تبليغاتX
مردم وار

مردم وار

اجتماعی،فرهنگی و سیاسی

 

بسم الله الرحمان الرحیم
نامه 11
فرزند عزیزم، امیدوارم در پناه حضرت احدیت موفق باشی.

راجع به عظمت روح- که در چند نامه مطالبی برایت نوشتم-اگر کتاب ها نوشته شود، بازهم حق مطلب ادا نمی شود و با این که این موهبت الاهی بالاترین نعمتی است که خداوند عالم به بنده ای مرحمت می فرماید، کم تر درباره اش سخن گفته اند. در این موضوع ، حضرت باقر سلام الله علیه به جابرجعفی – که یکی از دوستان آن بزرگوار است- می فرماید: (( بدان که تو از دوستان ما نیستی؛مگر طوری شوی که اگر همه ی مردم شهر بگویند: فلانی، آدم بدی است، ناراحت نشوی و اگرهمه بگویند: آدم خوبی است، خوش حال نگردی.))

خوب دقت کن؛ آیا کسی که روحش کوچک است، می تواند این گونه باشد؟ اگرکسی این طور نشد، به گفته ی حضرت باقرسلام الله علیه، از محبت و ولایت اهل بیت عصمت و طهارت بهره نبرده است؛ در این صورت- اگر مالک دنیا هم شود و یا به اندازه ی جن و انس عبادت کند-آیا از عمر و زندگی خودش نتیجه گرفته است؟ پس اگر بگوییم بالاترین نعمت پروردگار ، بزرگی روح است، کلامی به جا گفته ایم.

عزیزم، با این روایت باید به کلی فکر ما تغییر کند و بفهمیم آن چه از اسلام و تشیع بعضی ها گفته اند ، خیلی سطحی بوده است؛ چون ولایت اهل بیت را منحصر کرده اند در سینه زدن و زنجیر زدن و امثال این ها؛ در حالی که حضرت امام باقر سلام الله علیه است که باید دوست خانواده ی رسالت را تعیین کند.آن بزرگوار می فرماید: ((تا وقتی مردم را هیچ ندانی و تعریف و تکذیبشان در نظر تو یکسان نشود، دوست ما نخواهی بود.))

ممکن است این مطلب در نظر تو تازگی داشته باشد، ولی با کمی فکر ، متوجه خواهی شد که واقعیت همین است؛ چون دوست اهل بیت نمی تواند دشمن خدا باشد. کسی به واسطه ی خوش آمد مردم دست به هر جنایتی می زند تا نگویند فقیر است و از هر راه که شد ، خانه و ماشین و .... تهیه می کند، نمی تواند ادعای دوستی خدا و اهل بیت را داشته باشد.

حضرت امام صادق سلام الله علیه می فرماید: (( تو با ادعای دوستی خدا، گناه می کنی و این ، کار عجیبی است. چرا؟ برای آن که دوست ، مطیع دوست است.))

خوب دقت کن؛ آیا ریشه ی عمده ی گناهان و معاصی ما غیر از توجه به دل خواه مردم چیز دیگری است؟ آیا توجه به خواسته ی مردم علتی غیر از کم ظرفیتی دارد؟ پیغمبر اکرم صوات الله و سلامه علیه و آله فرمودند : (( معرفت انسان کامل نمی شود مگر آن که مردم را در پیشگاه خدا مثل شتران فرض کند!)) آیا کسی که به علت روح کوچکش برای مردمی که به فرمایش مولا علیه السلام(( همج رعاع)) اند و با مختصر وزش بادی تکان می خورند و از جا به در می روند، ارزش قائل است و به خاطر آنان هر عمل خلافی را انجام می دهد، دوست خدا و دوست اهل بیت است؟! مردمی که به لباس نو و خانه و ماشین شما سلام می کنند و اگر به لباستان وصله بزنید، جواب سلامتان را نمی دهند ، آیا قابل اعتنا هستند؟

پس اگر می خواهید از عمر و زندگی خودمان نتیجه بگیریم و در آخرت،  رو سیاه نباشیم ، باید به تعریف و تکذیب مردم ترتیب اثر ندهیم.

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: (( وای بر روزه دار! وای بر شب زنده دار! وای بر پشمینه پوش! مگر کسی که دامن نفس خود را از دنیا برچیده باشد و هر که را مدح او گوید،دشمن بشمارد و با هر که او را سرزنش کند، دوست باشد.)) اگر فرمایش پیامبر را وحی الاهی می دانیم و می گوییم
< ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی> چرا وقتی این جمله را از آن بزرگوار می شنویم_
به واسطه ی انس و عادتی که به وضع فعلی خودمان داریم- نشنیده می گیریم و راه غلطی را که یک عمر رفته ایم ادامه می دهیم؟ چه قدر خوب است قدری به خود آییم و به حال خودمان فکر کنیم و از این وضع نکبت باری که دنیا و آخرتمان را برباد داده است بیرون آییم!

چه فرصت ها که گم کردم در این راه     زبخت خوابناک غافل خویش!
مرا در اول ره منزل افتاد                     گم آمد کشتی ام در ساحل خویش

عزیزم، کسی که برای خودش ارزش قائل است، نمی تواند به خاطر خواسته ی مردم زندگی کند؛ ولی در میان میلیاردها انسان کره ی زمین چند نفر را سراغ داری که ارزش خود را بداند و برای خودش زندگی کند؟

برای به دست آوردن این حالت، راه هایی را عرض کرده بودم. یکی از آن ها- که این مقصود را تامین می کند و چنین قدرت روحی را به دست می دهد- شناخت مردم است؛یعنی کسی که مردم را بشناسد و بداند چه قدر بی وفا و بی حقیقت اند و پس از آن که ما را به خاک سپردند،دنبال خواسته های خودشان می روند و اصلا فراموش می کنند که چنین فردی هم در دنیا بود و در زندگی چه قدر برای ما زحمت کشید، هیچ وقت برای خوش آمد آن ها خودش را فدا نمی کند.

وفا مجوی زکس ور سخن نمی شنوی         به هرزه طالب سیمرغ و کیمیا می باش
یا وفا خود نبود در عالم                             یا مگر کس در این زمانه نکرد
کی نیاموخت علم تیر از من                       که مرا عاقبت نشان که نکرد

توجه داشته باش! آن فکری که یک لحظه اش از عبادت سال ها بهتر است، همین فکر است؛ چون کسی که این فکر مشغولش می کند،قدر عمر را می داند و هر قدمی را که بر می دارد، برای رضای خداست و حتی یک قدم برای رضای مردم بر نمی دارد؛ یعنی با این که به زن و بچه اش می رسد و به همین مردم کمال احترام را می گذارد و خودش را از همه پست تر می داند – به خاطر این که مردم را می شناسد – خدا را به آنان نمی فروشد.

دوست مفروش به دنیا که بسی سود نکرد           آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
پس خیلی مواظب باشید! اما این که می گوییم چون مردم(( همج رعاع )) و بی وفا و بی حقیقت اند، نباید به آن ها توجه داشت، مقصود این نیست که نباید وظایف اخلاقی خودمان را نسبت به آن ها انجام دهیم؛ بلکه مقصود آن است که نباید رضا و خشنودی مردم را بر غضب خداوند عالم ترجیح دهیم.

رضای دوست به دست آر و غیر را بگذار                 هزار فتنه چه غم باشد ار بر انگیزند؟
مرا که با چو تو مقصودی آشتی افتاد                    رواست گر همه عالم به جنگ برخیزند

این، همان فرموده ی خاتم انبیا صلوات الله و سلامه علیه و آله است که فرمود: (( لا طاعه لمخلوق فی معصیه الخالق))

خدانگهدارت باد
1/1/65

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت8:46توسط عبدالله | |

 

چکیده: "لیندا كریستیان كه خاطرات خود را به یك مجله هفتگی فروخته و فاش كرده است كه شاه نسبت به وی علاقه زیادی داشته و در صدد ازدواج با او بوده است.خبر فوق‌العاده جالبی منتشر شده بود. نزدیك بود فرح دیبا هرگز با شاه ازدواج نكند. در آن صورت چه كسی بایستی ملكه فعلی ایران شود؟ لیندا كریستیان..."

برای مطالعه متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت8:33توسط عبدالله | |

بسمه تعالي

 

 

حمل و نقل به عنوان يكي از شاخصه هاي مهم شهرهاي بزرگ همواره بصورت معضل غير قابل اجتنابي رخ نموده است. عدم نگرش جامع و توجه كافي به مسائل حمل و نقل و ترافيك‘ هزينه ها و خسارتهاي اجتماعي‘ اقتصادي و زيست محيطي فراواني را در كشور برجا گذاشته كه مهمترين آنها مصرف بالاي سوخت و همچنين رشد تصادفات فوتي و جرحي‘ آلودگي هوا و صدمات زيست محيطي است.

در ميان شبكه هاي حمل و نقل عمومي‘ حمل و نقل انبوه ريلي به عنوان سالم ترين‘ سريع ترين‘ ايمن ترين و كارآمدترين شبكه حمل و نقل شناخته شده است كه نقش انكار ناپذير خود را در حل مسائل اقتصادي‘ اجتماعي‘ زيست محيطي ناشي از معضل حمل و نقل عمومي و ترافيك به اثبات رسانده است.

در ساتهاي اخير با احداث و بهره برداري بخشي از خطوط 1 و2 و5 مترو تهران با حدود 5/2 ميليون سفر در روز شاهد بهينه سازي حمل و نقل شهري‘ كاهش اتلاف وقت و تصادفات‘ ايجاد فضاي آرام و آسوده اجتماعي و البته كاهش آلودگي هوا و صرفه جوئي در مصرف سوخت و... بوده ايم.

در روزهاي اخير خبر افتتاح فاز اول خط 4 مترو تهران با شاخصه ركورد شكني و جديد بودن نوع احداث قابل تأمل و دقت است.

اين خط بصورت شرقي- غربي يكي از پر ظرفيت ترين مسيرهاي خطوط هشت گانه پيش بيني شده مترو براي شهر تهران است. اين خط بطول حدوداً 20 كيلومتر و با 19 ايستگاه زيرزميني از پايانه افسريه(ميدان شهيدكلاهدوز) در شرق تهران آغاز و با عبور از خيابان پيروزي و ميدان شهدا مسير خود را به سمت ميدان ابن سينا (ايستگاه دروازه شميران)‘ خيابان انقلاب و خيابان آزادي ادامه داده و نهايتاً س از گذر از شهرك اكباتان به ايستگاه اكباتان در خط 5 مترو تهران ختم مي گردد.

خط 4 مترو تهران از نظر پاسخگوئي به تقاضاي مسافران جهت جابجائي از شرق به غرب و بالعكس در تهران بزرگ و كاهش ترافيك خيابانهاي پيروزي‘ انقلاب و آزادي از اهميت خاصي برخوردار است.

عمليات اجرائي اين خط بصورت متوالي و فاز به فاز پيش بيني شده كه هم اكنون با بهره برداري از فاز اول اين طرح‘ شامل حدود 5/2 كيلومتر مسير و سه ايستگاه زيرزميني دروازه شميران‘ دروازه دولت و فردوسي به همراه سه راهي و تونل ارتباطي خط 4 به خط 2 نوعي ركورد شكني در احداث خطوط مترو اتفاق مي افتد.

در سال 1383 مجلس شوراي اسلامي به پيشنهاد دولت 2 ميليارد دلار فاينانس خارجي جهت احداث خطوط 3 و 4 مترو تهران اختصاص داد كه به دليل وجود تحريمهاي خارجي در زمينه مسائل هسته اي و مشكلات بين المللي اخذ فاينانس كه در تعهد شركت چيني بود تحقق نيافت و پروژه به حال تعليق درآمد كه شركت مترو در سال 1385 رأساً اقدام به انتخاب پيمانكار و مشاورين نمود.

علي رغم عدم تخصيص منابع بودجه اي و مشكل تراشيهاي مسئولين دولتي شركت مترو تهران براساس اوامر رهبري و با حمايت مجدانه و كمك ويژه شوراي اسلامي شهر و شهردار محترم تهران در حركت جهادي پروژه احداث خط 4 مترو تهران را در شهريور 1385 آغاز نمود كه عمليات اجرائي ساخت و تكميل فاز اول اين طرح در مدت زمان كمتر از 5/1 سال و در مدت زماني كوتاهتر از مدت قراردادها در اسفندماه 1386 مورد بهره برداري آزمايشي قرار گرفت.احداث اين بخش بصورت كاملاً زير زميني صورت گرفته كه از مزاياي آن مي توان به عدم ايجاد موانع ترافيكي و انسدادخيابانها و عدم جابجائي تأسيسات شهري شهري اشاره كرد.

افتتاح رسمي فاز اول خط 4 مترو با خصوصيات ذكر شده زماني ركورد شكني ناميده مي شود كه مشكلات كمبود بوجه‘ افزايش بي رويه قيمت مصالح‘ افزايش ناگهاني قيمت املاك جهت احداث كارگاه و تأسيسات مترو و... را نيز در نظر بگيريم و از همه مهمتر اين نكته را نيز مورد مداقه قرار داده و از نظر دور نكنيم كه پروژه احداث منوريل صادقيه با برآورد زماني 18 ماهه پس از گذشت حدوداً 4 سال هنوز در كش و قوس مطالعات و درگيريهاي سياسي قرار دارد.

البته در اين ميان گلايه اي نيز به برخورد رسانه هاي جمعي بخصوص رسانه ملي با اين موضوع وارد است. چرا كه رسانه ملي كه وظيفه پوشش خبري و رسانه اي اين گونه طرحهاي موفقيت آميز ملي را دارد با نوعي نگاه خاص و محتاطانه به پوشش خبري ضعيف در اين موارد اكتفا مي كند اما دستاوردهاي علمي و صنعتي درجه پائين كشورهاي ديگر را با آب و تاب و به نسبت گسترده پوشش خبري و رسانه اي ميدهد.

افتتاح فاز اول پروژه خط 4 مترو تهران با شرائط ويژه اي كه در بالا ذكر شد نتيجه همدلي و يكرنگي مديران شهري تهران‘ درايت و روحيه جهادي مديرعامل و كليه كاركنان‘ پيمانكاران و مشاوران شركت مترو است و گام ديگري در جهت خدمت رساني صادقانه به شهروندان تهراني و تحقق عدالت اجتماعي مي باشد.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت12:37توسط عبدالله | |

خاطرات سرداران دفاع مقدس نشان مي‌دهد در دوران اين حماسه، فرزندان برخي مقامات ارشد نظام نيز در مقطع عمليات‌ها ياريگر رزمندگان اسلام بوده‌اند.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، خرداد ماه گذشته حجت‌الاسلام‌ سيدحسن خميني به روايت حضور خود در جبهه و برخورد عاطفي امام خميني(ره) با وي پرداخت. اما اين موضوع درباره سيدمجتبي خامنه‌اي و مهدي هاشمي، فرزندان رئيس‌جمهور و رئيس مجلس وقت نيز مصداق داشته و جالب آن‌كه در مقاطعي اين دو تن همرزم يكديگر بوده‌اند.

وبلاگ «مجادله» با نگاهي ريزبينانه به اين موضوع پرداخته و خاطرات دو تن از فرماندهان جنگ را به اين شرح به نقل از كتاب «خورشيد در جبهه» روايت مي‌كند:

سردار علي فضلي:
توفيقي بود که مدتي را در لشگر سيدالشهدا محضر برادر بسيار بزرگوارم آقا «سيد مجتبي» بوديم. ايشان مقطعي را که در لشگر سيدالشهدا بودند به من توصيه کردند که من را به عنوان آقاي حسيني خطاب کنيد، چون ما براي اداي تکليف و براي انجام وظيفه به اين جا آمده‌ايم نه براي نام و عنوان و فخر فروشي. در مقطعي که ايشان در لشگر سيدالشهدا بودند «آقا مصطفي» (فرزند ديگر آيت‌الله خامنه‌اي) در جبهه حضور داشتند، مخصوصا در توپخانه 15 خرداد و در يگان‌هاي ديگر بودند. حضورشان در لشگر 10 در سال 66 و در هنگام عمليات «بيت‌المقدس 2»، «بيت‌المقدس 4» و «والفجر 10» بود. آن مقطعي را که ايشان در لشگر سيدالشهدا بودند ما در «ماووت» مستقر بوديم. ويژگي‌هاي زيادي ما از ايشان در آن مدت ديديم، توقعشان همانند يا کمتر از توقعاتي بود که ساير رزمندگان داشتند، هيچ گاه نديدم چيزي بيشتر از ديگر رزمندگان بخواهد و يا حتي اشاره‌اي بکند، بلکه کمتر از آن را قانع بودند. سعي بر اين داشتند که در جاهايي که امکان خطر بيشتري هست حضور داشته باشند و در مکان‌هاي امن تعيين شده نباشند. رفت و آمد و سرکشي به خط مقدم را هميشه جزو‌ مبناها و ملاک خودشان قرار مي‌دادند، به موقع با بچه‌ها شوخي و مزاح هم مي‌کردند، در مورد اقامه نماز يک ويژگي خاصي داشت، سعي داشت هنگامي که جماعت نبود نماز خود را در جاهاي خلوت و تاريک که افراد کمتر حضور داشتند به جا آورد. ما آنجا چادرهاي زيادي داشتيم، اما ايشان براي نماز و راز و نياز، چادرهاي پرت و دور را انتخاب مي‌کرد. اين حالت در طول مدتي که ايشان در لشگر بودند تکرار مي‌شد و کار يک بار و دو بار نبود.

بزرگواري خاصي در ايشان بود؛ مثلا يادم مي‌آيد قرار شد ما براي دو هفته‌اي به سمت دشت پاريزي عراق برويم. جلسه‌اي گذاشتيم و به آقا مجتبي گفتيم بين شما و آقاي مهدي هاشمي فرزند آقاي هاشمي رفسنجاني يکي از شما مي‌توانيد بياييد، چون مسئوليت ما خيلي سنگين است و مشکل مي‌شود، ممکن است دو سه هفته‌اي سفر ما طول بکشد و حوادث خطرناکي پيش رو داريم و احتمال برخورد با گروهکها و با ارتش عراق خيلي زياد است، بنابراين هر دوي شما مصلحت نيست بياييد، ما يک کدامتان را مي‌بريم. هر دو شديداً مايل بودند که همراه ما باشند ولي از روي اطاعت پذيري گفتند: هر چه که تکليف ما هست بگوييد ما همان را انجام مي‌دهيم. ما از ايشان خواهش کرديم که شما نياييد و فقط آقاي مهدي هاشمي را مي‌بريم، سيد مجتبي ماند. ما رفتيم و پس از چند روز به سمت منطقه «والفجر 10» برگشتيم.به جهت حضور فرزندان مقامات مملکتي يک صفا و روحيه مضاعفي را در بين رزمندگان به وجود آورده بود.

سردار نورعلي شوشتري:
فرزندان آقا به دفعات در جبهه نبرد حاضر شدند و در عملياتهاي مختلف شرکت کردند؛ مثلا يک شب در عمليات «بيت‌المقدس 3» بود که ديديم «آقا سيد مجتبي» با پسر آقاي هاشمي رفسنجاني، آن جا ظاهر شدند. آقا سيد مجتبي ناراحت بود، گفتم: چه شده؟ اشاره به عينکش کرد و گفت: اين لامذهب شکسته، گفتم: اين که ناراحتي نداره، گفت: آخه از عمليات عقب مي‌مانم و هي بايد به اين مشغول بشم. اين عمليات خيلي پيچيده بود و احتمال اسارت بعضي از نيروها مي‌رفت لذا بچه‌هايي شرکت کرده بودند که پيش گام تر از همه بودند. من در اين فکر بودم که فرزند آقا و نيز فرزند آقاي هاشمي را از عمليات خط شکني دور نگه دارم، آنها هم اصرار داشتند که بايد شرکت کنند، البته آنها از اين که من مي‌خواهم آنها را دور نگه دارم بي خبر بودند. من به دوستانم پنهاني گفته بودم که عينک آقا مجتبي را درست نکنيد تا بچه‌ها بروند و اينها عقب بمانند، اما در هنگامي که من مشغول صحبت با بي سيم و انجام کارهاي ديگر بودم، ايشان عينک را گرفته بودند و با يک سنجاق موقتاً درست کرده بود و با فرزند آقاي هاشمي راه افتادند به طرف خط، من هر چه کردم نتوانستم آنها را نگه دارم و رفتند. بعد با فرمانده لشگرشان تماس گرفتم و گفتم: اينها دارند مي‌آيند مواظب باش که در خط شکني شرکت نکنند. روز بعد که به منطقه رفتم، ديدم اينها روي ارتفاعات «قَشَن» جايي که در نوک نقطه دفاعي قرار داشت و در محلي که واقعا هم تخليه مجروح از آن جا سخت بود و هم رساندن مهمات و آذوقه خيلي مشکل بود، قرار گرفته اند. من با برادرمان فضلي صحبت کردم و گفتم: آقاي فضلي، اين دو نفر به جاي خطرناکي رفته‌اند شهادتشان مشکلي نيست، اگر اسير شوند از نظر تبليغاتي برايمان خيلي گران تمام مي‌شود، ايشان گفت: من ديشب به آنها گفتم ولي داوطلبانه رفته‌اند.

نمونه ديگر در عمليات «مرصاد» بود که من بهترين و دقيق‌ترين اطلاعات را از اينها گرفتم. يک روز با تعداد زيادي از بچه‌هاي بسيجي، براي جمع کردن اطلاعات، داخل سنگر گرد هم حلقه زده بوديم، سنگر شلوغ بود، من اول نمي خواستم اين دو نفر شناخته شوند ولي خود به خود مشخص شدند. در آن جا اين دو آقازاده چنان با شور و شعف کار مي‌کردند و چنان داوطلبانه آماده خط شکني مي‌شدند که روحيه افرادي که آنجا بودند چند برابر مي‌شد. من خودم از بچه‌هاي بسيجي و کساني که در اطراف ما نشسته بودند شنيدم که مي‌گفتند ما فکر مي‌کرديم فقط ما هستيم ولي وقتي مي‌بينيم پسر رئيس‌جمهور و ديگر مقام‌هاي بالاي مملکت اين چنين خود را آماده نبرد مي‌کنند، روحيه مي‌گيريم و قدر نظام اسلامي و مسئولان آن را بهتر مي‌دانيم

+نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت11:39توسط عبدالله | |

 

 

 

«حسن بیادی» نایب رئیس شورای شهر تهران و یکی از حامیان اصلی احمدی‌نژاد که نامزد شهرداری تهران نیز بود توضیحاتی پیرامون وقایع رخ داده در انتخابات تعیین شهردار تهران و شایعات اخیر، ارائه داد. این توضیحات پس از آن بیان شد که حامیان محمود احمدی‌نژاد به رغم تمام تلاش‌ها و رایزنی‌های خود و به رغم مداخله برخی مقامات ارشد دولتی در فرآیند انتخاب شهردار تهران، نهایتاً در اجرای «سناریوی جاه‌طلبانه عزل قالیباف» ناکام ماندند و شهردار کنونی تهران توانست بار دیگر در سمت خود ابقا شود.

حسن بیادی اظهار داشت: تا هنگامی که بنده و خادم برای شهرداری نامزد بودیم، اکثریت اعضای ائتلاف اصولگرایان از ما حمایت می‌کردند و ائتلاف اصولگرایان اصلاح‌طلب و اصلاح‌طلبان نیز آرای خود را به قالیباف اختصاص دادند.

بیادی ادامه داد: در روز سه‌شنبه که فرآیند انتخاب شهردار از میان قالیباف و خادم طولانی شده بود، یک نفر از اعضای ائتلاف اصولگرایان برای ختم مساله به آقای قالیباف رای داد.

به گفته وی، مشخص نیست که چه فردی رای نهایی را به قالیباف داده اما بنا بر حدس و گمان‌ها ممکن است این فرد، آقای شیبانی باشد.

بیادی در عین حال با انتقاد شدید از برخی محافل و اشخاص که در روزهای گذشته وی را به توافق پشت پرده با نمایندگان دولت برای برکناری قالیباف متهم کردند، اظهار داشت: «خدا را گواه می‌گیرم که این شایعات به هیچ عنوان صحت نداشتند. من مستقل بوده و باقی خواهم ماند و روحیه بسیجی خود را حفظ خواهم کرد. اگر بنا بود از دولت امتیازی بگیرم که عضو هیات مدیره پرسپولیس نمی‌شدم که این گونه به من توهین شود.»

نایب رئیس شورای شهر تهران با ابراز عقیده در این باره که «شایعات فوق را دوستان آقای قالیباف درست کرده بودند»، خاطرنشان کرد: مواضع من همواره ثابت بوده و آن حفظ حقوق مردم است اما وقتی مواضع شهردار عوض شود و برخلاف وعده‌هایش عمل کند، من هم مجبورم تا برای دفاع از حقوق مردم مواضعم را تغییر دهم.

بیادی تصریح کرد: این برای اولین بار نبود که من نامزد شهرداری تهران شدم، اما تا هنگامی که شرایط انتخابات شوراها به گونه‌ای باشد که شوراهای سیاسی تشکیل شود، جناح‌های سیاسی هم در آنها فعال می‌شوند و آنگاه تصمیم‌گیری‌ها هم سیاسی می‌شود.

وی با اشاره به این نکته که «تا زمانی که شهردار برخلاف وعده‌هایش عمل نکند، شورای شهر حامی او خواهد بود»، هشدار داد: «زمانی که شهردار در برابر شورا قدرت‌نمایی کند و از شهر در جهت منافع و مقاصد سیاسی و شخصی خود استفاده کند، شورا هم در برابر او خواهد ایستاد.»

نایب رئیس شورای شهر تهران افزود: شخص قالیباف را مدیری قوی و کارآمد می‌دانم اما برخی از اطرافیان او ناکارآمد هستند که یکی از شروط بنده برای حمایت از حقوق مردم در شهرداری، اصلاح کردن روند انتخابات در شهرداری بود.

بیادی گفت: من نماینده مردم هستم. بنابراین، وظیفه دارم تا در برابر تخلفات بایستم و تذکر بدهم، ضمن اینکه اگر آقای قالیباف برخلاف وعده‌هایش عمل کند، در جهت دفاع از حقوق مردم به طور جدی به او تذکر خواهیم داد.

وی در عین حال تصریح کرد: قالیباف مدیری کارآمد و قدرتمند است که اقدامات ارزشمندی ا نجام داده و وظیفه نمایندگان شورا این است که ضمن اینکه از این اقدامات دفاع کرده، کاستی‌ها را تذکر دهند.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت16:2توسط عبدالله | |