارده بودندش ولی همچنان استاد به کارش معتقد بود.
بعد که بیت او را جذب کرده بود. حکایات انقلابی گری اش در دروه دانشجویی اش را از دوستانش می شنیدیم ولی خودش هیچ وقت چیزی نگفت و هیچ وقت به سوالاهای مکرر ما جواب نداد.
بسیج دانشجویی دانشگاه را که اولین بسیج دانشجویی بود آنها تأسیس کرده بودند. همین وحید جلیلی سوره شاگرد و برادر کوچکتر حاج سعید است.
به خاطر پایداری در اندیشه های انقلابی اش یکی از درسهایش را 5 از صد گرفته بود. وقتی رئیس دانشکده جدید می خواستیم هر چه دانشگاه و معاون آموزشی دانشگاه اصرار کردند بیت اجازه نداد بیاید.
خودش هم گوش به فرمان بود. بخش سیاست خارجی دفتر بررسی منابع بیت بود. آقا گفته بود از نوشته هایش استفاده می کنم.
روزهای انتخاب وزرا یکی از بچه ها زنگ زد گفت اگر نماینده می شناسید تماس بگیرید جلیلی را معرفی کنید.
به علت گمنامی کاندید مناسب وزارت خارجه نشده بود
. هر چند درس خوانده و باسواد و انقلابی بود.... برای یادواره شهدای دانشگاه، سخنرانی داشت با یک پراید سیاه تنها آمد. سخنرانی اش یک محور داشت.
راه امروز شهدا خدمت به انقلاب است.
خودش می گفت دیدم دوستی در اداره لباس نظامی پوشیده گفتم چه خبر است گفت بود مانور داریم.
دکتر گفته بود مانور امروز من و تو در همین اداره هاست نه در بیابانها اعتقاد فوق العاده ای به ولایت داشت.
روزهای اوج حمله آمریکاییها به کربلا و نجف از او پرسیدند برویم عراق بجنگیم.
گفت از فرمانده ام یاد گرفتم که وقتی در میانه میدان از رادیو شنید امام قطع نامه را پذیرفته است!
گفته اگر امام سیبی را نصف کند بگوید نصفش حلال و نصفش حرام نمی پرسم چرا! اصرار کردیم استاد ماه و چند ماهی یک بار بیا برای بچه ها صحبت کن، بچه ها نیاز دارند مشتاقند و هزار توجیه و التماس دیگر! گفت: ما کارگریم کارگر کار خودش دست خودش نیست.
در ایام جنگ لبنان رفته در مناطق درگیری یک از صدا وسیمایی ها اضافاتی داشت که ما ال و ما بل، با خنده گفت در مناطق درگیری ندیدم شما را! یک نفره سفر می کند از این کشور اروپایی به آن کشور همه سفرا را فعال کرده است در خروجی خبرگزاری ها هر از چندی می بینی سفیر ایران در فلان کشور جواب فلان مقاله را در مورد ایران داده است.
از دیروز که شنیدم دبیر شورای عالی امنیت ملی شده است. از رفتن لاریجانی ناراحت شدم ولی از آمدن او خوشحال.
 

+نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت14:50توسط عبدالله | |

ابوطالب: از زمانی که آقای صفار هرندی به عنوان وزیر ارشاد معرفی شده‌اند تنها به برخورد انسدادی و سلبی پرداختند و این البته شامل تمام حوزه‌ها از مجلس نشر، فیلم هم بوده مانند فیلم علی سنتوری که مجوز تولید و پخش را گرفته و در جشنواره فیلم فجر هم شرکت می‌کند اما به یکباره ممنوع‌الاکران می‌شود.

آفتاب: سعید ابوطالب عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم معتقد است وضعیت موجود در برخورد وزارت ارشاد با رسانه‌ها، خبرگزاری‌ها و نشریات الکترونیکی تغییر نخواهد کرد مگر آنکه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تغییر کند.

نماینده تهران در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی آفتاب درخصوص حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در کمیسیون فرهنگی و پاسخ به سوال 25 نماینده مجلس در مورد توقیف و مسدود مطبوعات و خبرگزاری‌ها گفت: 25نماینده مجلس در سوالی که از وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح کردند معتقد هستند که برخورد این وزارتخانه با رسانه‌ها مغایر با نص صریح قانون اساسی است.

عضو فراکسیون اصولگرایان مستقل تصریح کرد: بند 6،7و 9 اصل سوم قانون ا ساسی دولت را منع کرده تا جلوی آزادی اطلاعاتی مردم گرفته نشود همچنین اصل 24 قانون اساسی شامل آزادی مطبوعات است مگر مخل مبانی اسلام و یا حقوق شهروندی شود همچنین اصل 22 قانون اساسی تاکید کرده شغل اشخاص باید از تعرض باز بماند.

ابوطالب تاکید کرد: آقای وزیر اعلام کردند که اقدام به توقیف و انسداد مطبوعات و خبرگزاری‌ها براساس آیین‌نامه هیات دولت بوده که در هیات دولت تصویب شده که در محدود کردن خبرگزاری‌های غیردولتی و یا سایت‌ها به آن عمل کردیم.

وی اظهار داشت: آن آیین‌نامه حقوقی نیست، زیرا اولا در قانون مطبوعات عنوان نشریات الکترونیکی داریم و براساس همین عنوان می‌توان با سایت‌ها و خبرگزاری‌ها طبق قانون مطبوعات برخورد کرد و بنابراین نباید براساس آیین‌نامه عمل کرد یا با آن رسانه‌ها برخورد کرد. ثانیا آیین‌نامه مصوب دولت است و براساس مصوبه مجلس نیست وزیر هم گفت که این آیین‌نامه براساس شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوب شده است.

نماینده تهران گفت: ما در کمیسیون فرهنگی به وزیر محترم ارشاد توضیح دادیم که حکم شورای عالی انقلاب فرهنگی حکمقانونی ندارد و شان مشاوری و استراتژی دارد و راهبردهای را مشخص می‌کند که ممکن است در مجلس تصویب شود و این به معنای قانون نیست و شان قانونگذاری فقط مختص قانون مجلس است.

عضو فراکسیون اصولگرایان مستقل خاطرنشان کرد: براساس همین آیین‌نامه داخلی که مصوب چند دستگاه دولتی است، راسا خبرگزاری‌ها و یا نشریات الکترونیکی متهم می‌شود و هیچ هیات منصفه یا فردی وجود ندارد که از حقوق رسانه دفاع کند.

ابوطالب با اشاره به اینکه «براساس این آیین‌نامه وزرات ارشاد تنها با سایت‌های که این وزارتخانه را نقد می‌کند برخورد می‌کند»، افزود: سایت‌های دیگری هستند که به خود اجازه می‌دهند به هر شخصیت حقیقی و حقوقی از مجلس، یا دستگاه قضایی یا به ارکان نظام توهین کنند اما نه تنها در حاشیه امن قرار گیرند بلکه ساپورت خبری و اطلاعاتی هم می‌شوند همانند سایتی که متعلق به مشاور جوان آقای وزیر ارشاد است با وجود توهین به ارکان نظام هیچ تذکری به آنها داده نمی‌شود.

وی اظهار داشت: آقای اعلمی نماینده تبریز که یکی از 25 نماینده سوال کننده از وزیر ارشاد هستند نیز مطرح کردند که انسداد یا توقیف یک بنگاه خبری اشد مجازات و اعدام شخصیت حقوقی در مورد آنهاست در حالی که نباید اشد مجازات را در این موارد به کار برده شود.

عضو کمیسیون فرهنگی تصریح کرد: آقای وزیر در آن جلسه به یک نشریه در استان آذربایجان اشاره کردند که در مطلبی اختلافات قومی را برمی‌انگیزد.

اعلمی نیز ضمن اینکه اعلام کرد «شکی در تخلف آن نشریه نیست»، پرسید چرا اشد مجازات برای این نشریه یعنی توقیف آن در نظر گرفته می‌شد در حالی که می‌توانستید به مسولان نشریه تذکر دهید؟

عضو فراکسیون اصولگرایان مستقل گفت: آقای اعلمی براساس اصل 22 قانون اساسی اعلام کرد که تعطیلی روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها، خبرنگاران را از شغل و حقوق خود محروم می‌کند.

نماینده تهران افزود: در آن جلسه خطاب به وزیر ارشاد گفتم که در لایحه دوفوریتی که تحت عنوان لایحه برخورد با جرایم، خبرگزاری‌ها و نشریات الکترونیکی به مجلس تقدیم کردید موارد آیین‌نامه را در لایحه آورده بودید پس می‌دانستید که آن آیین‌نامه خلاف قانون اساسی است وگرنه لایحه نمی‌آورید که آن آیین‌نامه تبدیل به قانون شود.

عضو کمیسیون فرهنگی گفت: چون آن لایحه دوفوریتی غیرتخصصی بود، مجلس نه به دو فوریت نه یک فوریت رای داد، زیرا آن لایحه پیچیده احتیاج به بررسی در کمیسیون داشت و برای اینکه در کمیسیون بررسی نشود و دو فوریتی مطرح شده بود قانون خبرگزاری‌ غیر دولتی پیش از این در کمیسیون فرهنگی تصویب شد که هم شامل حقوق و حدود خبرگزاری‌ها بود و هم برخورد سلبی در نظر گرفته شده بود اما در وزارت ارشاد وظیفه اصلی خود که حمایت از رسانه است، فراموش شده و فقط به سلب و انسداد روی آورده است.

ابوطالب تاکید کرد: از زمانی که آقای صفار هرندی به عنوان وزیر ارشاد معرفی شده‌اند تنها به برخورد انسدادی و سلبی پرداختند و این البته شامل تمام حوزه‌ها از مجلس نشر، فیلم هم بوده مانند فیلم علی سنتوری که مجوز تولید و پخش را گرفته و در جشنواره فیلم فجر هم شرکت می‌کند اما به یکباره ممنوع‌الاکران می‌شود.

وی اظهار داشت: در آن جلسه به آقای وزیر گفتم به صراحت در قانون اساسی آمده که هم اعضای دولت باید در مقابل مجلس پاسخگو باشند و وظیفه وزیر ارشاد این است که مجلس را قانع کند نباید تنها به حمایت از رییس جمهوری بپردازد. این کار برعهده دیگران است و وظیفه وزیر ارشاد تنها حمایت از فرهنگ، هنر و رسانه است که متاسفانه آقای وزیر به این وظیفه خود عمل نمی‌کند.

عضو فراکسیون اصولگرایان مستقل با اشاره به اینکه «نمایندگان سوال کننده از پاسخ‌های وزیر ارشاد قانع نشدند»، گفت: این سوال باید در صحن مطرح شود که متاسفانه با توجه به مدت باقی مانده از عمر مجلس هفتم مسلما به این مجلس نخواهد رسید.

ابوطالب تاکید کرد: مجلس به سوالات خود از آقای وزیر ادامه می‌دهد و به نظر می‌رسد تغییر این شرایط تنها با تغییر وزیر امکان‌پذیر است.

وی اظهار داشت: در این جلسه به آقای وزیر توضیح دادیم که این سایت‌های دولت‌ساخته از بخشی از دولت حمایت کرده و بخش دیگر از آن را تخریب می‌کنند آنچه نهایت به دست خواهد آمد، آثار تخریبی در افکار عمومی است.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در پایان گفت: به آقای وزیر گفتم من معتقدم دلیل فیلتر شدن برخی سایت‌ها این است که یک خبر آن سایت در روز چند برابر روزنامه‌های دولتی بازدیدکننده دارد.

+نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت7:12توسط عبدالله | |

 
گفتگو با آیت الله صافی
 
 
 
 
آیت الله العظمی صافی گلپایگانیدر نوشته‌ها و آثار شما توجه‌ به‌ موضوع‌ امام‌ عصر(ع‌) زياد به‌ چشم‌ مي‌خورد، لطفاً بفرماييد از چه‌ زماني‌ اين‌ موضوع‌ نظر شما را به‌ خود جلب‌ كرد؟
بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌، الحمدلله رب‌العالمين‌ و صلّي‌الله علي‌ محمد و آله‌ الطاهرين‌، پاسخ‌ سؤال‌ شما را با اين‌ شعر آغاز مي‌كنم‌:
لا عَذَّبَ اللهف افمّي‌ أنَّها شَرفبَت‌ حفبَّ الوَصفيّف وَ غَذَّنسيهف بفاللَّبَنف
وَ كانَ بي‌ والدف يَهوي‌ أباحسن‌ فَصفرتف مفن‌ ذَي‌ و ذا افهوي‌ أباحسن‌
در خانوادة‌ ما به‌ موضوع‌ مهدويت‌ بسيار توجه‌ مي‌شد و اين‌ موضوع‌ هميشه‌ در خانواده‌ ما مطرح‌ بود. از وقتي‌ كه‌ خود را شناختم‌ با نام‌ مبارك‌ امام‌ زمان‌(ع‌) و مطالبي‌ دربارة‌ حالات‌ و معرفت‌ آن‌ حضرت‌ آشنا شدم‌ و هميشه‌ با آن‌ مأنوس‌ بودم‌. پدر بزرگوارم‌ كه‌ از فقهاي‌ عاليقدر عصر خود بودند علائق‌ خاصي‌ به‌ آن‌ حضرت‌ داشتند كه‌ مي‌توان‌ گفت‌ زندگي‌شان‌ با ياد حضرت‌ بود. ايشان‌ حدود چند هزار بيت‌ شعر در مدح‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) و اظهار شوق‌به‌ زيارت‌ آن‌ حضرت‌ سروده‌اند. مرحوم‌ پدرم‌ همه‌ ساله‌ مجلس‌ جشن‌ نيمه‌ شعبان‌ را در گلپايگان‌ برگزار مي‌كردند. از سوي‌ ديگر مادرم‌ كه‌ خود بانويي‌ فاضله‌ بود در ولايت‌ ائمه‌(ع‌) و مخصوصاً حضرت‌ صاحب‌الامر(ع‌) اهتمام‌ تمام‌ داشت‌ و به‌ كتاب‌ نجم‌الثاقب‌ ميرزاي‌ نوري‌ كه‌ دربردارندة‌ حكاياتي‌ از تشرفات‌ به‌ پيشگاه‌ امام‌ عصر(ع‌) بود علاقه‌مند بود و به‌ همين‌ دليل‌ از همان‌ اول‌ طفوليت‌ حكايات‌ صدگانه‌ آن‌ را بارها خوانده‌ بودم‌. جهت‌ ديگري‌ كه‌ از همان‌ زمان‌ نوجواني‌ موجب‌ آشنايي‌ بيشتر حقير با مسائل‌ مهدويت‌ شد حضور يك‌ نفر مبلغ‌ بهايي‌ در شهر گلپايگان‌ بود كه‌ شرح‌ حضور او و فعاليت‌هاي‌ مخرب‌ او در دورة‌ رضاخاني‌ مفصل‌ است‌ و شايد يك‌ كتاب‌ شود. مرحوم‌ پدرم‌ حسب‌ وظيفه‌اي‌ كه‌ علما در حفظ‌ عقايد مردم‌ دارند و به‌ مصداق‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ امام‌ هادي‌(ع‌) كه‌ مي‌فرمايند: «لولا من‌ يبيق‌ بعد غيبة‌ فائمكم‌(ع‌)، من‌ العلماء الداعين‌ إليه‌ والدالين‌ عليه‌ والذابين‌ عن‌ دينه‌ بحجج‌الله... لما بقي‌ أحد إلاّ ارتدّ عن‌ دين‌الله...» در مقام‌ دفع‌ اضلال‌ او برآمدند و با مجاهدات‌ طاقت‌ فرساي‌ خود بسياري‌ از مردم‌ را از ارتداد نجات‌ دادند و شرّ او را برطرف‌ ساختند. اين‌ جريان‌ موجب‌ شد كه‌ اينجانب‌ نيز كتاب‌هايي‌ را كه‌ در رد بهاييت‌ نوشته‌ شده‌ بودند؛ همچون‌ مجلدات‌ كشف‌الحيل‌ آيتي‌، فلسفة‌ نيكو، ايقاظ‌ و...؛ همچنين‌ كتاب‌هايي‌ را كه‌ مرحوم‌ پدرم‌ در زمينة‌ موضوع‌ مهدويت‌ و بررسي‌ آيات‌ و روايات‌ مربوط‌ به‌ اين‌ موضوع‌ نوشته‌ بودند، مطالعه‌ كنم‌ و از اين‌ طريق‌ اطلاعات‌ زيادي‌ نصيبم‌ شد كه‌ در اينجا مجال‌ شرح‌ آن‌ نيست‌.
مرحوم‌ پدرم‌ علاوه‌ بر اينكه‌ در كتاب‌هاي‌ خود؛ از جمله‌ نفايس‌ العرفان‌ مشروحاً به‌ موضوع‌ مهدويت‌ و اثبات‌ امامت‌ حضرت‌ ولي‌عصر(ع‌) و ردّ فرق‌ ضاله‌ و متمهديان‌ پرداخته‌اند. منظومه‌اي‌ نيز با عنوان‌ اشعاري‌ شيوا در ردّ باب‌ و بها سروده‌اند كه‌ در آن‌ با بياني‌ شافي‌ و كافي‌ و به‌ گونه‌اي‌ علمي‌ مطالب‌ و استدلالات‌
واهي‌ و بي‌اساس‌ بهايي‌ها را پاسخ‌ داده‌اند. حقير هم‌ بر اين‌ منظومه‌ ذيل‌ و شرحي‌ نوشته‌ام‌ كه‌ به‌ همراه‌ آن‌ به‌ چاپ‌ رسيده‌ است‌.
حاصل‌ اينكه‌ اين‌ افتخار خاكساري‌ و چاكري‌ حقير در آستان‌ ملازمان‌ آن‌ حضرت‌ ـ ارواح‌ العالمين‌ له‌ الفداء ـ در طول‌ زندگاني‌ مستمر بوده‌ است‌.
اين‌ حقير در كودكي‌ بيانه‌هايي‌ را كه‌ پدرم‌ به‌ مناسبت‌ نيمه‌ شعبان‌ مي‌نوشتند حفظ‌ مي‌كردم‌ و در مجالس‌ مي‌خواندم‌. اين‌ بيانيه‌ها بسيار لطيف‌، زيبا و اديبانه‌ نوشته‌ مي‌شد و علاوه‌ بر عبارات‌ زيباي‌ فارسي‌ و عربي‌ اشعاري‌ را نيز كه‌ مرحوم‌ پدرم‌، اعلي‌ الله مقامه‌، خود سروده‌ بود، دربر داشت‌.
به‌ خاطر دارم‌ كه‌ ايشان‌ در يكي‌ از اين‌ بيانيه‌ها شب‌ و روز نيمه‌ شعبان‌ را چنين‌ توصيف‌ كرده‌ بود: «فروزان‌ شبي‌ كه‌ از صبح‌ وصال‌ نكورويان‌ ] گوي‌ [ سبقت‌ ربوده‌ و درخشان‌ روزي‌ كه‌ چون‌ عارض‌ خوبان‌ رنگ‌ غم‌ از آينة‌ دلها زدوده‌...».

اولين‌ اثري‌ كه‌ قبل‌ از منتخب‌ الاثر در اين‌ باره‌ نوشتيد، چه‌ بود؟
مرحوم‌ پدرم‌ در جشن‌ها شعرهاي‌ زيادي‌ مي‌خواندند و از من‌ كه‌ بچه‌اي‌ بودم‌ مي‌خواستند كه‌ آن‌ها را حفظ‌ كنم‌، لذا فكر مي‌كنم‌ اولين‌ كتابم‌ شرحي‌ بود كه‌ بر اشعار شيواي‌ پدرم‌ نوشتم‌.
چه‌ قدر زمان‌ صرف‌ تدوين‌ كتاب‌ منتخب‌الاثر كرديد؟
الان‌ يادم‌ نيست‌. ولي‌ گمان‌ مي‌كنم‌ دو سه‌ سالي‌ طول‌ كشيد. من‌ غير از وقتي‌ كه‌ صرف‌ درس‌ آية‌الله بروجردي‌ مي‌كردم‌، در بقيه‌ اوقات‌ حتي‌ موقع‌ غذا خوردن‌ در فكر نوشتن‌ كتاب‌ منتخب‌الاثر بودم‌، چون‌ در اين‌ كتاب‌ ابتكاراتي‌ به‌ كار رفته‌ است‌ كه‌ در هيچ‌ كتابي‌ سابقه‌ ندارد. اگر اين‌ كتاب‌ را به‌ سبك‌ كتاب‌هاي‌ قبل‌ از آن‌ مي‌نوشتم‌ شايد ده‌ جلد كتاب‌ مي‌شد. من‌ سعي‌ كردم‌ در هر باب‌ به‌ روايت‌هايي‌ كه‌ در ابواب‌ ديگر آمده‌ است‌ اشاره‌ كنم‌ و تواتر عناوين‌ روايات‌ را بيان‌ كنم‌ و اين‌ كاري‌ ابتكاري‌ بود كه‌ سابقه‌ نداشت‌. چنين‌ كاري‌ خيلي‌ فكر و تأمل‌ مي‌خواهد، آدم‌ بايد تأمل‌ كند و دلالت‌ هر روايتي‌ را ببيند كه‌ به‌ چه‌ موضوعي‌ اشاره‌ دارد. ممكن‌ است‌ روايتي‌ به‌ ده‌ مطلب‌ اشاره‌ كرده‌ باشد كه‌ بتوان‌ آن‌ را در ده‌ باب‌ نوشت‌ ولي‌ ما آن‌ را فقط‌ در يك‌ باب‌ مناسب‌ نوشته‌ و به‌ جاي‌ تكرار آن‌ در ابواب‌ ديگر، تنها به‌ آن‌ باب‌ اشاره‌ كرده‌ايم‌؛ مثلاً نوشته‌ايم‌ كه‌ «يملا الارض‌ قسطاً و عدلاً » دويست‌ يا سيصد روايت‌ دارد. چنين‌ كاري‌ بي‌سابقه‌ بود.
البته‌ بايد عرض‌ كنم‌ كه‌ شناخت‌ كامل‌ منتخب‌الاثر و احاطه‌ به‌ فوائد و نتايجي‌ كه‌ از اين‌ كتاب‌ حاصل‌ شده‌ است‌. خود نياز به‌ تحقيق‌ گسترده‌ و بحث‌هاي‌ عميق‌ دارد.

از تأليف‌ اين‌ اثر چه‌ منظوري‌ داشتيد؟
چه‌ منظوري‌ بالاتر از خدمت‌ به‌ فرهنگ‌ تشيع‌ و مهدويت‌ و كسب‌ افتخار و نيل‌ به‌ ثواب‌ است‌. اميد است‌ به‌ اين‌ نيت‌ از حقير به‌ شرف‌ قبول‌ نائل‌ گردد. البته‌ اشارة‌ مرحوم‌ استاد آيت‌اللهالعظمي‌ بروجردي‌، قدس‌سره‌، سبب‌ شروع‌ به‌ نگارش‌ كتاب‌ منتخب‌الاثر شد. براي‌ تدوين‌ اين‌ كتاب‌ نخست‌ ابوابي‌ را در 24 يا 28 عنوان‌ تنظيم‌ و به‌ عنوان‌ طرح‌ كتاب‌ به‌ ايشان‌ نشان‌ دادم‌؛ ايشان‌ هم‌ آن‌ را تأييد كردند اما بعدها عناوين‌ اين‌ ابواب‌ به‌ 100 عنوان‌ رسيد.

آيا در تأليف‌ اين‌ كتاب‌ مشكلاتي‌ هم‌ داشتيد؟
مشكل‌ اساسي‌ در دسترس‌ نبودن‌ منابع‌ و مصادر مورد نياز بود. الان‌ بنده‌ بسياري‌ از كتاب‌هاي‌ مهمي‌ كه‌ مصادر موضوع‌ مهدويت‌ هستند در كتابخانه‌ام‌ دارم‌، ولي‌ آن‌ زمان‌؛ يعني‌ نيم‌ قرن‌ پيش‌ كتاب‌هاي‌ اندكي‌ در دسترس‌ بود؛ مخصوصاً كتاب‌هاي‌ اهل‌ سنت‌ به‌ زحمت‌ يافت‌ مي‌شد. از آن‌ زمان‌ تا الا´ن‌، بيشتر يا همة‌ كتاب‌هاي‌ معتبري‌ كه‌ در موضوع‌ حضرت‌ نوشته‌ شده‌، از منتخب‌الاثر الهام‌ گرفته‌اند. البته‌ برخي‌ به‌ اين‌ موضوع‌ اشاره‌ نكرده‌اند ولي‌ بسياري‌ از بزرگان‌ از جمله‌ شهيد سيد محمد صدر و آقاي‌ نجم‌الدّين‌ عسكري‌، در كتاب‌هايشان‌ نوشته‌اند كه‌ از اين‌ كتاب‌ استفاده‌ كرده‌اند. من‌ براي‌ تدوين‌ منتخب‌الاثر كتاب‌هاي‌ زيادي‌ را مطالعه‌ و بررسي‌ كردم‌. من‌ تمام‌ كتاب‌ تاريخ‌ بغداد را كه‌ چهارده‌ جلد است‌ مطالعه‌ كرده‌ و در آن‌ دو يا سه‌ روايت‌ در اين‌ زمينه‌ يافتم‌ و يا همة‌ مسند احمد را ديده‌ و صحيح‌ مسلم‌ و كتاب‌هاي‌ مفصل‌ ديگر را در اين‌ زمينه‌ مطالعه‌ كرده‌ام‌. با اين‌ حال‌ برخي‌ كتاب‌ها به‌ سختي‌ گير مي‌آمدند؛ مثلاً مي‌خواستم‌ اليواقيت‌ والجواهر شعراني‌ را ببينم‌؛ چون‌ معروف‌ بود كه‌ محي‌الدين‌ عربي‌ در كتاب‌ فتوحات‌ المكيه‌ اسامي‌ همة‌ ائمه‌ را نقل‌ و آنها را قبول‌ كرده‌ است‌ و همچنين‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌و را فرزند امام‌ حسن‌ عسكري‌(ع‌) دانسته‌ است‌. اما اين‌ مطلب‌ در فتوحات‌ المكيه‌ چاپ‌ شده‌ وجود نداشت‌.
از اين‌ سرو سراغ‌ اليواقيت‌ والجواهر كه‌ اين‌ مطلب‌ را از فتوحات‌ نقل‌ مي‌كند رفتم‌ و براي‌ يافتن‌ آن‌ راهي‌ تهران‌ شديم‌ و بالاخره‌ با گشتن‌ در كتابخانه‌ها و كتابفروشي‌ها در يك‌ كتابفروشي‌ در خيابان‌ باب‌همايون‌ آن‌ را يافتيم‌. من‌ هم‌ مطلبي‌ را كه‌ مي‌خواستم‌ همانجا پيدا كردم‌ و چون‌ مي‌خواست‌ كتاب‌ را به‌ 45 تومان‌ كه‌ آن‌ وقت‌ پول‌ زيادي‌ بود بفروشد، من‌ آن‌مطلب‌رابااجازه‌كتابفروش‌درهمانجا يادداشت‌ كردم‌.
شما براي‌ نوشتن‌ اين‌ كتاب‌ به‌ چند منبع‌ مراجعه‌ كرديد؟
من‌ به‌ مصادر زيادي‌ از مصادر عامه‌ و خاصه‌ مراجعه‌ كرده‌ و هر كدام‌ را جداگانه‌ نوشتم‌ و تمام‌ مطالب‌ بلاواسطه‌، نقل‌ شده‌ است‌. البته‌ اگر روايتي‌ از كتابي‌ نقل‌ مي‌شد، مجدداً آن‌ را از كتاب‌ ديگري‌ نقل‌ نمي‌كردم‌. از صفحه‌ پنجم‌ تا بيست‌ و يكم‌ كتاب‌، فهرست‌ منابع‌ و مصادر است‌ كه‌ همه‌ را بي‌واسطه‌ نقل‌ كرده‌ام‌. در مجموع‌ در اين‌ كتاب‌ از حدود 65 منبع‌ اهل‌ سنت‌ و 95 منبع‌ شيعه‌ استفاده‌ شده‌ است‌.

آيا در تدوين‌ كتاب‌ منتخب‌الاثر به‌ ارزيابي‌ متني‌ و سندي‌ روايات‌ هم‌ توجهي‌ داشته‌ايد؟
ما به‌ «تواتر» توجه‌ خاص‌ داشتيم‌. براي‌ استناد به‌ خبر واحد بايد سندش‌ ثابت‌ شود، اما اگر خبري‌ متواتر شد (متواتر لفظي‌، معنوي‌ يا اجمالي‌) ديگر نيازي‌ به‌ بررسي‌ سند ندارد و موجب‌ قطع‌ مي‌شود. مثلاً روايت‌ «المهدي‌ من‌ ولد فاطمة‌» روايتي‌ متواتر است‌ و محتاج‌ به‌ بررسي‌ سند نيست‌.
من‌ بسياري‌ از مطالبي‌ را كه‌ به‌ صورت‌ خبر واحد موضوع‌ مهدويت‌ را مطرح‌ كرده‌اند، ننوشته‌ام‌ و عمدتاً مطالبي‌ را نقل‌ كرده‌ام‌ كه‌ خبر آن‌ متواتراست‌.
اين‌ كتاب‌ ويژگي‌هاي‌ فني‌ و علمي‌ فراواني‌ دارد و به همين‌ دليل‌ مي‌تواند بسياري‌ از شبهات‌ را جواب‌ دهد. من‌ اين‌ روايت‌ها را به‌ سه‌ واسطه‌ نقل‌ مي‌كنم‌ و سند برخي‌ مطالب‌ به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ نيازي‌ ندارد طولاني‌ ذكر شود؛ مثلاً اين‌ مطلب‌ كه‌ مهدي‌(ع‌) «من‌ ولد اميرالمؤمنين‌» در 214 روايت‌ آمده‌ و يا اين‌ مطلب‌ كه‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) «من‌ اهل‌ البيت‌» در 389 روايت‌ آمده‌ و لذا انسان‌ يقين‌ مي‌كند كه‌ از اين‌ همه‌ روايت‌ حداقل‌ يكي‌ از آنها درست‌ است‌ و به‌ همين‌ دليل‌ ديگر لازم‌ نيست‌ كه‌ سند روايات‌ را مورد بررسي‌ قرار دهيم‌. بنابراين‌، در اين‌ كتاب‌ بررسي‌ كامل‌ اسناد روايات‌ خيلي‌ مدنظر من‌ نبوده‌ است‌ و بيشتر به‌ كثرت‌ روايات‌ نظر داشته‌ام‌، البته‌ در آن‌ زمان‌ كه‌ امكانات‌ امروزي‌، مانند كامپيوتر وجود نداشت‌ بررسي‌ اين‌ همه‌ روايت‌ كار ساده‌اي‌ نبود. در هر حال‌ ما در اين‌ كتاب‌ در پي‌ اين‌ بوده‌ايم‌ كه‌ نشان‌ دهيم‌ در مورد ويژگي‌هاي‌ حضرت‌ ولي‌عصر(عج‌) و علائم‌ و صفات‌ ايشان‌ روايات‌ زيادي‌ داريم‌؛ مثلاً در اين‌ موضوع‌ كه‌ «أنّه‌ يملا الارض‌ قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت‌ ظلماً و جوراً» 123 روايت‌ و در موضوع‌ غيبت‌ آن‌ حضرت‌ 91 روايت‌ دلالت‌ دارد.
كتاب‌الغيبه‌ شيخ‌ طوسي‌، كتاب‌الغيبه‌ نعماني‌ و كمال‌الدين‌ شيخ‌ صدوق‌ از كتاب‌هايي‌ نقل‌ كرده‌اند كه‌ در زمان‌ ائمه‌(ع‌) و قبل‌ از ولادت‌ حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكري‌(ع‌) تأليف‌ شده‌اند و من‌ براي‌ رفع‌ شبهه‌ در تجديد نظري‌ كه‌ در منتخب‌الاثر كرده‌ايم‌ روايات‌ را مستقيماً از خود آن‌ كتاب‌ها به‌ واسطة‌ شيخ‌ طوسي‌ و امثال‌ ايشان‌ نقل‌ كرده‌ام‌؛ مثلاً شيخ‌ مي‌گويد فلان‌ شخص‌ كه‌ معاصر با حضرت‌ صادق‌(ع‌) است‌ اين‌ كتاب‌ها را داشته‌ و «و أخبرنا بجميع‌ كتبه‌» . ما هم‌ الان‌ مي‌توانيم‌ بدون‌ واسطه‌ مطلبي‌ را از خود شيخ‌ نقل‌ كنيم‌ چون‌كتابش‌هست‌واگرسندهم‌ذكرشودتشريفاتي‌ است‌.
من‌ در درس‌هايم‌ اين‌ مطلب‌ را مطرح‌ كرده‌ام‌ كه‌ ما وقتي‌ مطلبي‌ را از كتاب‌ مرحوم‌ كليني‌ نقل‌ مي‌كنيم‌ مثل‌ اين‌ است‌ كه‌ داريم‌ آن‌ مطلب‌ را به‌ سه‌ واسطه‌ از امام‌(ع‌) نقل‌مي‌كنم‌،لذانياززيادي‌ به‌ بررسي‌ سندي‌ وجود ندارد.
اخذ روايت‌ از كليني‌ به‌ چند صورت‌ امكان‌ دارد: يكي‌ اين‌ كه‌ از خودش‌ بشنويم‌؛ ديگر آن‌ كه‌ آن‌ را براي‌ كليني‌ بخوانيم‌ و سوم‌ اين‌ كه‌ كتابش‌ را خودش‌ به‌ شما بدهد يا كتابش‌ در دسترس‌ باشد و شما از كتابش‌ نقل‌ كنيد در اين‌ صورت‌ سندها مهم‌ نيست‌ و شواهدي‌ اين‌ مطلب‌ را تأييد مي‌كند كه‌ در كتابم‌ نوشته‌ام‌.
وقتي‌ ما براين‌ اساس‌، روايتي‌ را كه‌ راجع‌ به‌ ولادت‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) از نسل‌ حضرت‌ رسول‌(ص‌) است‌، با دو سه‌ واسطه‌ از راوي‌ اول‌ نقل‌ كنيم‌، ديگر جايي‌ براي‌ شك‌ و شبهه‌ باقي‌ نخواهد ماند.

در پاسخ‌ به‌ شبهات‌ و پرداختن‌ به‌ اصل‌ مهدويت‌ چه‌ كتابي‌ را تأليف‌ كرده‌ايد؟
تمام‌ ابواب‌ همين‌ منتخب‌ الاثر پاسخ‌ به‌ شبهات‌ است‌ و حتي‌ به‌ ساير فرق‌ شيعه‌ مثل‌ زيديه‌ هم‌ جواب‌ مي‌دهد. الان‌ بعضي‌ از سنّي‌ها با خواندن‌ اين‌ كتاب‌ شيعه‌ شده‌اند. البته‌ به‌ طور مستقيم‌ مگر در موارد استثنايي‌، در مقام‌ جواب‌ نبوده‌ايم‌؛ مثلاً گمان‌ نمي‌كنم‌ در منتخب‌الاثر نامي‌ از بهايي‌ها برده‌ باشم‌ با اين‌ كه‌ بر عقايد آن‌ها خيلي‌ تسلط‌ هم‌ داشتم‌؛ حال‌ همة‌ اين‌ كتاب‌، به‌ يك‌ معنا جواب‌ به‌ آن‌ها و جواب‌ به‌ كساني‌ است‌ كه‌ مدعيان‌ مهدويت‌اند. جواب‌ به‌ كساني‌ است‌ كه‌ مدعي‌ مهدويت‌ شده‌اند، كه‌ اميد است‌ در پاسخ‌ به‌ همة‌ جهات‌ و ابعاد موضوع‌ فراگير باشد.

الان‌ برخي‌ نزديك‌ بودن‌ حادثة‌ ظهور را در نشست‌ها و سخنراني‌هايشان‌ مطرح‌ مي‌كنند، نظر شما در اين‌ مورد چيست‌؟
كسي‌ از من‌ پرسيد: آيا ظهور حضرت‌ نزديك‌ است‌؟ گفتم‌: بله‌، نزديك‌ است‌. گفت‌: چطور؟ گفتم‌: خدا در قرآن‌ مي‌فرمايد: «اقتربت‌ الساعة‌ و انشق‌ القمر» و از حضرت‌ رسول‌(ص‌) نقل‌ شده‌ است‌: «أنا و الساعة‌ كهاتين‌». آن‌ حضرت‌ بر حسب‌ عمر دنيا حساب‌ مي‌كنند و مي‌فرمايند، قيامت‌ و بعثت‌ من‌ به‌ هم‌ نزديك‌ است‌؛ يعني‌ آن‌ قدر از عمر دنيا گذشته‌ كه‌ به‌ نسبت‌ آن‌ قيامت‌ و بعثت‌ نبي‌اكرم‌(ص‌) فاصله‌ زيادي‌ ندارند. به‌ اين‌ معنا، هر روز ما به‌ ظهور نزديك‌تر مي‌شويم‌. شاعر عربي‌ هم‌ قصيده‌اي‌ دارد و مي‌گويد:
لقدظهرت‌بين‌ الانام‌ علائم‌ و هذا امام‌العصر بالنصر قادم‌
يعني‌ علائم‌ ظهور در حال‌ آشكار شدن‌ است‌. پس‌ به‌ يك‌ معنا ظهور نزديك‌ است‌. اما اگر كسي‌ بخواهد براي‌ ظهور تعيين‌ وقت‌ كند و يا بخواهد بگويد علائمي‌ كه‌ الان‌ آشكار شده‌ همان‌ علائم‌ ظهور است‌، اين‌ مشكل‌ است‌. به‌ هر حال‌ وقتي‌ كسي‌ منتظر است‌ همة‌ جريان‌ها را به‌ فال‌ نيك‌ مي‌گيرد و همه‌ را نشانه‌اي‌ بر تحقق‌ آنچه‌ در انتظارش‌ به‌سر مي‌برد مي‌بيند. اما روي‌ هم‌ رفته‌ اوضاع‌ و احوال‌ جهان‌ به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ مي‌شود گفت‌ عالم‌ به‌ سمت‌ واقعه‌ ظهور پيش‌ مي‌رود؛ يعني‌ با توجه‌ به‌ وضعيت‌ فعلي‌ دنيا و مسائلي‌ كه‌ روز به‌ روز پيدا مي‌شود، ان‌شاءالله ظهور نزديك‌ است‌.

اتفاق‌ بزرگي‌ در عالم‌ در حال‌ رخ‌ دادن‌ است‌ و اين‌ اتفاق‌ را با پوست‌ و گوشت‌ مي‌توان‌ لمس‌ كرد و اين‌ خارج‌ از ارادة‌ مردم‌ است‌، كسي‌ در آن‌ دخالتي‌ ندارد و مثل‌ موجي‌ در جامعه‌ روان‌ شده‌ است‌. تنها اختصاص‌ به‌ ايران‌ هم‌ ندارد، دشمن‌ را به‌ نوعي‌ درگير كرده‌ است‌ و دوست‌ را هم‌ به‌ نوعي‌ ديگر.
بله‌، همينطور است‌. الحمدلله توجه‌ به‌ حضرت‌ ولي‌عصر(عج‌) خيلي‌ در جامعه‌ ما افزايش‌ يافته‌ است‌ و شما مي‌بينيد كه‌ شب‌هاي‌ چهارشنبه‌ قم‌ اصلاً غوغايي‌ است‌ و جمعيت‌ وسيعي‌ از شهرهاي‌ مختلف‌ به‌ سوي‌ مسجد جمكران‌ حركت‌ مي‌كنند و اين‌ يك‌ سرّ غيبي‌ دارد كه‌ مردم‌ اينگونه‌ به‌ حضرت‌ توجه‌ كرده‌اند من‌ اين‌ واقعه‌ را عادي‌ نمي‌دانم‌ و معتقدم‌ به‌ واسطة‌ تصرف‌ خود حضرت‌ در قلوب‌ مردم‌ واقع‌ شده‌ است‌. اينكه‌ مردم‌ اينگونه‌ ملتزم‌ و مواظب‌ باشند كه‌ مرتب‌ هر هفته‌ به‌ جمكران‌ بيايند، اين‌ خيلي‌ قابل‌ توجه‌ است‌، وگرنه‌ مسجد جمكران‌ قبلاً هم‌ بود.

منبع : نشریه موعود

پي‌نوشت‌ :
1 . اخيراً دانشمند و محقق‌ محترم‌ آقاي‌ علي‌اكبر مهدي‌پور رساله‌اي‌ در معرفي‌ و شناساندن‌ كتاب‌ منتخب‌الاثر نوشته‌اند كه‌ مطالعة‌ آن‌ براي‌ علاقه‌مندان‌ بسيار مفيد است‌.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت16:16توسط عبدالله | |

 

 

 

«حسن بیادی» نایب رئیس شورای شهر تهران و یکی از حامیان اصلی احمدی‌نژاد که نامزد شهرداری تهران نیز بود توضیحاتی پیرامون وقایع رخ داده در انتخابات تعیین شهردار تهران و شایعات اخیر، ارائه داد. این توضیحات پس از آن بیان شد که حامیان محمود احمدی‌نژاد به رغم تمام تلاش‌ها و رایزنی‌های خود و به رغم مداخله برخی مقامات ارشد دولتی در فرآیند انتخاب شهردار تهران، نهایتاً در اجرای «سناریوی جاه‌طلبانه عزل قالیباف» ناکام ماندند و شهردار کنونی تهران توانست بار دیگر در سمت خود ابقا شود.

حسن بیادی اظهار داشت: تا هنگامی که بنده و خادم برای شهرداری نامزد بودیم، اکثریت اعضای ائتلاف اصولگرایان از ما حمایت می‌کردند و ائتلاف اصولگرایان اصلاح‌طلب و اصلاح‌طلبان نیز آرای خود را به قالیباف اختصاص دادند.

بیادی ادامه داد: در روز سه‌شنبه که فرآیند انتخاب شهردار از میان قالیباف و خادم طولانی شده بود، یک نفر از اعضای ائتلاف اصولگرایان برای ختم مساله به آقای قالیباف رای داد.

به گفته وی، مشخص نیست که چه فردی رای نهایی را به قالیباف داده اما بنا بر حدس و گمان‌ها ممکن است این فرد، آقای شیبانی باشد.

بیادی در عین حال با انتقاد شدید از برخی محافل و اشخاص که در روزهای گذشته وی را به توافق پشت پرده با نمایندگان دولت برای برکناری قالیباف متهم کردند، اظهار داشت: «خدا را گواه می‌گیرم که این شایعات به هیچ عنوان صحت نداشتند. من مستقل بوده و باقی خواهم ماند و روحیه بسیجی خود را حفظ خواهم کرد. اگر بنا بود از دولت امتیازی بگیرم که عضو هیات مدیره پرسپولیس نمی‌شدم که این گونه به من توهین شود.»

نایب رئیس شورای شهر تهران با ابراز عقیده در این باره که «شایعات فوق را دوستان آقای قالیباف درست کرده بودند»، خاطرنشان کرد: مواضع من همواره ثابت بوده و آن حفظ حقوق مردم است اما وقتی مواضع شهردار عوض شود و برخلاف وعده‌هایش عمل کند، من هم مجبورم تا برای دفاع از حقوق مردم مواضعم را تغییر دهم.

بیادی تصریح کرد: این برای اولین بار نبود که من نامزد شهرداری تهران شدم، اما تا هنگامی که شرایط انتخابات شوراها به گونه‌ای باشد که شوراهای سیاسی تشکیل شود، جناح‌های سیاسی هم در آنها فعال می‌شوند و آنگاه تصمیم‌گیری‌ها هم سیاسی می‌شود.

وی با اشاره به این نکته که «تا زمانی که شهردار برخلاف وعده‌هایش عمل نکند، شورای شهر حامی او خواهد بود»، هشدار داد: «زمانی که شهردار در برابر شورا قدرت‌نمایی کند و از شهر در جهت منافع و مقاصد سیاسی و شخصی خود استفاده کند، شورا هم در برابر او خواهد ایستاد.»

نایب رئیس شورای شهر تهران افزود: شخص قالیباف را مدیری قوی و کارآمد می‌دانم اما برخی از اطرافیان او ناکارآمد هستند که یکی از شروط بنده برای حمایت از حقوق مردم در شهرداری، اصلاح کردن روند انتخابات در شهرداری بود.

بیادی گفت: من نماینده مردم هستم. بنابراین، وظیفه دارم تا در برابر تخلفات بایستم و تذکر بدهم، ضمن اینکه اگر آقای قالیباف برخلاف وعده‌هایش عمل کند، در جهت دفاع از حقوق مردم به طور جدی به او تذکر خواهیم داد.

وی در عین حال تصریح کرد: قالیباف مدیری کارآمد و قدرتمند است که اقدامات ارزشمندی ا نجام داده و وظیفه نمایندگان شورا این است که ضمن اینکه از این اقدامات دفاع کرده، کاستی‌ها را تذکر دهند.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت16:2توسط عبدالله | |