تبليغاتX
مردم وار

مردم وار

اجتماعی،فرهنگی و سیاسی

 

بسم الله الرحمان الرحیم
نامه 11
فرزند عزیزم، امیدوارم در پناه حضرت احدیت موفق باشی.

راجع به عظمت روح- که در چند نامه مطالبی برایت نوشتم-اگر کتاب ها نوشته شود، بازهم حق مطلب ادا نمی شود و با این که این موهبت الاهی بالاترین نعمتی است که خداوند عالم به بنده ای مرحمت می فرماید، کم تر درباره اش سخن گفته اند. در این موضوع ، حضرت باقر سلام الله علیه به جابرجعفی – که یکی از دوستان آن بزرگوار است- می فرماید: (( بدان که تو از دوستان ما نیستی؛مگر طوری شوی که اگر همه ی مردم شهر بگویند: فلانی، آدم بدی است، ناراحت نشوی و اگرهمه بگویند: آدم خوبی است، خوش حال نگردی.))

خوب دقت کن؛ آیا کسی که روحش کوچک است، می تواند این گونه باشد؟ اگرکسی این طور نشد، به گفته ی حضرت باقرسلام الله علیه، از محبت و ولایت اهل بیت عصمت و طهارت بهره نبرده است؛ در این صورت- اگر مالک دنیا هم شود و یا به اندازه ی جن و انس عبادت کند-آیا از عمر و زندگی خودش نتیجه گرفته است؟ پس اگر بگوییم بالاترین نعمت پروردگار ، بزرگی روح است، کلامی به جا گفته ایم.

عزیزم، با این روایت باید به کلی فکر ما تغییر کند و بفهمیم آن چه از اسلام و تشیع بعضی ها گفته اند ، خیلی سطحی بوده است؛ چون ولایت اهل بیت را منحصر کرده اند در سینه زدن و زنجیر زدن و امثال این ها؛ در حالی که حضرت امام باقر سلام الله علیه است که باید دوست خانواده ی رسالت را تعیین کند.آن بزرگوار می فرماید: ((تا وقتی مردم را هیچ ندانی و تعریف و تکذیبشان در نظر تو یکسان نشود، دوست ما نخواهی بود.))

ممکن است این مطلب در نظر تو تازگی داشته باشد، ولی با کمی فکر ، متوجه خواهی شد که واقعیت همین است؛ چون دوست اهل بیت نمی تواند دشمن خدا باشد. کسی به واسطه ی خوش آمد مردم دست به هر جنایتی می زند تا نگویند فقیر است و از هر راه که شد ، خانه و ماشین و .... تهیه می کند، نمی تواند ادعای دوستی خدا و اهل بیت را داشته باشد.

حضرت امام صادق سلام الله علیه می فرماید: (( تو با ادعای دوستی خدا، گناه می کنی و این ، کار عجیبی است. چرا؟ برای آن که دوست ، مطیع دوست است.))

خوب دقت کن؛ آیا ریشه ی عمده ی گناهان و معاصی ما غیر از توجه به دل خواه مردم چیز دیگری است؟ آیا توجه به خواسته ی مردم علتی غیر از کم ظرفیتی دارد؟ پیغمبر اکرم صوات الله و سلامه علیه و آله فرمودند : (( معرفت انسان کامل نمی شود مگر آن که مردم را در پیشگاه خدا مثل شتران فرض کند!)) آیا کسی که به علت روح کوچکش برای مردمی که به فرمایش مولا علیه السلام(( همج رعاع)) اند و با مختصر وزش بادی تکان می خورند و از جا به در می روند، ارزش قائل است و به خاطر آنان هر عمل خلافی را انجام می دهد، دوست خدا و دوست اهل بیت است؟! مردمی که به لباس نو و خانه و ماشین شما سلام می کنند و اگر به لباستان وصله بزنید، جواب سلامتان را نمی دهند ، آیا قابل اعتنا هستند؟

پس اگر می خواهید از عمر و زندگی خودمان نتیجه بگیریم و در آخرت،  رو سیاه نباشیم ، باید به تعریف و تکذیب مردم ترتیب اثر ندهیم.

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: (( وای بر روزه دار! وای بر شب زنده دار! وای بر پشمینه پوش! مگر کسی که دامن نفس خود را از دنیا برچیده باشد و هر که را مدح او گوید،دشمن بشمارد و با هر که او را سرزنش کند، دوست باشد.)) اگر فرمایش پیامبر را وحی الاهی می دانیم و می گوییم
< ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی> چرا وقتی این جمله را از آن بزرگوار می شنویم_
به واسطه ی انس و عادتی که به وضع فعلی خودمان داریم- نشنیده می گیریم و راه غلطی را که یک عمر رفته ایم ادامه می دهیم؟ چه قدر خوب است قدری به خود آییم و به حال خودمان فکر کنیم و از این وضع نکبت باری که دنیا و آخرتمان را برباد داده است بیرون آییم!

چه فرصت ها که گم کردم در این راه     زبخت خوابناک غافل خویش!
مرا در اول ره منزل افتاد                     گم آمد کشتی ام در ساحل خویش

عزیزم، کسی که برای خودش ارزش قائل است، نمی تواند به خاطر خواسته ی مردم زندگی کند؛ ولی در میان میلیاردها انسان کره ی زمین چند نفر را سراغ داری که ارزش خود را بداند و برای خودش زندگی کند؟

برای به دست آوردن این حالت، راه هایی را عرض کرده بودم. یکی از آن ها- که این مقصود را تامین می کند و چنین قدرت روحی را به دست می دهد- شناخت مردم است؛یعنی کسی که مردم را بشناسد و بداند چه قدر بی وفا و بی حقیقت اند و پس از آن که ما را به خاک سپردند،دنبال خواسته های خودشان می روند و اصلا فراموش می کنند که چنین فردی هم در دنیا بود و در زندگی چه قدر برای ما زحمت کشید، هیچ وقت برای خوش آمد آن ها خودش را فدا نمی کند.

وفا مجوی زکس ور سخن نمی شنوی         به هرزه طالب سیمرغ و کیمیا می باش
یا وفا خود نبود در عالم                             یا مگر کس در این زمانه نکرد
کی نیاموخت علم تیر از من                       که مرا عاقبت نشان که نکرد

توجه داشته باش! آن فکری که یک لحظه اش از عبادت سال ها بهتر است، همین فکر است؛ چون کسی که این فکر مشغولش می کند،قدر عمر را می داند و هر قدمی را که بر می دارد، برای رضای خداست و حتی یک قدم برای رضای مردم بر نمی دارد؛ یعنی با این که به زن و بچه اش می رسد و به همین مردم کمال احترام را می گذارد و خودش را از همه پست تر می داند – به خاطر این که مردم را می شناسد – خدا را به آنان نمی فروشد.

دوست مفروش به دنیا که بسی سود نکرد           آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
پس خیلی مواظب باشید! اما این که می گوییم چون مردم(( همج رعاع )) و بی وفا و بی حقیقت اند، نباید به آن ها توجه داشت، مقصود این نیست که نباید وظایف اخلاقی خودمان را نسبت به آن ها انجام دهیم؛ بلکه مقصود آن است که نباید رضا و خشنودی مردم را بر غضب خداوند عالم ترجیح دهیم.

رضای دوست به دست آر و غیر را بگذار                 هزار فتنه چه غم باشد ار بر انگیزند؟
مرا که با چو تو مقصودی آشتی افتاد                    رواست گر همه عالم به جنگ برخیزند

این، همان فرموده ی خاتم انبیا صلوات الله و سلامه علیه و آله است که فرمود: (( لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق))

خدانگهدارت باد
1/1/65

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت8:46توسط عبدالله | |

 

در چند ماهه اخیر یکی از موضوعاتی که به سوژه خبری بسیاری از رسانه ها تبدیل شده است موضوع ترافیک و آلودگی هوای تهران است.

متأسفانه در طی سالیان گذشته، رشد بی رویه جمعیت، تولید بیش از اندازه خودرو، عدم برنامه مناسب و جامع شهرسازی(در حوزه ترافیک) و عدم توجه به مناسب سازی و گسترش حمل و نقل عمومی درون شهری باعث شده تا ترافیک شهر تهران به بحرانی ملی تبدیل شده و به تبع آن آلودگی هوا هم به عاملی در جهت مرگ و میر خاموش شهروندان درآمده است.

اعمال طرح های ویژه از جمله محدوده طرح ترافیک، زوج و فرد، اجبار به معاینه فنی خودرو و تشدید جرائم تخلفات رانندگی هم تأثیر اساسی در رفع این معضل نداشته و به صورت درمان مقطعی به کار آمده اند.

با اندکی تأمل و تدبر می بینیم که همه ارگانها و نهادها از بالاترین سطوح همگی به رفع این معضل و چاره اندیشی اساسی اذعان دارند و سالهاست که به این موضوع فکر می کنند، اما چرا تا کنون این مشکل برطرف نشده است؟ شما قضاوت کنید.

به راستی چه کسی در قبال ساعتها تلف شدن بهترین اوقات شهروندان در ترافیک پاسخگو است؟

به راستی چه کسی پاسخگوی مرگ تدریجی و خاموش میلیونها انسان در آلودگی هوای تهران است؟

 

 

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت16:45توسط عبدالله | |

 

چکیده: "لیندا كریستیان كه خاطرات خود را به یك مجله هفتگی فروخته و فاش كرده است كه شاه نسبت به وی علاقه زیادی داشته و در صدد ازدواج با او بوده است.خبر فوق‌العاده جالبی منتشر شده بود. نزدیك بود فرح دیبا هرگز با شاه ازدواج نكند. در آن صورت چه كسی بایستی ملكه فعلی ایران شود؟ لیندا كریستیان..."

برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت8:33توسط عبدالله | |

 

وصيت‌نامه شهيد احمد كاظمي
الله اكبر اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهد ان علياً ولي الله

 
خداوندا فقط مي‌خواهم شهيد شوم؛ شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده.
خداوندا روزي شهادت مي‌خواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه كس هستي و قادر توانايي، اي خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.
 
نمي‌دانم چه بايد كرد، فقط مي‌دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‌باشد. واقعاً جايي براي خودم نمي‌يابم هر موقع آماده مي‌شوم چند كلمه‌اي بنويسم، آنقدر حرف دارم كه نمي‌دانم كدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد مي‌كرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم.
 
 
اي خداي شهدا، اي خداي حسين، اي خداي فاطمة زهرا(س)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن.
اي خدا يا رب العالمين. راستي چه بگويم، سينه‌ام از دوري دوستان سفر كرده از درد ديگر تحمل ندارد. خداوندا تو كمك كن. چه كنم فقط و فقط به اميد و لطف حضرت تو اميدوار هستم. خداوندا خود مي‌دانم بد بودم و چه كردم كه از كاروان دوستان شهيدم عقب مانده‌ام و دوران سخت را بايد تحمل كنم.
 
اي خداي كريم، اي خداي عزيز و اي رحيم و كريم، تو كمك كن به جمع دوستان شهيدم بپيوندم. گرچه بدم ولي خدا تو رحم كن و كمك كن. بدي مرا مي‌بيني، دوست دارم بنده باشم، بندگي‌ام را ببين. اي خداي بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا مي‌كنم، از روي سركشي نيست. بلكه از روي ناداني مي‌باشد. خداوندا من بسيار در سختي هستم، چون هر چه فكر مي‌كنم، مي‌بينم چه چيز خوب و چه رحمت بزرگي از دست دادم. ولي خداي كريم، باز اميد به لطف و بزرگي تو دارم.
 
خداوندا تو توانايي. اي حضرت حق، خودت دستم را بگير، نجاتم بده از دوري شهدا، كار خوب نكردم، بنده خوب نبودم،... ديگر... حضرت حق، اميد تو اگر نبود پس چه؟ آيا من هم در آن صف بودم. ولي چه روزهاي خوشي بود وقتي به عكس نگاه مي‌كنم. از درد سختي كه تمام وجودم را مي‌گيرد ديگر تحمل ديدن را ندارم. دوران لطف بي‌منتهاي حضرت حق، واي من بودم نفهميدم، واي من هستم كه بايد سختي دوران را طي كنم. الله اكبر
 
خداوندا خودت كمك كن خداوندا تو را به خون شهداي عزيز و همة بندگان خوبت قسم مي‌دهم، شهادت را در همين دوران نصيب بفرماييد و توفيق‌ام بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم، انشاء الله تعالي.
 
منزل ظهر جمعه 6/4/82
 
بــه پايان آمد اين دفتر       حكايت همچنان باقی است

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت13:36توسط عبدالله | |

 

شهيد حسن باقري فرمانده فرماندهان جنگ بود
 
شهيد حسن باقري به عنوان ركن اصلي اطلاعات و عمليات رزمي آنگونه با قدرت عقل و ايمان عمل مي‌كرد كه فرماندهان وي را فرمانده فرماندهان جنگ مي‌دانستند.
 
غلامحسن افشردي (شهيد باقري) در 25 اسفند سال 1334هجري شمسي در حوالي ميدان خراسان در خانواده‌اي متدين و مذهبي چشم به جهان گشود.
وي دوره دبستان را در مدرسه مترجم‌الدوله و دوره متوسطه را در دبيرستان مروي تهران به پايان رساند و درسال 1354پس از اخذ ديپلم رياضي، در رشته دامپروري دانشكده كشاورزي تحصيلات عالي خود را آغاز كرد.
وي در اسفند سال 1356به خدمت سربازي اعزام شد و در دوران خدمت سربازي به ارشاد و هدايت سربازان پرداخت و همزمان با آغاز انقلاب اسلامي خدمت سربازي را رها كرد و به فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي خود ادامه داد.
شهيد غلامحسن افشردي در اوايل سال 1358به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در واحد اطلاعات درآمد و از آن پس بود كه نام مستعار «حسن باقري» برايش برگزيده شد.
شهيدباقري در سال59 به عنوان يكي از معاونان ستاد عمليات جنوب انتخاب شد كه در عمليات شكست حصر آبادان در سازماندهي و كسب اخبار و اطلاعات دشمن نقش به سزايي داشت.
وي در مدت حضورش در جبهه‌هاي جنگ تنها يكبار آن هم به مدت 5روز براي ازدواج، از جنگ جدا شد و به جهت عشق به حضرت امام زمان (عج) نام نرگس را براي تنها فرزندش برگزيد.
زندگي شهيد باقري بسيار ساده آغاز شد و هيچ‌گاه در طول دوران كوتاه زندگي مشترك، خبري از تجملات و رفاه نبود.
وي از سر بي نيازي به دنيا نگاه مي‌كرد و قناعت را ضرورت يك زندگي سالم مي‌دانست.
در عمليات طريق القدس كه براي اولين بار قرارگاه مشترك بين سپاه و ارتش تشكيل شد، شهيد باقري به عنوان معاون فرماندهي كل سپاه در قرارگاه فرماندهي عمليات مشترك حضور يافت و در شناسايي محورها و تحليل و پيش بيني حركت‌هاي دشمن و پي‌گيري مسائل رزمي نقش به سزايي را ايفا كرد.
شهيد باقري در هدايت و راهنمايي دستگاه جنگي و نظام حاكم برآن در منطقه جنوب به عنوان ركن اصلي اطلاعات و عمليات رزمي آنگونه با قدرت عقل ايمان و باور قلبي عمل مي‌كرد كه به گمان بسياري از فرماندهان نظامي از وي به عنوان فرمانده فرماندهان همواره ياد مي‌شد.
شهيد باقري در هنگام ورود امام(ره) در دوازدهم بهمن ماه 57 از جمله كساني بود كه در كميته استقبال از ايشان حضوري فعال در كنارشهيد بروجردي و ساير نفرات در بخش حفظ و امنيت امام خميني(ره) داشت.
شجاعت و شهامت شهيد باقري بسيار بالا و قابل توجه بود؛ وي باتوجه به اينكه يك مسئول رده بالاي نظامي بود اما همواره به عنوان عناصر اطلاعاتي در شناسايي‌ها شركت مي‌كرد.
شهيد باقري در مورد نيروهاي بسيجي مي‌گفت كه اين بسيجي‌ها امانتي الهي هستند كه بايد قدرشان را بدانيم و تمام سعي خود را در حفظ آنها بكار ببريم؛ اين بسيجي است كه جنگ را اداره مي‌كند و تا زماني كه نيروي ايمان در آنها وجود دارد جنگ به پيروزي مي‌انجامد.
شهيد حسن باقري در 9بهمن سال1361براي شناسايي و آماده سازي عمليات والفجر مقدماتي به همراه تعدادي از برادران سپاه در خطوط مقدم در سنگر ديده‌باني مورد هدف دشمن بعثي قرار گرفت و به همراه همسنگرانش شهيدان مجيد بقائي و زوائي و...به لقاءحق شتافت.

+نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت11:30توسط عبدالله | |